کشف ماده خودمونتاژ با قابلیت کنترل توسط نور

پژوهشگران دانشگاه ایالت کارولینای شمالی شیوه‌ای جدید برای استفاده از نور به منظور کنترل ترتیب تا خوردن ماده‌ی خودمونتاژ کشف کرده‌اند.

گویا آی تی – در گذشته شاهد ساخت و عرضه‌ی سازه‌هایی خود تا شونده‌ای بوده‌ایم که توسط نور کنترل می‌شده‌اند؛ این تکنیکی است که برای تبدیل صفحات مسطح به اشکال ۳بعدی مثل مکعب و هرم به خوبی جواب می‌دهد. دانشمندان در تلاش برای هوشمندتر کردن این مواد هوشمند شیوه‌ای جدید برای ساخت سازه‌های خود تاشونده‌ی پیچیده طراحی کرده‌اند؛ این کار از طریق تغییر رنگ نور و ”لولاها“ انجام می‌شود تا هر بخش از ماده به ترتیبی خاص تا بخورد.

پژوهش جدید با استفاده از یافته‌های قبلی ایالت کارولینای شمالی در سال ۲۰۱۱ انجام شده  یعنی زمانی که پژوهشگران اقدام به ساخت قالب‌های ۲بعدی کرده‌ بودند که در زمان قرارگیری در معرض اشعه‌ی مادون قرمز می‌توانستند خودشان را به فرم یک شکل ۳بعدی تا بزنند. کلید اصلی برای این کار وجود خطوط سیاه برجسته در لولاها بود که در مقایسه با مواد شفاف اطرفا خود، می‌توانستند انرژی زیادی را به خود جذب کرده و نهایتا قسمت مورد نظر از ماده را در نقطه‌ی مورد نظر دانشمندان قرار دهد. تیم پروژه با تنظیم ضخامت هر خط، قادر به کنترل سرعت و زاویه‌ی هر کدام از تا‌ها (چین‌ها) بود.

یکی از نقاط ضعف روش قبلی این بود که قرارگیری ماده‌ی مذکور در معرض نور باعث می‌شد که پروسه‌ی چین خوردن تاها همزمان شروع شود. حال پژوهشگران با استفاده از تغییر رنگ نور و لولاها، شیوه‌ی جدیدی برای کنترل ترتیب چین خوردن‌ها کشف کرده‌اند.

«مایکل دیکی» یکی از دست‌اندرکاران پژوهش در این مورد توضیح می‌دهد: ”یکی از چالش‌های قدیمی در این حوزه پیدا کردن راهی برای کنترل ترتیبی تبدیل شدن یک ورقه‌ی ۲بعدی به یک شئی ۳بعدی بود. هر کسی که تا به حال اوریگامی ساخته باشد –یا لباس‌هایش را تا زده باشد- تصدیق می‌کند که ترتیب تا خوردن‌ها فوق‌العاده مهم است.

سیستم جدید بر این اساس استوار است که رنگ‌های مختلف قادر به جذب طول‌ موج‌های مختلف نور با سرعت و شدت متفاوتی هستند. پژوهشگران با چاپ لولاها به رنگ‌های خاص جوهر می‌توانند ماده‌ را در معرض نور رنگی که باعث واکنش بعضی لولاها و نه همه‌ی آنها می‌شود، قرار دهند. برای مثال تصور کنید یک لولا زرد باشد و یکی دیگر آبی. تاباندن نور آبی روی شکل باعث می‌شود لولای زرد رنگ (و نه آبی رنگ) تا شود، زیرا جوهر آبی، نور آبی را جذب نخواهد کرد. در حالی که نور قرمز هر زمان که نیاز باشد لولای آبی‌ رنگ را فعال می‌کند.

این روش به تیم پژوهشگران اجازه می‌داد یک شکل ۳بعدی را با استفاده از نمایش منظم رقص نورهای مختلف ایجاد نموده و از سوی دیگر امکان کنترل زنجیره‌ای از چین‌ها بدون نیاز به تغییر رنگ هم فراهم می‌شد. رنگ‌های مختلف جوهر قادر به جذب طول موج‌های خاص با سرعت و شدت خاصی هستند به این معنی که یک لولا قادر به واکنش سریع بوده در حالی که یکی دیگر کار خود را به آهستگی و با سرعت کمتری دنبال می‌کند.

امکان تعریف مجموعه‌ای دقیق از دستورالعمل‌ها به مواد و سازه‌هایی که امکان تا شدن دارند گستره‌ی وسیعی از کاربردهای بالقوه‌ی دارد از جمله امکان ساخت ربات‌های هضم شدنی که بعد از بلعیده شدن با دریافت دستور باز شده (از حالت تا شدگی خارج شده) و وظیفه‌ی محول شده را در بدن انجام می‌دهند؛ ضمنا از این مواد می‌توان در ساخت صفحات‌های خورشیدی که بعد از ارسال به فضا به صورت خودکار باز خواهند شد هم می‌توان استفاده کرد.

این پژوهش تائیدی است بر درستی و صحت نظراتی که در این حوزه وجود دارد و ضمنا درها را به سوی کاربردهای بالقوه‌ای که با پروسه‌های ساده می‌توان آنها را انجام داد می‌گشاید. مردم به دلایل گوناگون به سازه‌هایی که خود قادر به باز شدن (خارج شدن از حالت تا شدگی) هستند علاقه دارند؛ برای مثال می‌توان اشیا مختلف را در بسته‌هایی صاف و مسطح به جایی دیگر ارسال کرد و شاهد اسمبل شدن آنها در مقصد بود. ضمنا از کاربرد گسترده‌ی آنها در صنایع پزشکی و الکترونیک هم نمی‌توان به سادگی چشم‌پوشی کرد.

این پژوهش در ژورنال Science Advances منتشر شده است. برای آِشنایی بیشتر با پژوهش مذکور این ویدئو را تماشا کنید.

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

۱۰ جمله و نقل قول برتر درباره مادر

به مناسبت روز مادر مجموعه ای از زیباترین نقل قول ها با موضوع مادر را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم.

با سرعت هر چه تمامتر به روز مادر نزدیک می شویم روزی که گل ها می شکفند . همان طور که شکفتن گلها را جشن می گیریم نباید از مهم ترین جشن برای مادرانی که ما را به دنیا آورده اند را فراموش کنیم . بدون حضور مادرها ما نمی توانستیم پا بر این دنیا نهیم و از نعمت زندگی لذت بریم . این موجودات دوست داشتنی مادران ما هستند و برای ۹ ماه ما را در بطن خودشان حمل کرده اند و حتی وقتی هم که بزرگ می شویم باز هم مراقب ما هستند . برای روز مادر امسال ۱۰ جمله و نقل قول برتر درباره مادر ، فداکاری و دلبستگی هایشان نسبت به فرزندان را مرور می کنیم .

عکس نوشته روز مادر

۱٫ هنری وارد بیچر ( Henry Ward Beecher )

قلب مادر کلاس درس فرزند است . در حقیقت قلب مادر مملو از عشق و نگرانی نسبت به فرزندش می باشد . مادر هر چیزی را که به فرزندش یاد می دهد برگرفته از دلش می باشد که مملو از خردی است که حاصل تجربیات وی در زندگیست.

همچنین بخوانید: اشعار دوبیتی روز مادر

۲٫ ضرب المثل یهودیان

هر آنچه را کودک نمی تواند بگوید مادر می فهمد
این ضرب المثل کاملاً درست است ، یک مادر اگر برای فرزندش اتفاقی بیافتد یا اینکه حالش خوب نباشد کاملا متوجه می شود، چرا که مادرها حسی به نام غریزه مادری دارند که خدواند در وجودشان قرار داده است . مادرها احساسات و افکار فرزندانشان را می دانند .

۳٫ دی ویت تالمیگ De Witt Talmage

مادر ساحلی است که ما همه آسیبها و نگرانی هایمان را در آن به جا می گذاریم . اکثر بچه ها حتی نوجوانان می توانند بی پرده و رک و راست همه رازها و ترسهایشان را برای مادرشان بازگو کنند . مادر دلی برای شنیدن و فهمیدن و عشقی بدون شرط دارد .

همچنین بخوانید: شعر مخصوص روز مادر

۴٫ پیتر دی ریس Peter De Vries

نقش مادری به دنیا آوردن بچه ها ست . عشق مادری اندازه گرفتنی نیست و همه چیز را تحمل می کند . هیچ کس در دنیا نمی تواند جای مادر را بگیرد . مادرها نقشی بسیار مهم در زندگی بچه ها در ایفای الگوی جاودانه مادریشان دارند .

۵٫ ماریون سی گرتی Marion C Garretty

عشق مادری انرژی است که انسان را قادر به تحقق غیر ممکن ها می سازد . بله درست است پیوند قوی و توانی وجود دارد که یک مادر می تواند کاری کند که هیچ کس انتظار انجام آن را ندارد . حمل ، به دنیا آوردن و نگهداری یک کودک کار آسانی نیست . فداکاریهایی که یک مادر در مراقبت از بچه هایش می کند ورای توانایی ها و قابلیتهای اوست که کاملاً حیرت آور است . به همین دلیل است که در زندگیمان لقب زنان برتر و مادران برتر را به آنها می دهیم .

همچنین بخوانید: پیامک تبریک روز مادر

۶٫ میلدرد بی ورمونت Mildred B Vermont

مادری تمام وقت بودن، یکی از مشاغل با حقوق بالاست که حقوقش عشقی خالص و ناب است. بله مادرها برای این شغل تمام وقت، پولی دریافت نمی کنند ، شغلی که ساعات کاریش بیش از ۸ ساعت و حتی بیش از ۲۴ ساعت است و این معنایی جز عشقی که آنها نسبت به بچه هایشان دارند ندارد، عشقی ناب و خالص

۷٫ ضرب المثلی چینی

در تمام دنیا تنها یک کودک زیبا وجود دارد که هر مادری دارد . مادر ها حس زیبایی دارند که نقش شان در نگهداری و آوردن یک کودک زیبا به این دنیا را قبلاً انجام داده اند .

۸٫ هووارد جانسون Howard Jonson

M : میلونها چیزی است که او به من داده است
O : فقط اوست که من را بزرگ کرده است.
T : اشکهایی که او برای نجات من ریخته است .
H : قلب خالص ترین طلا
E : چشمانی با برق عشق
R : حق ، حقی که او همیشه بر گردن ما خواهد داشت .
با چیدن این حروف در کمار هم کلمه ای درست می شود به نام مادر که به معنای دنیای من می باشد . براستی که مادر توصیف کننده همه چیز این دنیاست .

همچنین بخوانید: اس ام اس روز مادر

۹٫ سارا مالین Sarah Malin

هر زمان که به آغوشی نیاز دارم آغوشت به روی من باز است . زمانهایی را که به وجود یک دوست نیاز دارم دلت می فهمد . زمانی که به آموختن درسی نیاز دارم چشمان بخشنده ات حالتی سختگیرانه و جدی به خود می گیرند . قدرت و عشق تو مرا هدایت کرده و بال پرواز من بوده است . مادرها در هر زمانی و هر مکانی و هر شرایطی که فرزندانشان به وجود شان نیاز دارند حاضرند حتی زمانهایی که اصلاً فرزندان دوست داشتنی نیستند .

۱۰٫ تلمود The Telmud

از آن جایی که خدا نمی توانست در همه جا حاضر باشد مادران را آفرید . مادران همواره حاضرند تا ما را راهنمایی کنند و به حرفها و درد دلهای ما گوش جان بسپارند . آنها هدیه خداوندی به ما انسانها هستند . آنها بدون توجه به شرایط، عشق و حمایت و درکشان را به ما می دهند .

The post 10 جمله و نقل قول برتر درباره مادر appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

گلچین عکس نوشته مخصوص روز مادر

ضمن تبریک روز مادر، مجموعه ای از زیباترین عکس نوشته های روز مادر را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم.

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

عکس نوشته برای تبریک روز مادر

عکس نوشته برای تبریک روز مادر

عکس نوشته درباره مادر

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

عکس نوشته جدید تبریک روز مادر

اشعار دوبیتی تبریک روز مادر

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

عکس نوشته ؛ متن تبریک روز مادر

عکس نوشته ؛ متن تبریک روز مادر

عکس نوشته برای روز مادر

عکس نوشته برای روز مادر

عکس نوشته ویژه روز مادر

پیامک تبریک روز مادر

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

عکس نوشته های روز زن

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

متن تبریک روز مادر

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

عکس نوشته های روز مادر

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

عکس درباره مادر

اس ام اس تبریک روز مادر

عکس نوشته های روز زن, عکس نوشته درباره روز زن

The post گلچین عکس نوشته مخصوص روز مادر appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

پرواز پرنده سیاه آمریکایی در آسمان؛ همه آنچه باید در مورد هواپیمای SR-71 بدانید

هر چند که بلک برد SR-71 در اوج درگیری های جنگ سرد ساخته شد و در یک بازه زمانی ۱۷ ساله هرگز پرواز نکرد، اما هنوز هم به نظر می رسد این هواپیما به آینده تعلق دارد.

گویا آی تی – این هواپیمای جنگنده که هیچ سلاحی به همراه ندارد، نه تنها شبیه یک فضاپیما است، بلکه رکورد سریع ترین هواپیمای سرنشین دار را در سال ۱۹۷۶ به خود اختصاص داد؛ رکوردی که تا امروز بدون تغییر باقی مانده است. این هواپیما چگونه ساخته شد، و چه چیزی باعث شد این شهروند مقیم فضا به پرواز درآید؟

تولد بلک برد
SR-71، توسط شرکت لاکهید و در کارخانه مخفیانه آن به نام Skunk Works در بوربانک کالیفرنیا ساخته شد. طراحی این هواپیما، با الهام گیری از هواپیمای مخصوص شناسایی A-12 انجام شد. A-12 به عنوان جایگزینی برای هواپیمای جاسوسی U2، از دهه ۱۹۵۰ در اختیار سازمان سیا قرار گرفت. SR-71، زاییده افکار یک مهندس هوافضای آمریکایی به نام کلارنس “کِلی” جانسون بود. او مانند یک تونی استارک در دنیای واقعی، انواع نوآوری های قابل توجه را در طراحی هواپیمای خود به کار برد و باعث پیشرفت های چشمگیری در مهندسی هوافضا گردید.

SR-71، برای نیروی هوایی ایالات متحده ساخته شد و از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۸ به پرواز درآمد. بلک برد یا هابو (Habu) (نام یک مار سمی ژاپنی)، می توانست از هر هواپیما یا موشکی که آن را دنبال می کند، سبقت بگیرد. چندین رکورد سرعت و ارتفاع برای این هواپیما ثبت شده که هنوز شکسته نشده است. SR-71، یکی از اولین هواپیماهای رادارگریز بود. این هواپیما هر چه مسن تر شد، قوی تر هم شد! با وجود آنکه توسط مهندسانی ساخته شده بود که از قوانین اسلاید استفاده می کردند. این وضعیت کمی شبیه آن است که با کنجکاوی گوشی هوشمند خود را باز کنید و داخل آن یک مرد کوچک که یک چرتکه به دست گرفته ببینید.
چه انگیزه ای باعث ساخت این خنجر پرنده ی قدرتمند شد؟ پاسخ این سوال در سردترین سالهای جنگ سرد نهفته است. در دهه ۱۹۵۰، ناتو از ضرورت حیاتی حفظ فشار بر اتحاد جماهیر شوروی آگاه شد. از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، این ضرورت به طور فزاینده ای قویتر شد و ایالات متحده تلاش کرد تصویری از خود در ذهن رقبا ایجاد کند که در آن کشوری غیرقابل مقابله با داشتن تجهیزات جنگی قوی و زرادخانه های هسته ای به تصویر کشیده شده باشد.
رئیس جمور وقت آمریکا، آیزنهاور، هم از حملات مخفیانه شوروی می ترسید و هم کابوس وقوع تصادفی یک هولوکاست هسته ای را می دید. به همین دلیل طرح “آسمان باز” را مطرح کرد. این طرح به هواپیماهای شناسایی ایالات متحده و شوروی امکان می داد در قلمرو کشور دیگر پرواز کنند. اما کرملین این طرح را نپذیرفت و به همین دلیل آمریکایی ها کار ساخت هواپیمای جاسوسی U2 را آغاز کردند. اولین پرواز این هواپیما در سال ۱۹۵۵ انجام شد.
lockheed_sr_71_blackbird-19
U2 یک هواپیمای بدون موتور جت است که امروزه نیز در ماموریت های مختلف شرکت می کند. این هواپیما برای سازمان سیا طراحی و ساخته شد و وظیفه آن، پرواز در قلمرو اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای عضو پیمان ورشو بود تا به این ترتیب اطلاعات استراتژیکی از این کشورها جمع آوری کند. متاسفانه، سازمان سیا فناوری های ضد هوایی شوروی را دست کم گرفته بود. در تاریخ ۱ می ۱۹۶۰، یک هواپیمای U2 که توسط فرانسیس گری پاورز هدایت می شد، مورد اصابت موشک های SA-2 قرار گرفت. پاورز به شکل معجزه آسایی جان سالم به در برد و توسط نیروی های شوروی دستگیر شد. او ابتدا در یک دادگاه نمایشی به جاسوسی متهم شد و سپس با یکی از جاسوسان سازمان KGB که توسط آمریکا دستگیر شده بود، یعنی رادولف آبل، در سال ۱۹۶۲ مبادله شد.
در همین سالها، جایگزین U2 همچنان به روند رشد خود ادامه می داد. شرکت لاکهید با اOxcart، هواپیمای شناسایی مافوق صوت و تک سرنشین A-12 را ساخت. انگیزه ساخت A-12 آن بود که برای غلبه بر ضعف های U2، هواپیمایی بسازیم که بتواند در ارتفاع بالاتر و با سرعت بیشتر از هر جسم پرنده دیگری که در آسمان وجود دارد، پرواز کند. A-12 باید تا حدی سریع باشد که نیازی به اسکورت و سلاح نداشته باشد. علاوه بر آن، باید دارای بدنه ای نازک و براق باشد و مواد خاصی در ساخت آن به کار رود تا شناسایی آن توسط رادارها تا ۹۰ درصد کاهش یابد.
اکثر فناوری های به کار رفته در A-12 (تصویر زیر) در SR-71 هم مشاهده می شود. این هواپیما برای اولین بار در آوریل ۱۹۶۲ به پرواز در آمد. پانزده فروند از آن ساخته شد، اما در طول جنگ ویتنام و کره شمالی فقط در ۲۹ ماموریت شرکت کردند. سپس در سال ۱۹۶۸ از ناوگان نیروی هوایی کنار گذاشته شدند.

معرفی SR-71
نیروی هوایی ایالات متحده به دنبال یک نسخه بزرگتر، سریعتر و سنگین تر از A-12 بود که بتواند دو سرنشین را حمل کند. این خواسته ها با ساخت SR-71 برآورده شد. (SR مخفف عبارت انگلیسی به معنای شناسایی استراتژیک است)
بلک برد هایی که از ماموریت های سخت جان سالم به در برده اند، امروزه در موزه های هوا فضا و پایگاههای نیروی هوایی ایالات متحده و بریتانیا سکونت دارند. اما هنوز هم اگر سوار آنها شوید می توانید با آنها پرواز کنید. SR-71، علی رغم آنکه یک هواپیمای شناسایی است، اما اصلا کوچک نیست. این هواپیما با ۱۰۷٫۴ فوت (۳۲٫۷۴ متر) طول ، با طول بالهای ۵۵٫۶ فوت (۱۶٫۹۴ متر) و ارتفاع ۱۸٫۵ فوت (۵٫۶۴ متر) در گالری هر موزه ای که قرار می گیرد، بر سایر هواپیماها فرمانروایی می کند. SR-71 وقتی خالی است، ۶۷٫۵۲۲ پوند (۳۰٫۶۰۰ کیلوگرم) وزن دارد و وقتی سوختگیری کند و محموله های حاوی حسگرها در آن قرار بگیرد، به وزن ۱۵۲٫۰۰۰ پوند (۶۹٫۰۰۰ کیلوگرم) می رسد.
SR-71 هم مانند A-12 فقط از لحاظ ظاهری شبیه هواپیماهای آینده نبود، بلکه از لحاظ ساختاری نیز اینگونه به نظر می رسید. مدرن ترین هواپیماها از آلومینیوم ساخته می شوند، اما در سرعت هایی که بلک برد با آنها پرواز می کند، این ماده دوام نمی آورد. به همین دلیل، این هواپیمای جدید را از تیتانیوم و کامپوزیت ها ساخته اند.

مشکلات تیتانیوم
در واقع SR-71، بزرگترین چیزی بود که تا آن زمان از تیتانیوم ساخته می شد. به همین دلیل ساخت آن با مشکلات زیادی مواجه بود. اولا تیتانیوم یک فلز نادر است و مقدار تیتانیومی که در ایالات متحده تولید می شد، برای ساخت بلک برد ها کافی نبود. به همین دلیل آمریکایی ها از اشخاص ثالث و شرکت های خارجی خواستند که تیتانیوم لازم را از خارج از این کشور، از جمله از اتحاد جماهیر شوروی، تهیه کنند. اما وقتی مشخص شد که ۸۰ درصد از تیتانیوم خریداری شده استاندارد نیست، مسئولان پروژه ساخت بلک برد متوجه شدند خریداری تیتانیوم راهکار خوبی نبوده است.
مشکل دیگر آن بود که کار کردن با تیتانیوم و نگهداری از آن بسیار سخت است. یعنی برای کار کردن با این ماده، لازم است همه تکنیک های طراحی و ساخت موجود را به کار بگیریم. به عنوان مثال، کوارتز شیشه جلوی هواپیما باید با استفاده از فراصوت ذوب شود و به قاب تیتانیوم جوش بخورد. علاوه بر آن، سطح این هواپیما نه صاف است و نه موجدار، و همین باعث شد برخی از مهندسان SR-71 را “فورد سه موتوره با ماخ ۳” بنامند. این نام به یک هواپیمای مسافربری متعلق به دهه ۱۹۲۰ اشاره دارد که با نام “The Tin Goose” شناخته می شد. این پوشش خاص به بدنه هواپیما اجازه می داد که وقتی گرم می شود در جهت افقی و عمودی منبسط شود. اگر سطح آن صاف می بود، در صورت گرم شدن بدنه، سطح آن شکاف خورده یا به حالت حلقه ای در می آمد. همچنین خدمه زمینی هواپیما باید همواره مراقب باشند که پای خود را کجا می گذارند.
مشکل دیگری که وجود داشت، نشت سوخت بود. بلک برد در حین پرواز گرم می شد و همین باعث می شد بدنه آن چندین اینچ منبسط شود. به همین دلیل پانل های تیتانیوم فقط برای وضعیتی که این هواپیما روی زمین داشت مناسب بودند.
پرواز در سرعت بیش از ماخ ۳، باعث می شود بدنه هواپیما تا دماهای بالا گرم شود و به همین دلیل با گذشت سالها تیتانیوم قویتر می شود. هر گاه این هواپیما با سرعت فراصوت حرکت کند، پانل های آن بازپخت می شود و گویا مجددا وارد کوره شده اند.

دهه ۱۹۶۰ در خفا گذشت
البته SR-71 فقط بانی پیشرفت کم در ساخت اشیای بزرگ با تیتانیوم نبود. این هواپیما یکی از اولین جنگنده هایی بود که برای پرواز کردن و ناپدید شدن ساخته می شد. هر چیزی که برای بلک برد ساخته می شد، به گونه ای مهندسی شده بود که تا حد امکان آن را نامرئی کند. به عنوان مثال، بدنه ی تیره و معروف آن، به آن دلیل ساخته نشد که چیزی شبیه گاراژ بتمن به نظر برسد، بلکه دلایل کاربردی داشت. بلک برد (به معنی پرنده سیاه) بر خلاف نامش سیاه رنگ نبود، بلکه به رنگ آبی تیره بود، اما در آسمان شب کاملا همرنگ محیط می شد.
این همه زاویه تیز و طرح های چشمگیری که در ساخت SR-71 به کار رفته، فقط برای رعایت اصول آئرودینامیک نیست. این هواپیما به گونه ای طراحی شده که کمترین سطح مقطع ممکن را داشته باشد و در عین حال، پرتوهای رادار را منحرف کند. پرتوهایی که منحرف نمی شد هم توسط کامپوزیت های دمای بالا و فریت های تعبیه شده در آنها، به صورت انرژی جذب می شد. در واقع، این تثبیت کننده های عظیم از کامپوزیت ها ساخته شده بودند و این اولین باری بود که چنین ماده ای برای ساختن یکی از اجزای اصلی یک هواپیما به کار می رفت.
لزوم مخفی ماندن هواپیما از چشم رادارها هم دلیل دیگری بود که باعث شد قسمت هایی دندانه ای مانند لبه چاقو در دو طرف بدنه قرار بگیرد و تا بالها ادامه داشته باشد. وقتی SR-71 پرواز کرد، مهندسان از دیدن اینکه این دندانه ها بالا رفتن هواپیما را آسان تر کرده و عملکرد کلی آن را بهبود بخشیده، شگفت زده شدند. این دندانه ها باعث شدند بلک برد ثبات بیشتری داشته باشد، احتمال کندی حرکت آن کمتر شود، بتواند وزن بیشتری را حمل کند، و در سرعت های بالا از مشکلات کمتری رنج ببرد. خیلی هم خوب !
هزینه این همه قابلیت، آن بود که SR-71 دارای یک سطح مقطع راداری ۱۰ متر مربعی (۱۰۸ فوت مربعی) باشد که تقریبا برابر با یک هواپیمای J-3 Piper Cub است. علاوه بر آن، سوخت این هواپیما با سزیم مخلوط شده بود تا گازهای خروجی از آن برای رادارها کمتر قابل مشاهده باشد. با پیشرفت فناوری و ساخت تجهیزات جدید، اجزای مختلف هواپیما به گونه ای با یکدیگر ترکیب شدند که SR-71 تا حدممکن نامرئی باشد. ایالات متحده در یک رقابت تنگاتنگ با شوروی قرار داشت و سبقت گرفتن از این رقیب بسیار دشوار بود.
وقتی همه این مراحل طی شد، نیروی هوایی ایالات متحده یک دستگاه باورنکردنی به دست آورد. دو موتور Pratt and Whitney J58-1 ، هر کدام می توانستند نیروی پیشران ۳۴۰۰۰ پوندی (۱۵۱ کیلونیوتنی) تولید کنند و در نتیجه ی تامین این نیرو، هواپیما می توانست در ارتفاع ۸۵۰۰۰ فوتی (۲۸٫۹۰۰ متری) به سرعت حداکثری ماخ ۳٫۳ (۲۲۰۰ مایل در ساعت، ۳۵۴۰ کیلومتر در ساعت، ۱۹۱۰ گره) برسد. هر چند که برد آن ۲۹۰۰۰ nm 3337 مایل، ۵۴۰۰ کیلومتر بوده، اما در حالت پرواز هم می توانست سوخت گیری کند. پس تنها عامل محدودیت کننده این هواپیما، استقامت آن خواهد بود.
Lockheed_SR-71s
در کابین خلبان
پرواز بلک برد چگونه انجام می شد؟ جای تعجب ندارد که برای هواپیمایی که برای پرواز در شرایطی نزدیک به شرایط فضایی طراحی شده ، آیین های قبل از شروع پرواز مشابه با آیین های فضانوردان باشد. پیش از هر ماموریت، دو سرنشین این هواپیما خدمات پزشکی دریافت می کردند و سپس یک جلسه توجیهی برای اعلام برنامه دقیق پرواز برگزار می شد. بعد از آن، یک صبحانه غنی از پروتئین که شامل استیک و تخم مرغ می شود، می خورند. این کار باعث می شد فرماندهان اطمینان یابند سرنشینان این هواپیما برای پرواز طولانی به اندازه کافی تغذیه شده اند. این وعده غذایی به گونه ای طراحی شده بود که نیاز به دفع نیز به حداقل برسد. احساس نیاز به دستشویی در ارتفاع ۸۵۰۰۰ فوتی، اصلا خوشایند نیست!
سپس زمان آن رسید که سرنشینان لباس پرواز را به تن کنند. هر یک از این لباسها که به صورت اختصاصی توسط شرکت دیوید کلارک ساخته شده بودند، ۱۲۰ هزار دلار آمریکا هزینه داشت. به دلیل آنکه لازم بود از این لباسها در ارتفاع بالا استفاده شود، بسیار شبیه لباس خدمه شاتل فضایی طراحی شده بودند. یک کلاه مخصوص، اکسیژن خالص برای آنها فراهم می کرد تا احتمال افت ناگهانی فشار هوا کاهش یابد.

علاوه بر آن، یک تخلیه اضطراری در زمانی که هواپیما به سرعت ماخ ۳٫۲ می رسد، سرنشینان را به دمای حدود ۴۵۰ درجه فارنهایت (۲۳۰ درجه سانتیگراد)، و سپس به دماهای زیر صفر می رساند، که موجب می شود آنها به طور همزمان منجمد و خفه شوند. در عین حال، خون آنها در شرایط نزدیک به خلاء که در یک دهم بالایی جو زمین برقرار است، به جوش می آید. همه این اتفاقات پیش از آنکه فرصتی برای باز شدن چتر نجات وجود داشته باشد، رخ می دهند. به همین دلیل حفاظت کامل از سرنشینان، به معنای واقعی کلمه لازم و حیاتی بود.
وقتی دو سرنشین SR-71 لباسهای خود را به تن کردند، در یک ون مجهز به صندلی های راحت به نزدیکی هواپیما منتقل شدند. هنگام ورود به هواپیما، خلبان روی صندلی جلو می نشست و افسر سیستم های شناسایی (RSO) روی صندلی عقب قرار می گرفت. پس از آنکه مرحله استقرار سرنشینان در کابین خلبان به پایان رسید، باید مدتی در همان حالت می ماندند تا کارشناسان مطمئن شوند همه چیز رو به راه و امن است، صندلی پرتاب آماده است، و پوشش کابین کاملا بسته می باشد.

بلند شدن هواپیما از زمین
SR-71، هواپیمای خودآغازگری نبود. برای روشن کردن موتورهای J58 آن لازم بود یک آغازگر کمکی که دو موتور Biuck V8 را حمل می کرد، کار کند. این موتورها به محور محرک (درایو شفت) متصل می شدند و زمانی که به سرعت ۳۲۰۰ دور در دقیقه می رسیدند، صدای خاصی تولید می کردند. بعدها یک دستگاه پنوماتیک که با هوای فشرده کار می کرد، جایگزین آنها شد.
هرچند که مقر اصلی اجرای برنامه SR-71 در ایالات متحده بود، اما دو پایگاه اصلی آن، پایگاه نیروی هوایی سلطنتی میلدنهال بریتانیا و پایگاه کادنا AFB در اوکیناوای ژاپن بودند. با این حال تفاوتی نداشت این هواپیما از کدام پایگاه پرواز کند؛ در هر دو پایگاه فرآیند مشابهی برای پرواز SR-71 طی می شد. ابتدا روی زمین حرکت می کرد و وقتی سیگنال “برو (go)” دریافت می شد، موتورهای قدرتمند این هواپیما آن را از زمین می کندند و به آسمان می بردند.
این بلند شدن سریع هواپیما، فقط برای جلب توجه و انجام حرکات نمایشی نبود. شتاب گیری سریع SR-71، در واقع یک مانور ایمنی بود. زیرا قرار بود بلک برد به لایه استراتوسفر جو برسد و در آن ساکن شود و در نتیجه لازم بود در نزدیکی زمین وضعیت مطلوب خود را نشان دهد. خلبان باید با حداکثر سرعت ممکن هواپیما را از زمین بلند می کرد تا اگر یکی از موتورها آسیب دید، بتواند برای فرود یا تخلیه امن اقدام کند.
ویژگی دیگر بلند شدن SR-71 از زمین آن بود که جدا از اطلاع رسانی های مختلف در مورد ترافیک هوایی محلی و کنترل رویدادهای اطراف، این هواپیما در سکوت رادیویی کامل پرواز می کرد. این حالت تا زمانی که هواپیما به پایگاه بازگردد حفظ می شد. به همین دلیل گوش های کنجکاو، هیچ چیزی در مورد این هواپیما یا اهداف آن نمی شنیدند.

سوخت گیری مجدد
اولین کاری که SR-71 بعد از بلند شدن از زمین انجام می داد، سوخت گیری مجدد بود. البته این کار به دلیل مصرف سوخت بالای این هواپیما در هنگام بلند شدن یا به دلیل نشت سوخت از پانل های تیتانیوم نیست. بلکه عمدا با حداقل مقدار ممکن سوخت آن را به پرواز در می آورند تا فشار وارد بر بدنه در حین بلند شدن هواپیما به حداقل برسد. از طرف دیگر فضای خالی موجود در مخزن سوخت با هوا پر می شود. وقتی هواپیما به سرعت مافوق صوت می رسد و سوخت آن تا دمای ۳۵۰ درجه فارنهایت (۱۷۷ درجه سانتیگراد) داغ می شود این هوا برای آغاز احتراق سوخت به کار میرود.
SR-71 برای سوخت گیری باید با یک ناوگان متشکل از حداکثر سه KC-135Q Stratotankers ملاقات کند. این ناوگان به گونه ای اصلاح شده که وقتی هواپیما با حداکثر سرعت خود در حال پرواز است، بتواند از آن سوخت دریافت کند. وقتی عمل سوخت گیری به اتمام برسد، شش مخزن اصلی بلک برد با ۸۰٫۲۵۰ پوند (۳۴٫۴۰۱ کیلوگرم) سوخت پر می شوند و اگر فضای خالی در آنها باقی بماند، انباشته از نیتروژن برودتی می گردد.

صعود و شتابگیری
زمانی که SR-71 در بالاترین ارتفاع قرار بگیرد، می تواند ماموریت خود را آغاز نماید. خلبان سر هواپیما را رو به بالا می گیرد و به دریچه هوا ضربه می زند تا هواپیما شتاب بگیرد و بدون هیچ زحمتی به سرعت مافوق صوت و فراتر از ماخ ۳ برسد.
آنچه این فرآیند را ممکن می ساخت، دو موتور Pratt and Whitney J58 بودند. این هیولاها ۴٫۷۵ فوت (۱٫۴۵ متر) عرض و ۱۷٫۸۳ فوت (۵٫۴۴ متر) طول داشتند و وقتی داغ می شدند ۶ اینچ (۱۵ سانتی متر) دیگر به ابعاد آنها اضافه می شد. هر کدام از آنها ۶۰۰۰ پوند (۲٫۷۰۰ کیلوگرم) وزن و ۳۴٫۰۰۰ پوند رانش داشتند.
موتور J58 که اساسا برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی شده بود، هر چند که همه خصوصیات یک موتور Turboramjet را ندارد، اما معمولا با همین عنوان شناخته می شود. زیرا هم عملکردی شبیه موتور های توربوفن دارد و هم مانند یک رم جت عمل می کرد و با صعود و شتابگیری هواپیما، در همان حین پرواز خود را مجددا تنظیم می نمود. به این ترتیب موتور بدون آنکه ذوب شود می تواند در ماخ ۳٫۲ به طور مستمر کار کند.
۶۱۳۷۴-pappas1
حرارت، همیشه برای SR-71 مشکل ساز بوده است. حرارت بدنه این هواپیما چنان بالا می رود که وقتی به زمین برگشت، خدمه زمینی باید مراقب باشند در اثر تماس با بدنه پوستشان نسوزد. موتور SR-71 از یک روغن روان کننده مخصوص استفاده می کند که در دمای ۶۰۰ درجه فارنهایت (۳۱۵ درجه سانتیگراد) پایدار باقی می ماند. شیشه های کابین از کوارتز ساخته شدند تا در این دمای بالا شکل خود را حفظ کنند. برای خنک نگه داشتن موتور و سایر سیستم ها، سوخت در میان دندانه ها به گردش در می آید. آنها به عنوان رادیاتور عمل می کنند.
خود سوخت، از نوع JP-7 بود. احتراق این سوخت به حدی سخت است که به خدمه زمینی اجازه داده می شود کار روی هواپیما را در حین عملیات سوخت گیری ادامه دهند. هر سوخت دیگری می تواند SR-71 را به سریع ترین کوکتل مولوتف متحرک جهان تبدیل کند! برای به آتش کشیدن JP-7، محفظه سوخت با تری اتیل بوران (TEB) پر می شود. این ماده وقتی در تماس با هوا قرار می گیرد به صورت خود به خود مشتعل می شود. TEB به حدی خطرناک است که سیستم سرمایش و تخلیه خاص خودش را دارد.
وقتی هواپیما با سرعت ماخ ۳٫۲ پرواز می کند، موتورهای J58 در بهترین حالت قرار دارند. البته در این زمان هم مشکل دیگری به وجود می آید. همان طور که بالاتر هم اشاره کردیم، این موتورها در هنگام شتابگیری SR-71 توانایی چشم گیری در تنظیم مجدد خود و بازیابی و استفاده مجدد از بیشترین مقدار انرژی ممکن دارند.
وقتی هواپیما تا ماخ ۲ (۱٫۵۲۳ مایل در ساعت، ۲۴۵۰ کیلومتر در ساعت) شتاب می گیرد، J58 مانند موتورهای توربوجت عمل می کند. هوا از قسمت جلوی موتور به داخل کشیده می شود و توسط یک کمپرسور شش مرحله ای فشرده می گردد. سپس این هوای فشرده وارد محفظه احتراق می شود. در آنجا با سوخت مخلوط می گردد و باعث احتراق آن می شود و نیروی پیشران را تولید می کند. تا اینجا، هیچ تفاوتی با جت های مسافربری ندارد. اما وقتی بلک برد به سرعت مافوق صوت برسد، ماده پس سوز وارد قسمت پشتی موتور می شود و پس از تماس با TEB مجددا می سوزد. این امر، انرژی لازم برای شتابگیری هواپیما تا سرعتهای خیلی بالاتر را فراهم می آورد.

استفاده از پس سوز، قبل از طراحی SR-71 هم در جت های نظامی دیده شده بود. اما اولین جت های جنگنده، فقط برای مدت کوتاهی با سرعت مافوق صوت حرکت می کردند. زیرا پس سوزها ، سوخت را به سرعت می خوردند. این عملکرد برای بلک برد که با سرعت ماخ ۳٫۲ پرواز می کرد اصلا خوب نبود.
کلید طراحی شاهکاری مثل موتور J58، شیوه مدیریت هوا در این موتور بود. هر چه سرعت بلک برد بیشتر می شد، قسمت های متحرک موتور بیشتر به یک مانع تبدیل می شدند تا یک کمک. زیرا کشش بیشتر و بیشتری تولید می کردند. در ماخ ۲٫۲، هوا با استفاده از شش لوله عبور دهنده که هوا را مستقیما از کمپرسور وارد پس سوز می کنند، از کمپرسور خارج می شود.

این عمل، موتور را به یک رم جت تبدیل می کند. رم جت ها، موتورهای ساده تر و سریعتری هستند که در آنها با حرکت سریع هواپیما به سمت جلو، هوا به صورت خود به خود فشرده می شود. به این ترتیب، پس سوز J58 با بازده بسیار بالاتری کار می کند و به این موتور امکان می دهد در دمای حداکثر ۸۰۰ درجه فارنهایت (۴۲۷ درجه سانتیگراد) عمل کند.
در عین حال، در قسمت جلوی موتور یک آیرواسپایک به انجام وظیفه می پردازد. آیرواسپایک به صورت یک شیء نوک تیز به نظر می رسد، اما وقتی به سطح مقطع آن نگاه کنید، یک شیء توپی شکل مانند یک گلوله شاقول (وزنه سربی) است. هدف آن، ایجاد یک موج ضربه ای (موج شوک) در مقابل دهانه ورودی موتور است تا از موتور در برابر فشار هوای مقابلش حفاظت کند. آیرواسپایک، در داخل دهانه ورودی هم امواج ضربه ای را ایجاد می کند تا سرعت هوا را پیش از ورود آن به کمپرسور کاهش دهد و به سرعت های مادون صوت برساند.
بهترین نقطه برای ایجاد این موج ضربه ای، بسته به سرعت هواپیما متغیر است. به همین دلیل، آیرواسپایک به گونه ای طراحی شد که در یک بازه ۲۶ اینچی به جلو و عقب برود. مکان قرارگیری آن به سرعت هواپیما بستگی دارد. به این ترتیب، به جای آنکه موج ضربه ای حرکت کند، موتور، خود را مجددا تنظیم می کند. بنابراین موج در موقعیت بهینه باقی می ماند و بیشترین بازده سوخت تولید می شود.

نکته هوشمندانه دیگری که در طراحی این سیستم اعمال شده، آن است که خود اسپایک، جامد نیست. این دستگاه هوا را به صورت بسته هایی حبس می کند، سرعت این بسته ها را کاهش می دهد تا به حد فروصوت برسد، و آنها را به اطراف موتور و داخل ناسل می فرستد تا موتور را خنک نگه دارد. چند دهانه دیگر هم برای ورود هوا در قسمت جلو و عقب موتور وجود دارد که وقتی موتور هواپیما با سرعت کمتر از صوت فعالیت می کند، خصوصا در هنگام بلند شدن از زمین و فرود، هوای خارجی را وارد موتور می کنند. علاوه بر آن، یک مجموعه دیگر از دریچه های ورودی در پشت موتور قرار دارند که در سرعت های خیلی کم، برای جلوگیری از کشیدن هوا به داخل موتور باز می شوند.
مهم ترین چیز آن است که J58 نه تنها می تواند خود را به گونه ای تنظیم کند که هواپیما با سرعت ماخ ۳٫۳ پرواز نماید، بلکه با سرعت های فروصوت هم پرواز می کند تا امکان سوخت گیری مجدد در حین پرواز فراهم شود.

همه این امور، توسط خلبان و کامپیوترهای آنالوگ ساده کنترل می شوند. اگر فشار داخلی بسیار زیاد شود، موج ضربه ای از جلوی موتور به صورت انفجاری خارج می شود و باعث بروز حالت “عدم شروع” (unstart) می گردد. این حالت باعث می شود پس سوز تعطیل گردد و هواپیما به شدت منحرف شود. سپس با تلاش خلبان و سیستم ها، انحراف برطرف می گردد. طبق گفته خلبانان این هواپیما، حالت عدم شروع در غیرمنتظره ترین زمان ممکن رخ می دهد؛ یعنی زمانی که همه چیز رو به راه به نظر می رسد.

شناسایی با استفاده از ستاره ها
وقتی SR-71 به سرعت و ارتفاع لازم برای گشت زنی می رسید، زمان آن بود که روی ماموریت خود تمرکز کند. ماموریت این هواپیما جمع آوری اطلاعات در مورد کشور های متخاصم و احتمالا متخاصم با استفاده از دوربین ها و حسگرها بود. وظیفه خلبان، هدایت هواپیما و نظارت بر سیستم های اتوماتیک بود تا مطمئن شود آنها کار خود را به درستی انجام می دهند. در همین حال، RSO دوربین ها، حسگرها و سیستم بسیار مهم ناوبری astro-inertial ANS را هدایت می کرد.
ANS، نسخه قدیمی GPS است که در دهه ۱۹۶۰ رایج بود، اما به جای استفاده از ماهواره ها برای تعیین موقعیت، از ستاره ها استفاده می نمود. به همین دلیل است که پیش از اختراع شبکه های مدرن هدایت ماهواره ای، هیچ راهی برای ردیابی SR-71 در حین پرواز وجود نداشت. لازم بود این هواپیمای جاسوسی بتواند موقعیت خود را در منطقه ای با ابعاد ۱۸۵۵ فوت (۵۷۵ متر) در ۳۰۰ فوت (۹۱ متر) که مسیر پروازش در مرکز آن قرار داشت، حفظ کند. این حفظ موقعیت باید در سرعت های بالا و حداکثر برای ۱۰ ساعت انجام می شد.
ANS، به طور همزمان حداقل دو ستاره از ستاره های فهرست شده در یک کاتالوگ خارجی را ردیابی می کرد و با کمک یک زمان سنج، مکان ثابت SR-71 بر فراز زمین را محاسبه می نمود. قبل از هر بار پرواز، این سیستم مجددا برنامه ریزی می شد و تنظیم اولیه هواپیما و برنامه پرواز آن روی یک نوار پانچ شده ثبت می شد تا به خلبان بگوید که به کجا برود، چه زمانی برگردد، و چه زمانی حسگرهای آن روشن و خاموش شود. از طریق یک پنجره کوارتزی خاص، ستاره ها دیده می شدند. یک رهیاب ستاره خاص هم در این سیستم وجود داشت که می توانست ستاره ها را در روز هم ببیند.
۱۴۰۲۴-z-sr71-81zip-143-sr71-norway
انجام وظایف مربوط به ANS، به عهده RSO بود. RSO مسئولیت کنترل دوربین ها و حسگرها را نیز به عهده داشت. این دوربین ها و حسگرها در محفظه های باری موجود در دندانه های بدنه و دماغه ی SR-71 قرار داشتند. دوربین های زاویه باز آن می توانستند مناطقی تا فاصله ۲۹۵۲ nm 3.397 مایل، ۵۴۶۷ کیلومتر را پوشش دهند و تصاویری معمولی و کنج نگارانه در ناحیه مرئی و مادون قرمز طیف امواج الکترومغناطیس ثبت کنند. وضوح این تصاویر بر حسب اینچ اندازه گیری می شد.
یک دوربین مادون قرمز خاص هم وجود داشت که مسیر ماموریت را از آغاز تا پایان ثبت می کرد. هر چند که SR-71 از فراز کشورهای زیادی عبور کرد، اما هرگز به قلمرو اتحاد جماهیر شوروی یا جمهوری خلق چین نفوذ نکرد. دوربین ردیاب، هواپیما را در برابر هر نوع اتهامی که در این مورد به آن وارد می شد، بیمه می کرد.
حسگرها شامل یک رادار هوابرد جانبی (SLAR) می شدند که توسط شرکت گودیر (Goodyear) ساخته شده بود، و یک مجموعه از قطعات الکترونیکی هوشمند (ELINT) را در خود جای داده بودند. بعدها، سیستم رادار روزنه ای سنتزی پیشرفته (ASARS-1) که ساخت شرکت لورال بود، جایگزین SLAR شد. سیستم های رادار برای نقشه برداری زمینی به کار می رفتند، در حالی که ELINT برای ثبت سیگنالهای الکترونیکی در منطقه پرواز کاربرد داشت.
ELINT از اهمیت خاصی برخوردار بود، زیرا اطلاعاتی را در مورد رادار، دستگاههای الکترونیکی، سیگنال های ردیابی و هدایت برای موشک ضد هوایی SA-10 شوروی و سایر سیستم های تسلیحاتی فراهم می کرد. یکی از مزایای ارسال SR-71 به آسمان قلمرو دشمن یا به نزدیکی این قلمرو، آن بود که SR-71 می توانست بلافاصله توجه زیادی را به سمت خود جلب کند. در این روش رایج، از بلک برد برای به هم زدن لانه زنبور و ثبت نوع دستگاههای الکترونیکی که آن را روشن کرده بودند استفاده می شد. گاهی پیش می آمد که به طور همزمان ۵۰۰ دستگاه به طور همزمان در حال فعالیت بودند.

در این سناریو، گاهی هواپیمای جاسوسی در هماهنگی با یک هواپیمای شناسایی RC-135 کار می کند. در این میان بلک برد به عنوان طعمه عمل می کند. زمانی که SR-71 پاسخی ارسال می کند، RC-135 با استفاده از حسگرهای گسترده تر خود تعداد دستگاههایی که در یک فاصله امن قرار دارند را ثبت می کند.
در شرایط اضطراری…
در حین کار با هواپیمایی مثل SR-71 که در ارتفاعات بالا و فوق العاده سریع پرواز می کند، واکنش به شرایط اضطراری چالش بزرگی است. به عنوان مثال، RSO به هیچ وجه به خلبان کمک نمی کند و هیچ کنترلی بر پرواز ندارد. اگر خلبان ناتوان شود، تنها امیدش به آن است که ANC را به گونه ای تنظیم کند که SR-71 را به قلمرو دوست ببرد و سپس آنجا از هواپیما بیرون بپرد. البته این کار در سرعت ماخ ۳٫۲ اصلا خوشایند نیست…
جای تعجب ندارد که ممکن است دردسر بزرگتری پیش بیاید، و آن اقدام دشمن است. شوروی ها فقط به دنبال ردیابی SR-71 نبودند. در موارد متعددی آنها رهگیرها و موشک هایی ارسال می کردند که هدف آنها اصابت به SR-71 بود. اما در تمام طول عمر عملیاتی بلک برد، هرگز موفق نشدند.
اگر حسگر وجود یک قفل رادار هدف را تشخیص می داد، کارش راحت می شد. RSO بر تجهیزات رادار اتوماتیک نظارت می کند و در صورتی که نیاز باشد، دخالت دستی خلبان هم به آن اضافه می شود. شاید این کار کمی ساده به نظر برسد، اما با وجود طراحی پنهان SR-71، دستگاههای تولید پارازیت، ارتفاع پرواز و افزایش ناگهانی سرعت آن، این هواپیما عملا شکست ناپذیر است.

اگر یک رهگیر یا یک موشک زمین به هوا از پشت سر SR-71 به سمت آن شلیک می شد، هیچ امیدی نداشت که بتواند قبل از خروج این هواپیما از بازه برد موشک، به آن برخورد کند؛ البته در صورتی که افزایش سرعت ناگهانی، قفل رادار را دچار خطا نکند. حتی اگر یک موشک موفق به تعقیب SR-71 می شد، باید به ارتفاعات بالا می رسید و در این حالت مجبور بود به سرعت از سوخت خود استفاده کند. اما سیستم های هدایت آن نمی توانستند با ضخامت کم لایه هوا در ارتفاعات بالا مقابله کنند.
اگر دشمنان تلاش می کردند یک جت جنگنده یا موشک را از جلو به سمت SR-71 بفرستند، نتیجه مشابه آنچه گفتیم به دست می آمد. بلک برد چنان سریع به مهاجمان نزدیک می شد که رادار به سختی قفل می شد و کامپیوترهای ساده آن زمان نمی توانستند قبل از آنکه هواپیما دور شود، سرعت آن را محاسبه و مسیرش را رهگیری کنند.
در مجموع، ۸۰۰ موشک به سوی SR-71 ها شلیک شد. هیچ یک از آنها حتی به این هواپیما نزدیک هم نشدند. البته یک موشک در زمانی که این هواپیما در آسمان لیبی در حال پرواز بود، خدمه آن را ترساند. دلیلش آن بود که بدون قفل رادار پرتاب شده بود. اولین نشانه ای که از وجود این موشک در نزدیکی هواپیما دیده شد، دودی بود که به آسمان می رفت و خلبان SR-71، یعنی برایان شال، دریچه ها را در حالت کامل قرار داد و به سرعت غیرررسمی ماخ ۳٫۵ (۲٫۶۶۵ مایل در ساعت، ۴۲۸۸ کیلومتر در ساعت) رسید.

بازگشت به زمین
در پایان ماموریت، زمان آن رسید که SR-71 به زمین برگردد، اما این کار آنقدرها هم که به نظر می رسید ساده نبود. وقتی هواپیما به سرعت های مادون صوت رسید و عملیات بسیار سنگین آن پایان یافت، خلبان کنترل زیادی روی شرایط دریچه سوخت نداشت. خلبان بر موتورها نظارت می کرد تا از عملکرد بد آن جلوگیری کند. در این زمان، بلک برد به مقدار قابل توجهی کاهش ارتفاع می دهد و از سرعت آن کاسته می شود.
برای حفظ سوخت، زمان بندی کاهش شتاب باید با دقت انتخاب شود. یعنی سوخت باید زمانی به حداقل مقدار خود برسد که بلک برد تا حد امکان به نزدیکی یک ناوگان سوخت گیری مجدد یا پایگاه هوایی رسیده باشد. اگر هواپیما در اوکیناوا می نشست، محل سوخت گیری آن تقریبا در بالای این جزیره بسیار کوچک بود. اما اگر محل فرود هواپیما را انگلستان تعیین می کردند، باید قبل از رسیدن به آن منطقه سوخت گیری انجام می شد تا نیروی وحشتناک آن باعث شکستن شیشه ساختمانهای آنجلیای شرقی نشود. در هنگام فرود نیز همانند زمان بلند شدن از روی زمین، باید سکوت رادیویی برقرار شود و این سکوت تا زمانی که هواپیما به طور کامل روی زمین بنشیند، ادامه یابد. تمام تماس ها، جز تماس های مربوط به درخواست تعیین مسیر از طرف مرکز کنترل ترافیک هوایی قطع می شوند.
فرود این هواپیما هم درست مانند برخاستن آن از زمین جذاب و دیدنی است. SR-71 با سرعت ۱۵۵ گره (۱۷۵ مایل در ساعت، ۲۸۷ کیلومتر در ساعت) و در حالتی که دماغه ی آن به اندازه ده درجه رو به بالاست و فقط حدود ۱۰ هزار پوند (۴۵۳۵ کیلوگرم) از سوخت آن باقی مانده، روی باند می نشیند. به دلیل آنکه این هواپیما دماغه بلندی داشت، خلبان نمی توانست نشانه ها و آسفالت باند را ببیند. در حین حرکت مستقیم و پرسرعت هواپیما به سمت زمین، بالهای دلتای آن هوای زیر هواپیما را حبس میکرد و از برخورد شدید آن به زمین جلوگیری می نمود.
چرخ های عقب از مخلوط خاصی از لاستیک و آلومینیوم ساخته شده و با نیتروژن پر شدند تا از آتش گرفتن آنها جلوگیری شود. هر یک از این چرخ ها ۲۳۰۰۰ دلار آمریکا هزینه داشته و برای انجام حدود ۲۰ ماموریت کار می کرد. برای کمک به کاهش سرعت هواپیما و حفظ سلامت چرخ ها، خلبان یک دسته که به مجموعه ای از سه drogue متصل بود را می کشید. این drogue ها از ۴۰ اینچ تا ۴۰ فوت قطر داشتند. در این هنگام خلبان اجازه می دهد تا چرخ جلوی هواپیما با زمین تماس پیدا کند. وقتی سرعت آن دقیقا به ۵۰ گره (۶۳ مایل در ساعت، ۱۰۲ کیلومتر در ساعت) رسید، خلبان می تواند از ترمز ها استفاده کند.

آینده هواپیماهای جاسوسی مافوق صوت
SR-71 تا اکتبر ۱۹۹۹ در عملیات باقی ماند. البته بخش اعظم ناوگان متشکل از این هواپیما در سال ۱۹۸۹ و زمانی که برنامه ماموریت آن رسما پایان یافت، غیرفعال شد. در طی این مدت، تعداد ماموریت بلک برد ها از یک بار در هفته به یک بار در روز رسید و از ۳۲ فروند ساخته شده، ۱۲ فروند از دست رفت. علت همه آنها، تصادف و شکست های مکانیکی بود.
بلک برد، قبل از آنکه به موزه برود مجموعه قابل توجهی از اطلاعات و سوابق را جمع آوری کرده بود. در ۲۸ جولای ۱۹۷۶، کاپیتان رابرت هلت، رکورد ارتفاع در پرواز با بلک برد را شکست و به ارتفاع ۸۵٫۰۶۹ فوت (۲۵٫۹۳۹ متر) رسید. در همان روز، یک SR-71 دیگر، رکورد رسمی سرعت پرواز با یک جت سرنشین دار را با سرعت ماخ ۳٫۳ (۲۱۹۳٫۲ مایل در ساعت، ۳۵۲۹٫۶ کیلومتر در ساعت) به نام خود ثبت کرد.
این هواپیما رکورد پرواز سریع در یک مسافت مشخص، یعنی حرکت از نیویورک به لندن را نیز شکست. SR-71 این مسافت را در مدت یک ساعت و ۵۴ دقیقه و ۵۶٫۴ ثانیه طی کرد. این نشان می دهد که مسافت مذکور را با سرعت میانگین ماخ ۲٫۷۲ (۲٫۰۷۱ مایل در ساعت، ۳٫۳۳۲ کیلومتر در ساعت) پیموده است. هواپیمای کنکورد، همین مسافت را در مدت ۲ ساعت و ۵۲ دقیقه طی کرد. اما هواپیماهای مسافربری امروزه در مدت شش ساعت از نیویورک به لندن می رسند. علاوه بر آن، رکورد پرواز سریع از لس آنجلس تا واشنگتن دی سی، از ساحل غربی ایالات متحده تا ساحل شرقی آن، از کانزاس سیتی ایالت میسوری تا واشنگتن دی سی، و از سنت لوئیس تا سینسیناتی، نیز همگی به SR-71 تعلق دارند و تا زمانی که جایگزینی برای این هواپیما ساخته شود به نام همین هواپیما باقی خواهند ماند.
چه هواپیمایی جایگزین آن خواهد شد؟ ویژگی های هواپیمای جایگزین به ماموریت آن بستگی دارد. ماهواره های نظارتی پیشرفته، وظایف بلک برد را با هزینه کمتری انجام می دادند و ساخت و توسعه این ماهواره ها بسیار مفید بود. در حالی که Google Earth می تواند به شما بگوید که در شهر ولادیووستوک روسیه چه خبر است، چرا باید صدها میلیون دلار برای ساخت یک زیرساخت پیچیده هزینه کنیم تا SR-71 به پرواز خود ادامه دهد؟

البته ماهواره های جاسوسی محدودیت های جدی دارند. مدارهای آنها قابل پیش بینی بوده و رسیدن یکی از آنها به مکان هدف، می تواند ۲۴ ساعت طول بکشد. در حال حاضر بحث هایی در این مورد وجود دارد که یک هواپیمای جاسوسی جدید ساخته شود که متناسب با نیازها پرواز کند.
در حال حاضر یک جایگزین احتمالی در شرکت لاکهید مارتین ساخته می شود. SR-72، هواپیمای جدیدی است که فقط قابلیت پرواز با سرعت مافوق صوت را ندارد، بلکه هایپرصوت است. یعنی می تواند با سرعت ماخ ۶ (۴٫۵۶۸ مایل در ساعت، ۷٫۳۵۰ کیلومتر در ساعت) پرواز کند و به لطف سیستم جدید پیشرانش سیکل ترکیبی مبتنی بر توربین که در آن تعبیه شده، می تواند در مدت یک ساعت قاره های جهان را بپیماید. سیستم مذکور، ترکیبی از یک موتور توربینی و یک رمجت دوگانه است.
در حال حاضر، نیروی هوایی ایالات متحده علاقه زیادی نسبت به SR-72 نشان نمی دهد، اما اگر ذهنیت خود را نسبت به آن عوض کند، به گفته شرکت لاکهید این هواپیما می تواند در سال ۲۰۱۸ به پرواز در آید و تا سال ۲۰۳۰ خدمت کند.

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

پرواز پرنده سیاه آمریکایی در آسمان؛ همه آنچه باید در مورد هواپیمای SR-71 بدانید

هر چند که بلک برد SR-71 در اوج درگیری های جنگ سرد ساخته شد و در یک بازه زمانی ۱۷ ساله هرگز پرواز نکرد، اما هنوز هم به نظر می رسد این هواپیما به آینده تعلق دارد.

گویا آی تی – این هواپیمای جنگنده که هیچ سلاحی به همراه ندارد، نه تنها شبیه یک فضاپیما است، بلکه رکورد سریع ترین هواپیمای سرنشین دار را در سال ۱۹۷۶ به خود اختصاص داد؛ رکوردی که تا امروز بدون تغییر باقی مانده است. این هواپیما چگونه ساخته شد، و چه چیزی باعث شد این شهروند مقیم فضا به پرواز درآید؟

تولد بلک برد
SR-71، توسط شرکت لاکهید و در کارخانه مخفیانه آن به نام Skunk Works در بوربانک کالیفرنیا ساخته شد. طراحی این هواپیما، با الهام گیری از هواپیمای مخصوص شناسایی A-12 انجام شد. A-12 به عنوان جایگزینی برای هواپیمای جاسوسی U2، از دهه ۱۹۵۰ در اختیار سازمان سیا قرار گرفت. SR-71، زاییده افکار یک مهندس هوافضای آمریکایی به نام کلارنس “کِلی” جانسون بود. او مانند یک تونی استارک در دنیای واقعی، انواع نوآوری های قابل توجه را در طراحی هواپیمای خود به کار برد و باعث پیشرفت های چشمگیری در مهندسی هوافضا گردید.

SR-71، برای نیروی هوایی ایالات متحده ساخته شد و از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۸ به پرواز درآمد. بلک برد یا هابو (Habu) (نام یک مار سمی ژاپنی)، می توانست از هر هواپیما یا موشکی که آن را دنبال می کند، سبقت بگیرد. چندین رکورد سرعت و ارتفاع برای این هواپیما ثبت شده که هنوز شکسته نشده است. SR-71، یکی از اولین هواپیماهای رادارگریز بود. این هواپیما هر چه مسن تر شد، قوی تر هم شد! با وجود آنکه توسط مهندسانی ساخته شده بود که از قوانین اسلاید استفاده می کردند. این وضعیت کمی شبیه آن است که با کنجکاوی گوشی هوشمند خود را باز کنید و داخل آن یک مرد کوچک که یک چرتکه به دست گرفته ببینید.
چه انگیزه ای باعث ساخت این خنجر پرنده ی قدرتمند شد؟ پاسخ این سوال در سردترین سالهای جنگ سرد نهفته است. در دهه ۱۹۵۰، ناتو از ضرورت حیاتی حفظ فشار بر اتحاد جماهیر شوروی آگاه شد. از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، این ضرورت به طور فزاینده ای قویتر شد و ایالات متحده تلاش کرد تصویری از خود در ذهن رقبا ایجاد کند که در آن کشوری غیرقابل مقابله با داشتن تجهیزات جنگی قوی و زرادخانه های هسته ای به تصویر کشیده شده باشد.
رئیس جمور وقت آمریکا، آیزنهاور، هم از حملات مخفیانه شوروی می ترسید و هم کابوس وقوع تصادفی یک هولوکاست هسته ای را می دید. به همین دلیل طرح “آسمان باز” را مطرح کرد. این طرح به هواپیماهای شناسایی ایالات متحده و شوروی امکان می داد در قلمرو کشور دیگر پرواز کنند. اما کرملین این طرح را نپذیرفت و به همین دلیل آمریکایی ها کار ساخت هواپیمای جاسوسی U2 را آغاز کردند. اولین پرواز این هواپیما در سال ۱۹۵۵ انجام شد.
lockheed_sr_71_blackbird-19
U2 یک هواپیمای بدون موتور جت است که امروزه نیز در ماموریت های مختلف شرکت می کند. این هواپیما برای سازمان سیا طراحی و ساخته شد و وظیفه آن، پرواز در قلمرو اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای عضو پیمان ورشو بود تا به این ترتیب اطلاعات استراتژیکی از این کشورها جمع آوری کند. متاسفانه، سازمان سیا فناوری های ضد هوایی شوروی را دست کم گرفته بود. در تاریخ ۱ می ۱۹۶۰، یک هواپیمای U2 که توسط فرانسیس گری پاورز هدایت می شد، مورد اصابت موشک های SA-2 قرار گرفت. پاورز به شکل معجزه آسایی جان سالم به در برد و توسط نیروی های شوروی دستگیر شد. او ابتدا در یک دادگاه نمایشی به جاسوسی متهم شد و سپس با یکی از جاسوسان سازمان KGB که توسط آمریکا دستگیر شده بود، یعنی رادولف آبل، در سال ۱۹۶۲ مبادله شد.
در همین سالها، جایگزین U2 همچنان به روند رشد خود ادامه می داد. شرکت لاکهید با اOxcart، هواپیمای شناسایی مافوق صوت و تک سرنشین A-12 را ساخت. انگیزه ساخت A-12 آن بود که برای غلبه بر ضعف های U2، هواپیمایی بسازیم که بتواند در ارتفاع بالاتر و با سرعت بیشتر از هر جسم پرنده دیگری که در آسمان وجود دارد، پرواز کند. A-12 باید تا حدی سریع باشد که نیازی به اسکورت و سلاح نداشته باشد. علاوه بر آن، باید دارای بدنه ای نازک و براق باشد و مواد خاصی در ساخت آن به کار رود تا شناسایی آن توسط رادارها تا ۹۰ درصد کاهش یابد.
اکثر فناوری های به کار رفته در A-12 (تصویر زیر) در SR-71 هم مشاهده می شود. این هواپیما برای اولین بار در آوریل ۱۹۶۲ به پرواز در آمد. پانزده فروند از آن ساخته شد، اما در طول جنگ ویتنام و کره شمالی فقط در ۲۹ ماموریت شرکت کردند. سپس در سال ۱۹۶۸ از ناوگان نیروی هوایی کنار گذاشته شدند.

معرفی SR-71
نیروی هوایی ایالات متحده به دنبال یک نسخه بزرگتر، سریعتر و سنگین تر از A-12 بود که بتواند دو سرنشین را حمل کند. این خواسته ها با ساخت SR-71 برآورده شد. (SR مخفف عبارت انگلیسی به معنای شناسایی استراتژیک است)
بلک برد هایی که از ماموریت های سخت جان سالم به در برده اند، امروزه در موزه های هوا فضا و پایگاههای نیروی هوایی ایالات متحده و بریتانیا سکونت دارند. اما هنوز هم اگر سوار آنها شوید می توانید با آنها پرواز کنید. SR-71، علی رغم آنکه یک هواپیمای شناسایی است، اما اصلا کوچک نیست. این هواپیما با ۱۰۷٫۴ فوت (۳۲٫۷۴ متر) طول ، با طول بالهای ۵۵٫۶ فوت (۱۶٫۹۴ متر) و ارتفاع ۱۸٫۵ فوت (۵٫۶۴ متر) در گالری هر موزه ای که قرار می گیرد، بر سایر هواپیماها فرمانروایی می کند. SR-71 وقتی خالی است، ۶۷٫۵۲۲ پوند (۳۰٫۶۰۰ کیلوگرم) وزن دارد و وقتی سوختگیری کند و محموله های حاوی حسگرها در آن قرار بگیرد، به وزن ۱۵۲٫۰۰۰ پوند (۶۹٫۰۰۰ کیلوگرم) می رسد.
SR-71 هم مانند A-12 فقط از لحاظ ظاهری شبیه هواپیماهای آینده نبود، بلکه از لحاظ ساختاری نیز اینگونه به نظر می رسید. مدرن ترین هواپیماها از آلومینیوم ساخته می شوند، اما در سرعت هایی که بلک برد با آنها پرواز می کند، این ماده دوام نمی آورد. به همین دلیل، این هواپیمای جدید را از تیتانیوم و کامپوزیت ها ساخته اند.

مشکلات تیتانیوم
در واقع SR-71، بزرگترین چیزی بود که تا آن زمان از تیتانیوم ساخته می شد. به همین دلیل ساخت آن با مشکلات زیادی مواجه بود. اولا تیتانیوم یک فلز نادر است و مقدار تیتانیومی که در ایالات متحده تولید می شد، برای ساخت بلک برد ها کافی نبود. به همین دلیل آمریکایی ها از اشخاص ثالث و شرکت های خارجی خواستند که تیتانیوم لازم را از خارج از این کشور، از جمله از اتحاد جماهیر شوروی، تهیه کنند. اما وقتی مشخص شد که ۸۰ درصد از تیتانیوم خریداری شده استاندارد نیست، مسئولان پروژه ساخت بلک برد متوجه شدند خریداری تیتانیوم راهکار خوبی نبوده است.
مشکل دیگر آن بود که کار کردن با تیتانیوم و نگهداری از آن بسیار سخت است. یعنی برای کار کردن با این ماده، لازم است همه تکنیک های طراحی و ساخت موجود را به کار بگیریم. به عنوان مثال، کوارتز شیشه جلوی هواپیما باید با استفاده از فراصوت ذوب شود و به قاب تیتانیوم جوش بخورد. علاوه بر آن، سطح این هواپیما نه صاف است و نه موجدار، و همین باعث شد برخی از مهندسان SR-71 را “فورد سه موتوره با ماخ ۳” بنامند. این نام به یک هواپیمای مسافربری متعلق به دهه ۱۹۲۰ اشاره دارد که با نام “The Tin Goose” شناخته می شد. این پوشش خاص به بدنه هواپیما اجازه می داد که وقتی گرم می شود در جهت افقی و عمودی منبسط شود. اگر سطح آن صاف می بود، در صورت گرم شدن بدنه، سطح آن شکاف خورده یا به حالت حلقه ای در می آمد. همچنین خدمه زمینی هواپیما باید همواره مراقب باشند که پای خود را کجا می گذارند.
مشکل دیگری که وجود داشت، نشت سوخت بود. بلک برد در حین پرواز گرم می شد و همین باعث می شد بدنه آن چندین اینچ منبسط شود. به همین دلیل پانل های تیتانیوم فقط برای وضعیتی که این هواپیما روی زمین داشت مناسب بودند.
پرواز در سرعت بیش از ماخ ۳، باعث می شود بدنه هواپیما تا دماهای بالا گرم شود و به همین دلیل با گذشت سالها تیتانیوم قویتر می شود. هر گاه این هواپیما با سرعت فراصوت حرکت کند، پانل های آن بازپخت می شود و گویا مجددا وارد کوره شده اند.

دهه ۱۹۶۰ در خفا گذشت
البته SR-71 فقط بانی پیشرفت کم در ساخت اشیای بزرگ با تیتانیوم نبود. این هواپیما یکی از اولین جنگنده هایی بود که برای پرواز کردن و ناپدید شدن ساخته می شد. هر چیزی که برای بلک برد ساخته می شد، به گونه ای مهندسی شده بود که تا حد امکان آن را نامرئی کند. به عنوان مثال، بدنه ی تیره و معروف آن، به آن دلیل ساخته نشد که چیزی شبیه گاراژ بتمن به نظر برسد، بلکه دلایل کاربردی داشت. بلک برد (به معنی پرنده سیاه) بر خلاف نامش سیاه رنگ نبود، بلکه به رنگ آبی تیره بود، اما در آسمان شب کاملا همرنگ محیط می شد.
این همه زاویه تیز و طرح های چشمگیری که در ساخت SR-71 به کار رفته، فقط برای رعایت اصول آئرودینامیک نیست. این هواپیما به گونه ای طراحی شده که کمترین سطح مقطع ممکن را داشته باشد و در عین حال، پرتوهای رادار را منحرف کند. پرتوهایی که منحرف نمی شد هم توسط کامپوزیت های دمای بالا و فریت های تعبیه شده در آنها، به صورت انرژی جذب می شد. در واقع، این تثبیت کننده های عظیم از کامپوزیت ها ساخته شده بودند و این اولین باری بود که چنین ماده ای برای ساختن یکی از اجزای اصلی یک هواپیما به کار می رفت.
لزوم مخفی ماندن هواپیما از چشم رادارها هم دلیل دیگری بود که باعث شد قسمت هایی دندانه ای مانند لبه چاقو در دو طرف بدنه قرار بگیرد و تا بالها ادامه داشته باشد. وقتی SR-71 پرواز کرد، مهندسان از دیدن اینکه این دندانه ها بالا رفتن هواپیما را آسان تر کرده و عملکرد کلی آن را بهبود بخشیده، شگفت زده شدند. این دندانه ها باعث شدند بلک برد ثبات بیشتری داشته باشد، احتمال کندی حرکت آن کمتر شود، بتواند وزن بیشتری را حمل کند، و در سرعت های بالا از مشکلات کمتری رنج ببرد. خیلی هم خوب !
هزینه این همه قابلیت، آن بود که SR-71 دارای یک سطح مقطع راداری ۱۰ متر مربعی (۱۰۸ فوت مربعی) باشد که تقریبا برابر با یک هواپیمای J-3 Piper Cub است. علاوه بر آن، سوخت این هواپیما با سزیم مخلوط شده بود تا گازهای خروجی از آن برای رادارها کمتر قابل مشاهده باشد. با پیشرفت فناوری و ساخت تجهیزات جدید، اجزای مختلف هواپیما به گونه ای با یکدیگر ترکیب شدند که SR-71 تا حدممکن نامرئی باشد. ایالات متحده در یک رقابت تنگاتنگ با شوروی قرار داشت و سبقت گرفتن از این رقیب بسیار دشوار بود.
وقتی همه این مراحل طی شد، نیروی هوایی ایالات متحده یک دستگاه باورنکردنی به دست آورد. دو موتور Pratt and Whitney J58-1 ، هر کدام می توانستند نیروی پیشران ۳۴۰۰۰ پوندی (۱۵۱ کیلونیوتنی) تولید کنند و در نتیجه ی تامین این نیرو، هواپیما می توانست در ارتفاع ۸۵۰۰۰ فوتی (۲۸٫۹۰۰ متری) به سرعت حداکثری ماخ ۳٫۳ (۲۲۰۰ مایل در ساعت، ۳۵۴۰ کیلومتر در ساعت، ۱۹۱۰ گره) برسد. هر چند که برد آن ۲۹۰۰۰ nm 3337 مایل، ۵۴۰۰ کیلومتر بوده، اما در حالت پرواز هم می توانست سوخت گیری کند. پس تنها عامل محدودیت کننده این هواپیما، استقامت آن خواهد بود.
Lockheed_SR-71s
در کابین خلبان
پرواز بلک برد چگونه انجام می شد؟ جای تعجب ندارد که برای هواپیمایی که برای پرواز در شرایطی نزدیک به شرایط فضایی طراحی شده ، آیین های قبل از شروع پرواز مشابه با آیین های فضانوردان باشد. پیش از هر ماموریت، دو سرنشین این هواپیما خدمات پزشکی دریافت می کردند و سپس یک جلسه توجیهی برای اعلام برنامه دقیق پرواز برگزار می شد. بعد از آن، یک صبحانه غنی از پروتئین که شامل استیک و تخم مرغ می شود، می خورند. این کار باعث می شد فرماندهان اطمینان یابند سرنشینان این هواپیما برای پرواز طولانی به اندازه کافی تغذیه شده اند. این وعده غذایی به گونه ای طراحی شده بود که نیاز به دفع نیز به حداقل برسد. احساس نیاز به دستشویی در ارتفاع ۸۵۰۰۰ فوتی، اصلا خوشایند نیست!
سپس زمان آن رسید که سرنشینان لباس پرواز را به تن کنند. هر یک از این لباسها که به صورت اختصاصی توسط شرکت دیوید کلارک ساخته شده بودند، ۱۲۰ هزار دلار آمریکا هزینه داشت. به دلیل آنکه لازم بود از این لباسها در ارتفاع بالا استفاده شود، بسیار شبیه لباس خدمه شاتل فضایی طراحی شده بودند. یک کلاه مخصوص، اکسیژن خالص برای آنها فراهم می کرد تا احتمال افت ناگهانی فشار هوا کاهش یابد.

علاوه بر آن، یک تخلیه اضطراری در زمانی که هواپیما به سرعت ماخ ۳٫۲ می رسد، سرنشینان را به دمای حدود ۴۵۰ درجه فارنهایت (۲۳۰ درجه سانتیگراد)، و سپس به دماهای زیر صفر می رساند، که موجب می شود آنها به طور همزمان منجمد و خفه شوند. در عین حال، خون آنها در شرایط نزدیک به خلاء که در یک دهم بالایی جو زمین برقرار است، به جوش می آید. همه این اتفاقات پیش از آنکه فرصتی برای باز شدن چتر نجات وجود داشته باشد، رخ می دهند. به همین دلیل حفاظت کامل از سرنشینان، به معنای واقعی کلمه لازم و حیاتی بود.
وقتی دو سرنشین SR-71 لباسهای خود را به تن کردند، در یک ون مجهز به صندلی های راحت به نزدیکی هواپیما منتقل شدند. هنگام ورود به هواپیما، خلبان روی صندلی جلو می نشست و افسر سیستم های شناسایی (RSO) روی صندلی عقب قرار می گرفت. پس از آنکه مرحله استقرار سرنشینان در کابین خلبان به پایان رسید، باید مدتی در همان حالت می ماندند تا کارشناسان مطمئن شوند همه چیز رو به راه و امن است، صندلی پرتاب آماده است، و پوشش کابین کاملا بسته می باشد.

بلند شدن هواپیما از زمین
SR-71، هواپیمای خودآغازگری نبود. برای روشن کردن موتورهای J58 آن لازم بود یک آغازگر کمکی که دو موتور Biuck V8 را حمل می کرد، کار کند. این موتورها به محور محرک (درایو شفت) متصل می شدند و زمانی که به سرعت ۳۲۰۰ دور در دقیقه می رسیدند، صدای خاصی تولید می کردند. بعدها یک دستگاه پنوماتیک که با هوای فشرده کار می کرد، جایگزین آنها شد.
هرچند که مقر اصلی اجرای برنامه SR-71 در ایالات متحده بود، اما دو پایگاه اصلی آن، پایگاه نیروی هوایی سلطنتی میلدنهال بریتانیا و پایگاه کادنا AFB در اوکیناوای ژاپن بودند. با این حال تفاوتی نداشت این هواپیما از کدام پایگاه پرواز کند؛ در هر دو پایگاه فرآیند مشابهی برای پرواز SR-71 طی می شد. ابتدا روی زمین حرکت می کرد و وقتی سیگنال “برو (go)” دریافت می شد، موتورهای قدرتمند این هواپیما آن را از زمین می کندند و به آسمان می بردند.
این بلند شدن سریع هواپیما، فقط برای جلب توجه و انجام حرکات نمایشی نبود. شتاب گیری سریع SR-71، در واقع یک مانور ایمنی بود. زیرا قرار بود بلک برد به لایه استراتوسفر جو برسد و در آن ساکن شود و در نتیجه لازم بود در نزدیکی زمین وضعیت مطلوب خود را نشان دهد. خلبان باید با حداکثر سرعت ممکن هواپیما را از زمین بلند می کرد تا اگر یکی از موتورها آسیب دید، بتواند برای فرود یا تخلیه امن اقدام کند.
ویژگی دیگر بلند شدن SR-71 از زمین آن بود که جدا از اطلاع رسانی های مختلف در مورد ترافیک هوایی محلی و کنترل رویدادهای اطراف، این هواپیما در سکوت رادیویی کامل پرواز می کرد. این حالت تا زمانی که هواپیما به پایگاه بازگردد حفظ می شد. به همین دلیل گوش های کنجکاو، هیچ چیزی در مورد این هواپیما یا اهداف آن نمی شنیدند.

سوخت گیری مجدد
اولین کاری که SR-71 بعد از بلند شدن از زمین انجام می داد، سوخت گیری مجدد بود. البته این کار به دلیل مصرف سوخت بالای این هواپیما در هنگام بلند شدن یا به دلیل نشت سوخت از پانل های تیتانیوم نیست. بلکه عمدا با حداقل مقدار ممکن سوخت آن را به پرواز در می آورند تا فشار وارد بر بدنه در حین بلند شدن هواپیما به حداقل برسد. از طرف دیگر فضای خالی موجود در مخزن سوخت با هوا پر می شود. وقتی هواپیما به سرعت مافوق صوت می رسد و سوخت آن تا دمای ۳۵۰ درجه فارنهایت (۱۷۷ درجه سانتیگراد) داغ می شود این هوا برای آغاز احتراق سوخت به کار میرود.
SR-71 برای سوخت گیری باید با یک ناوگان متشکل از حداکثر سه KC-135Q Stratotankers ملاقات کند. این ناوگان به گونه ای اصلاح شده که وقتی هواپیما با حداکثر سرعت خود در حال پرواز است، بتواند از آن سوخت دریافت کند. وقتی عمل سوخت گیری به اتمام برسد، شش مخزن اصلی بلک برد با ۸۰٫۲۵۰ پوند (۳۴٫۴۰۱ کیلوگرم) سوخت پر می شوند و اگر فضای خالی در آنها باقی بماند، انباشته از نیتروژن برودتی می گردد.

صعود و شتابگیری
زمانی که SR-71 در بالاترین ارتفاع قرار بگیرد، می تواند ماموریت خود را آغاز نماید. خلبان سر هواپیما را رو به بالا می گیرد و به دریچه هوا ضربه می زند تا هواپیما شتاب بگیرد و بدون هیچ زحمتی به سرعت مافوق صوت و فراتر از ماخ ۳ برسد.
آنچه این فرآیند را ممکن می ساخت، دو موتور Pratt and Whitney J58 بودند. این هیولاها ۴٫۷۵ فوت (۱٫۴۵ متر) عرض و ۱۷٫۸۳ فوت (۵٫۴۴ متر) طول داشتند و وقتی داغ می شدند ۶ اینچ (۱۵ سانتی متر) دیگر به ابعاد آنها اضافه می شد. هر کدام از آنها ۶۰۰۰ پوند (۲٫۷۰۰ کیلوگرم) وزن و ۳۴٫۰۰۰ پوند رانش داشتند.
موتور J58 که اساسا برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی شده بود، هر چند که همه خصوصیات یک موتور Turboramjet را ندارد، اما معمولا با همین عنوان شناخته می شود. زیرا هم عملکردی شبیه موتور های توربوفن دارد و هم مانند یک رم جت عمل می کرد و با صعود و شتابگیری هواپیما، در همان حین پرواز خود را مجددا تنظیم می نمود. به این ترتیب موتور بدون آنکه ذوب شود می تواند در ماخ ۳٫۲ به طور مستمر کار کند.
۶۱۳۷۴-pappas1
حرارت، همیشه برای SR-71 مشکل ساز بوده است. حرارت بدنه این هواپیما چنان بالا می رود که وقتی به زمین برگشت، خدمه زمینی باید مراقب باشند در اثر تماس با بدنه پوستشان نسوزد. موتور SR-71 از یک روغن روان کننده مخصوص استفاده می کند که در دمای ۶۰۰ درجه فارنهایت (۳۱۵ درجه سانتیگراد) پایدار باقی می ماند. شیشه های کابین از کوارتز ساخته شدند تا در این دمای بالا شکل خود را حفظ کنند. برای خنک نگه داشتن موتور و سایر سیستم ها، سوخت در میان دندانه ها به گردش در می آید. آنها به عنوان رادیاتور عمل می کنند.
خود سوخت، از نوع JP-7 بود. احتراق این سوخت به حدی سخت است که به خدمه زمینی اجازه داده می شود کار روی هواپیما را در حین عملیات سوخت گیری ادامه دهند. هر سوخت دیگری می تواند SR-71 را به سریع ترین کوکتل مولوتف متحرک جهان تبدیل کند! برای به آتش کشیدن JP-7، محفظه سوخت با تری اتیل بوران (TEB) پر می شود. این ماده وقتی در تماس با هوا قرار می گیرد به صورت خود به خود مشتعل می شود. TEB به حدی خطرناک است که سیستم سرمایش و تخلیه خاص خودش را دارد.
وقتی هواپیما با سرعت ماخ ۳٫۲ پرواز می کند، موتورهای J58 در بهترین حالت قرار دارند. البته در این زمان هم مشکل دیگری به وجود می آید. همان طور که بالاتر هم اشاره کردیم، این موتورها در هنگام شتابگیری SR-71 توانایی چشم گیری در تنظیم مجدد خود و بازیابی و استفاده مجدد از بیشترین مقدار انرژی ممکن دارند.
وقتی هواپیما تا ماخ ۲ (۱٫۵۲۳ مایل در ساعت، ۲۴۵۰ کیلومتر در ساعت) شتاب می گیرد، J58 مانند موتورهای توربوجت عمل می کند. هوا از قسمت جلوی موتور به داخل کشیده می شود و توسط یک کمپرسور شش مرحله ای فشرده می گردد. سپس این هوای فشرده وارد محفظه احتراق می شود. در آنجا با سوخت مخلوط می گردد و باعث احتراق آن می شود و نیروی پیشران را تولید می کند. تا اینجا، هیچ تفاوتی با جت های مسافربری ندارد. اما وقتی بلک برد به سرعت مافوق صوت برسد، ماده پس سوز وارد قسمت پشتی موتور می شود و پس از تماس با TEB مجددا می سوزد. این امر، انرژی لازم برای شتابگیری هواپیما تا سرعتهای خیلی بالاتر را فراهم می آورد.

استفاده از پس سوز، قبل از طراحی SR-71 هم در جت های نظامی دیده شده بود. اما اولین جت های جنگنده، فقط برای مدت کوتاهی با سرعت مافوق صوت حرکت می کردند. زیرا پس سوزها ، سوخت را به سرعت می خوردند. این عملکرد برای بلک برد که با سرعت ماخ ۳٫۲ پرواز می کرد اصلا خوب نبود.
کلید طراحی شاهکاری مثل موتور J58، شیوه مدیریت هوا در این موتور بود. هر چه سرعت بلک برد بیشتر می شد، قسمت های متحرک موتور بیشتر به یک مانع تبدیل می شدند تا یک کمک. زیرا کشش بیشتر و بیشتری تولید می کردند. در ماخ ۲٫۲، هوا با استفاده از شش لوله عبور دهنده که هوا را مستقیما از کمپرسور وارد پس سوز می کنند، از کمپرسور خارج می شود.

این عمل، موتور را به یک رم جت تبدیل می کند. رم جت ها، موتورهای ساده تر و سریعتری هستند که در آنها با حرکت سریع هواپیما به سمت جلو، هوا به صورت خود به خود فشرده می شود. به این ترتیب، پس سوز J58 با بازده بسیار بالاتری کار می کند و به این موتور امکان می دهد در دمای حداکثر ۸۰۰ درجه فارنهایت (۴۲۷ درجه سانتیگراد) عمل کند.
در عین حال، در قسمت جلوی موتور یک آیرواسپایک به انجام وظیفه می پردازد. آیرواسپایک به صورت یک شیء نوک تیز به نظر می رسد، اما وقتی به سطح مقطع آن نگاه کنید، یک شیء توپی شکل مانند یک گلوله شاقول (وزنه سربی) است. هدف آن، ایجاد یک موج ضربه ای (موج شوک) در مقابل دهانه ورودی موتور است تا از موتور در برابر فشار هوای مقابلش حفاظت کند. آیرواسپایک، در داخل دهانه ورودی هم امواج ضربه ای را ایجاد می کند تا سرعت هوا را پیش از ورود آن به کمپرسور کاهش دهد و به سرعت های مادون صوت برساند.
بهترین نقطه برای ایجاد این موج ضربه ای، بسته به سرعت هواپیما متغیر است. به همین دلیل، آیرواسپایک به گونه ای طراحی شد که در یک بازه ۲۶ اینچی به جلو و عقب برود. مکان قرارگیری آن به سرعت هواپیما بستگی دارد. به این ترتیب، به جای آنکه موج ضربه ای حرکت کند، موتور، خود را مجددا تنظیم می کند. بنابراین موج در موقعیت بهینه باقی می ماند و بیشترین بازده سوخت تولید می شود.

نکته هوشمندانه دیگری که در طراحی این سیستم اعمال شده، آن است که خود اسپایک، جامد نیست. این دستگاه هوا را به صورت بسته هایی حبس می کند، سرعت این بسته ها را کاهش می دهد تا به حد فروصوت برسد، و آنها را به اطراف موتور و داخل ناسل می فرستد تا موتور را خنک نگه دارد. چند دهانه دیگر هم برای ورود هوا در قسمت جلو و عقب موتور وجود دارد که وقتی موتور هواپیما با سرعت کمتر از صوت فعالیت می کند، خصوصا در هنگام بلند شدن از زمین و فرود، هوای خارجی را وارد موتور می کنند. علاوه بر آن، یک مجموعه دیگر از دریچه های ورودی در پشت موتور قرار دارند که در سرعت های خیلی کم، برای جلوگیری از کشیدن هوا به داخل موتور باز می شوند.
مهم ترین چیز آن است که J58 نه تنها می تواند خود را به گونه ای تنظیم کند که هواپیما با سرعت ماخ ۳٫۳ پرواز نماید، بلکه با سرعت های فروصوت هم پرواز می کند تا امکان سوخت گیری مجدد در حین پرواز فراهم شود.

همه این امور، توسط خلبان و کامپیوترهای آنالوگ ساده کنترل می شوند. اگر فشار داخلی بسیار زیاد شود، موج ضربه ای از جلوی موتور به صورت انفجاری خارج می شود و باعث بروز حالت “عدم شروع” (unstart) می گردد. این حالت باعث می شود پس سوز تعطیل گردد و هواپیما به شدت منحرف شود. سپس با تلاش خلبان و سیستم ها، انحراف برطرف می گردد. طبق گفته خلبانان این هواپیما، حالت عدم شروع در غیرمنتظره ترین زمان ممکن رخ می دهد؛ یعنی زمانی که همه چیز رو به راه به نظر می رسد.

شناسایی با استفاده از ستاره ها
وقتی SR-71 به سرعت و ارتفاع لازم برای گشت زنی می رسید، زمان آن بود که روی ماموریت خود تمرکز کند. ماموریت این هواپیما جمع آوری اطلاعات در مورد کشور های متخاصم و احتمالا متخاصم با استفاده از دوربین ها و حسگرها بود. وظیفه خلبان، هدایت هواپیما و نظارت بر سیستم های اتوماتیک بود تا مطمئن شود آنها کار خود را به درستی انجام می دهند. در همین حال، RSO دوربین ها، حسگرها و سیستم بسیار مهم ناوبری astro-inertial ANS را هدایت می کرد.
ANS، نسخه قدیمی GPS است که در دهه ۱۹۶۰ رایج بود، اما به جای استفاده از ماهواره ها برای تعیین موقعیت، از ستاره ها استفاده می نمود. به همین دلیل است که پیش از اختراع شبکه های مدرن هدایت ماهواره ای، هیچ راهی برای ردیابی SR-71 در حین پرواز وجود نداشت. لازم بود این هواپیمای جاسوسی بتواند موقعیت خود را در منطقه ای با ابعاد ۱۸۵۵ فوت (۵۷۵ متر) در ۳۰۰ فوت (۹۱ متر) که مسیر پروازش در مرکز آن قرار داشت، حفظ کند. این حفظ موقعیت باید در سرعت های بالا و حداکثر برای ۱۰ ساعت انجام می شد.
ANS، به طور همزمان حداقل دو ستاره از ستاره های فهرست شده در یک کاتالوگ خارجی را ردیابی می کرد و با کمک یک زمان سنج، مکان ثابت SR-71 بر فراز زمین را محاسبه می نمود. قبل از هر بار پرواز، این سیستم مجددا برنامه ریزی می شد و تنظیم اولیه هواپیما و برنامه پرواز آن روی یک نوار پانچ شده ثبت می شد تا به خلبان بگوید که به کجا برود، چه زمانی برگردد، و چه زمانی حسگرهای آن روشن و خاموش شود. از طریق یک پنجره کوارتزی خاص، ستاره ها دیده می شدند. یک رهیاب ستاره خاص هم در این سیستم وجود داشت که می توانست ستاره ها را در روز هم ببیند.
۱۴۰۲۴-z-sr71-81zip-143-sr71-norway
انجام وظایف مربوط به ANS، به عهده RSO بود. RSO مسئولیت کنترل دوربین ها و حسگرها را نیز به عهده داشت. این دوربین ها و حسگرها در محفظه های باری موجود در دندانه های بدنه و دماغه ی SR-71 قرار داشتند. دوربین های زاویه باز آن می توانستند مناطقی تا فاصله ۲۹۵۲ nm 3.397 مایل، ۵۴۶۷ کیلومتر را پوشش دهند و تصاویری معمولی و کنج نگارانه در ناحیه مرئی و مادون قرمز طیف امواج الکترومغناطیس ثبت کنند. وضوح این تصاویر بر حسب اینچ اندازه گیری می شد.
یک دوربین مادون قرمز خاص هم وجود داشت که مسیر ماموریت را از آغاز تا پایان ثبت می کرد. هر چند که SR-71 از فراز کشورهای زیادی عبور کرد، اما هرگز به قلمرو اتحاد جماهیر شوروی یا جمهوری خلق چین نفوذ نکرد. دوربین ردیاب، هواپیما را در برابر هر نوع اتهامی که در این مورد به آن وارد می شد، بیمه می کرد.
حسگرها شامل یک رادار هوابرد جانبی (SLAR) می شدند که توسط شرکت گودیر (Goodyear) ساخته شده بود، و یک مجموعه از قطعات الکترونیکی هوشمند (ELINT) را در خود جای داده بودند. بعدها، سیستم رادار روزنه ای سنتزی پیشرفته (ASARS-1) که ساخت شرکت لورال بود، جایگزین SLAR شد. سیستم های رادار برای نقشه برداری زمینی به کار می رفتند، در حالی که ELINT برای ثبت سیگنالهای الکترونیکی در منطقه پرواز کاربرد داشت.
ELINT از اهمیت خاصی برخوردار بود، زیرا اطلاعاتی را در مورد رادار، دستگاههای الکترونیکی، سیگنال های ردیابی و هدایت برای موشک ضد هوایی SA-10 شوروی و سایر سیستم های تسلیحاتی فراهم می کرد. یکی از مزایای ارسال SR-71 به آسمان قلمرو دشمن یا به نزدیکی این قلمرو، آن بود که SR-71 می توانست بلافاصله توجه زیادی را به سمت خود جلب کند. در این روش رایج، از بلک برد برای به هم زدن لانه زنبور و ثبت نوع دستگاههای الکترونیکی که آن را روشن کرده بودند استفاده می شد. گاهی پیش می آمد که به طور همزمان ۵۰۰ دستگاه به طور همزمان در حال فعالیت بودند.

در این سناریو، گاهی هواپیمای جاسوسی در هماهنگی با یک هواپیمای شناسایی RC-135 کار می کند. در این میان بلک برد به عنوان طعمه عمل می کند. زمانی که SR-71 پاسخی ارسال می کند، RC-135 با استفاده از حسگرهای گسترده تر خود تعداد دستگاههایی که در یک فاصله امن قرار دارند را ثبت می کند.
در شرایط اضطراری…
در حین کار با هواپیمایی مثل SR-71 که در ارتفاعات بالا و فوق العاده سریع پرواز می کند، واکنش به شرایط اضطراری چالش بزرگی است. به عنوان مثال، RSO به هیچ وجه به خلبان کمک نمی کند و هیچ کنترلی بر پرواز ندارد. اگر خلبان ناتوان شود، تنها امیدش به آن است که ANC را به گونه ای تنظیم کند که SR-71 را به قلمرو دوست ببرد و سپس آنجا از هواپیما بیرون بپرد. البته این کار در سرعت ماخ ۳٫۲ اصلا خوشایند نیست…
جای تعجب ندارد که ممکن است دردسر بزرگتری پیش بیاید، و آن اقدام دشمن است. شوروی ها فقط به دنبال ردیابی SR-71 نبودند. در موارد متعددی آنها رهگیرها و موشک هایی ارسال می کردند که هدف آنها اصابت به SR-71 بود. اما در تمام طول عمر عملیاتی بلک برد، هرگز موفق نشدند.
اگر حسگر وجود یک قفل رادار هدف را تشخیص می داد، کارش راحت می شد. RSO بر تجهیزات رادار اتوماتیک نظارت می کند و در صورتی که نیاز باشد، دخالت دستی خلبان هم به آن اضافه می شود. شاید این کار کمی ساده به نظر برسد، اما با وجود طراحی پنهان SR-71، دستگاههای تولید پارازیت، ارتفاع پرواز و افزایش ناگهانی سرعت آن، این هواپیما عملا شکست ناپذیر است.

اگر یک رهگیر یا یک موشک زمین به هوا از پشت سر SR-71 به سمت آن شلیک می شد، هیچ امیدی نداشت که بتواند قبل از خروج این هواپیما از بازه برد موشک، به آن برخورد کند؛ البته در صورتی که افزایش سرعت ناگهانی، قفل رادار را دچار خطا نکند. حتی اگر یک موشک موفق به تعقیب SR-71 می شد، باید به ارتفاعات بالا می رسید و در این حالت مجبور بود به سرعت از سوخت خود استفاده کند. اما سیستم های هدایت آن نمی توانستند با ضخامت کم لایه هوا در ارتفاعات بالا مقابله کنند.
اگر دشمنان تلاش می کردند یک جت جنگنده یا موشک را از جلو به سمت SR-71 بفرستند، نتیجه مشابه آنچه گفتیم به دست می آمد. بلک برد چنان سریع به مهاجمان نزدیک می شد که رادار به سختی قفل می شد و کامپیوترهای ساده آن زمان نمی توانستند قبل از آنکه هواپیما دور شود، سرعت آن را محاسبه و مسیرش را رهگیری کنند.
در مجموع، ۸۰۰ موشک به سوی SR-71 ها شلیک شد. هیچ یک از آنها حتی به این هواپیما نزدیک هم نشدند. البته یک موشک در زمانی که این هواپیما در آسمان لیبی در حال پرواز بود، خدمه آن را ترساند. دلیلش آن بود که بدون قفل رادار پرتاب شده بود. اولین نشانه ای که از وجود این موشک در نزدیکی هواپیما دیده شد، دودی بود که به آسمان می رفت و خلبان SR-71، یعنی برایان شال، دریچه ها را در حالت کامل قرار داد و به سرعت غیرررسمی ماخ ۳٫۵ (۲٫۶۶۵ مایل در ساعت، ۴۲۸۸ کیلومتر در ساعت) رسید.

بازگشت به زمین
در پایان ماموریت، زمان آن رسید که SR-71 به زمین برگردد، اما این کار آنقدرها هم که به نظر می رسید ساده نبود. وقتی هواپیما به سرعت های مادون صوت رسید و عملیات بسیار سنگین آن پایان یافت، خلبان کنترل زیادی روی شرایط دریچه سوخت نداشت. خلبان بر موتورها نظارت می کرد تا از عملکرد بد آن جلوگیری کند. در این زمان، بلک برد به مقدار قابل توجهی کاهش ارتفاع می دهد و از سرعت آن کاسته می شود.
برای حفظ سوخت، زمان بندی کاهش شتاب باید با دقت انتخاب شود. یعنی سوخت باید زمانی به حداقل مقدار خود برسد که بلک برد تا حد امکان به نزدیکی یک ناوگان سوخت گیری مجدد یا پایگاه هوایی رسیده باشد. اگر هواپیما در اوکیناوا می نشست، محل سوخت گیری آن تقریبا در بالای این جزیره بسیار کوچک بود. اما اگر محل فرود هواپیما را انگلستان تعیین می کردند، باید قبل از رسیدن به آن منطقه سوخت گیری انجام می شد تا نیروی وحشتناک آن باعث شکستن شیشه ساختمانهای آنجلیای شرقی نشود. در هنگام فرود نیز همانند زمان بلند شدن از روی زمین، باید سکوت رادیویی برقرار شود و این سکوت تا زمانی که هواپیما به طور کامل روی زمین بنشیند، ادامه یابد. تمام تماس ها، جز تماس های مربوط به درخواست تعیین مسیر از طرف مرکز کنترل ترافیک هوایی قطع می شوند.
فرود این هواپیما هم درست مانند برخاستن آن از زمین جذاب و دیدنی است. SR-71 با سرعت ۱۵۵ گره (۱۷۵ مایل در ساعت، ۲۸۷ کیلومتر در ساعت) و در حالتی که دماغه ی آن به اندازه ده درجه رو به بالاست و فقط حدود ۱۰ هزار پوند (۴۵۳۵ کیلوگرم) از سوخت آن باقی مانده، روی باند می نشیند. به دلیل آنکه این هواپیما دماغه بلندی داشت، خلبان نمی توانست نشانه ها و آسفالت باند را ببیند. در حین حرکت مستقیم و پرسرعت هواپیما به سمت زمین، بالهای دلتای آن هوای زیر هواپیما را حبس میکرد و از برخورد شدید آن به زمین جلوگیری می نمود.
چرخ های عقب از مخلوط خاصی از لاستیک و آلومینیوم ساخته شده و با نیتروژن پر شدند تا از آتش گرفتن آنها جلوگیری شود. هر یک از این چرخ ها ۲۳۰۰۰ دلار آمریکا هزینه داشته و برای انجام حدود ۲۰ ماموریت کار می کرد. برای کمک به کاهش سرعت هواپیما و حفظ سلامت چرخ ها، خلبان یک دسته که به مجموعه ای از سه drogue متصل بود را می کشید. این drogue ها از ۴۰ اینچ تا ۴۰ فوت قطر داشتند. در این هنگام خلبان اجازه می دهد تا چرخ جلوی هواپیما با زمین تماس پیدا کند. وقتی سرعت آن دقیقا به ۵۰ گره (۶۳ مایل در ساعت، ۱۰۲ کیلومتر در ساعت) رسید، خلبان می تواند از ترمز ها استفاده کند.

آینده هواپیماهای جاسوسی مافوق صوت
SR-71 تا اکتبر ۱۹۹۹ در عملیات باقی ماند. البته بخش اعظم ناوگان متشکل از این هواپیما در سال ۱۹۸۹ و زمانی که برنامه ماموریت آن رسما پایان یافت، غیرفعال شد. در طی این مدت، تعداد ماموریت بلک برد ها از یک بار در هفته به یک بار در روز رسید و از ۳۲ فروند ساخته شده، ۱۲ فروند از دست رفت. علت همه آنها، تصادف و شکست های مکانیکی بود.
بلک برد، قبل از آنکه به موزه برود مجموعه قابل توجهی از اطلاعات و سوابق را جمع آوری کرده بود. در ۲۸ جولای ۱۹۷۶، کاپیتان رابرت هلت، رکورد ارتفاع در پرواز با بلک برد را شکست و به ارتفاع ۸۵٫۰۶۹ فوت (۲۵٫۹۳۹ متر) رسید. در همان روز، یک SR-71 دیگر، رکورد رسمی سرعت پرواز با یک جت سرنشین دار را با سرعت ماخ ۳٫۳ (۲۱۹۳٫۲ مایل در ساعت، ۳۵۲۹٫۶ کیلومتر در ساعت) به نام خود ثبت کرد.
این هواپیما رکورد پرواز سریع در یک مسافت مشخص، یعنی حرکت از نیویورک به لندن را نیز شکست. SR-71 این مسافت را در مدت یک ساعت و ۵۴ دقیقه و ۵۶٫۴ ثانیه طی کرد. این نشان می دهد که مسافت مذکور را با سرعت میانگین ماخ ۲٫۷۲ (۲٫۰۷۱ مایل در ساعت، ۳٫۳۳۲ کیلومتر در ساعت) پیموده است. هواپیمای کنکورد، همین مسافت را در مدت ۲ ساعت و ۵۲ دقیقه طی کرد. اما هواپیماهای مسافربری امروزه در مدت شش ساعت از نیویورک به لندن می رسند. علاوه بر آن، رکورد پرواز سریع از لس آنجلس تا واشنگتن دی سی، از ساحل غربی ایالات متحده تا ساحل شرقی آن، از کانزاس سیتی ایالت میسوری تا واشنگتن دی سی، و از سنت لوئیس تا سینسیناتی، نیز همگی به SR-71 تعلق دارند و تا زمانی که جایگزینی برای این هواپیما ساخته شود به نام همین هواپیما باقی خواهند ماند.
چه هواپیمایی جایگزین آن خواهد شد؟ ویژگی های هواپیمای جایگزین به ماموریت آن بستگی دارد. ماهواره های نظارتی پیشرفته، وظایف بلک برد را با هزینه کمتری انجام می دادند و ساخت و توسعه این ماهواره ها بسیار مفید بود. در حالی که Google Earth می تواند به شما بگوید که در شهر ولادیووستوک روسیه چه خبر است، چرا باید صدها میلیون دلار برای ساخت یک زیرساخت پیچیده هزینه کنیم تا SR-71 به پرواز خود ادامه دهد؟

البته ماهواره های جاسوسی محدودیت های جدی دارند. مدارهای آنها قابل پیش بینی بوده و رسیدن یکی از آنها به مکان هدف، می تواند ۲۴ ساعت طول بکشد. در حال حاضر بحث هایی در این مورد وجود دارد که یک هواپیمای جاسوسی جدید ساخته شود که متناسب با نیازها پرواز کند.
در حال حاضر یک جایگزین احتمالی در شرکت لاکهید مارتین ساخته می شود. SR-72، هواپیمای جدیدی است که فقط قابلیت پرواز با سرعت مافوق صوت را ندارد، بلکه هایپرصوت است. یعنی می تواند با سرعت ماخ ۶ (۴٫۵۶۸ مایل در ساعت، ۷٫۳۵۰ کیلومتر در ساعت) پرواز کند و به لطف سیستم جدید پیشرانش سیکل ترکیبی مبتنی بر توربین که در آن تعبیه شده، می تواند در مدت یک ساعت قاره های جهان را بپیماید. سیستم مذکور، ترکیبی از یک موتور توربینی و یک رمجت دوگانه است.
در حال حاضر، نیروی هوایی ایالات متحده علاقه زیادی نسبت به SR-72 نشان نمی دهد، اما اگر ذهنیت خود را نسبت به آن عوض کند، به گفته شرکت لاکهید این هواپیما می تواند در سال ۲۰۱۸ به پرواز در آید و تا سال ۲۰۳۰ خدمت کند.

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

روزشماری برای اتمام ساختمان‌های شگفت‌انگیز جهان

اگر چه تا به حال چندین بار درباره‌ی ساختمان‌های شگفت‌انگیز مطلب منتشر کرده‌ایم و در مطلب کنونی به بررسی ۵ پروژه‌ی جدیدی که تا چندی دیگر کلید خواهند خورد یا در حال حاضر مراحل ساخت را طی می‌کنند خواهیم پرداخت. از بلند‌ترین آسمان‌خراش جهان گرفته تا دفتر اداری فوق‌پیشرفته‌ی برای یکی از غول‌های دنیای فناوری اطلاعات، قرار است هر کدام از این ساختمان از آن یکی بهتر باشند.

گویا آی تی – اگر چه تا به حال چندین بار درباره‌ی ساختمان‌های شگفت‌انگیز مطلب منتشر کرده‌ایم و در مطلب کنونی به بررسی ۵ پروژه‌ی جدیدی که تا چندی دیگر کلید خواهند خورد یا در حال حاضر مراحل ساخت را طی می‌کنند خواهیم پرداخت. از بلند‌ترین آسمان‌خراش جهان گرفته تا دفتر اداری فوق‌پیشرفته‌ی برای یکی از غول‌های دنیای فناوری اطلاعات، قرار است هر کدام از این ساختمان از آن یکی بهتر باشند.
برج جده

برج جده
اگر فکر می‌کنید دیگر قرار نیست ساختمانی بلند‌تر از برج خلیفه‌ به ارتفاع ۸۲۸ متر ساخته شود سخت در اشتباهید. معمار برج خلیفه یعنی «آدریان اسمیت» مجددا اقدام به طراحی ساختمانی جدید به نام برج جده کرده که ارتفاع آن ۱۰۰۷ متر است.
اگر می‌خواهید تصور درستی از این برج داشته باشید می‌توانید دو ساختمان Empire State یا سه برج ایفل که روی یکدیگر قرار گرفته باشند را در نظر بگیرید. اگر از بندر «دریای سرخ» شهر جده به این ساختمان نگاه کنید شاهد محوطه‌ای به وسعت ۵۳۰۰۰۰ کیلومتر به عنوان سطح زیربنای این سازه خواهید بود. این ساختمان دارای یک طراحی مثلثی خلاقانه است که با الهام گرفتن از برگ‌های به هم تا شده یک گیاه بیابانی است که قادر به تحمل فشار بسیار زیاد بادهای بیابانی است.
برج جده تا سال ۲۰۲۰ تکمیل خواهد شد.

پارک اپل
پارک اپل
«سر نورمن فاستر» از شرکت Foster+Partners طراح پردیس جدید و آینده‌نگرانه‌ی شرکت اپل به نام «پارک اپل» است. این پردیس بدون شک یکی از بهترین نمونه‌‌ سازه‌هایی است که طراحی سبز و دوستدار محیط زیست را با فناوری ترکیب می‌کند.
ساختمان اصلی پارک اپل که شبیه یک دونات باریک به نظر می‌رسد از بزرگ‌ترین شیشه‌های منحنی جهان استفاده کرده و با عنوان بزرگ‌ترین ساختمان جهان که از سیستم تهویه‌رسانی طبیعی استفاده می‌نماید یاد می‌شود. این سازه برق مورد نیاز خود را از یک سیستم بسیار بزرگ صفحات خورشیدی با توان ۱۷ مگاوات تامین کرده و در محوطه‌ی ۲۶۰٫۱۲۸ هزار متر مربعی‌اش نزدیک به ۱۲۰۰۰۰ کارمند فعالیت خواهند کرد.
فضای سبز این سازه هم بسیار زیباست و ۹۰۰۰ اصله درخت مقاوم در برابر خشکسالی در آن کاشته شده و با چمن و علف پوشانده شده است؛ کارکنان اپل برای رسیدن به ساختمان اصلی از میان این محوطه‌ی سبز عبور خواهند کرد.
آوریل سال جاری (فروردین ۹۶) شاهد آغاز کار این سازه خواهیم بود.
موزه لوکاس

موزه‌ی لوکاس
شاید به ندرت پروژه‌ای به این عظمت طی ساخت گرفتار این همه مشکل شده باشد اما به نظر می‌رسد عملیات ساخت «موزه‌ی لوکاس» بالاخره به روال عادی برگشته باشد. تاخیرهای ایجاد شده منجر به اعمال به‌روزرسانی گسترده‌ای از سوی شرکت AMD Architects شد و نمای کنونی سازه را شبیه به خانه‌ی اپرای Harbin Opera House کرده است.
موزه‌ی لوکاس که ارائه دهنده‌ی آثار مرتبط با هنرهای مفهومی است در پارک Exposition، لس‌آنجلس قرار داشته و توسط «جرج لوکاس» و با سرمایه‌ای بالغ بر ۱ میلیارد دلار بنا نهاده شده است. وسعت مجموعه حدود ۲۵٫۵۴۸ کیلومتر مربع بوده و کلکسیون‌های نقاشی و کارهای هنری مدیر موزه (جرج لوکاس) در معرض دید عموم قرار داده شده است.
یک رستوران، سالن‌های نمایش تئاتر پیشرفته، کافه، سالن‌های سخنرانی، کتابخانه و فروشگاهی مختص عرضه‌ی آثار تاریخی هم به این مجموعه اضافه خواهند شد.
در حال حاضر تاریخی برای اتمام پروژه تعیین نشده است.

برج باغ آکوا
برج باغ آکوا
معمار معروف بلژیکی «وینسنت کالباوت» طرح‌های جالبی مثل پروژه‌ی Dragonfly در منهتن امریکا و The Gate در مصر را در دست ساخت دارد اما بدون شک باید گفت سازه‌ی «برج‌باغ آگورا» در تایپه‌ی تایوان، بهترین کار وی محسوب می شود.
این آسمانخراش پوشیده شده با درختان و گیاهان طرحی شبیه DNA انسانی داشته و در هر طبقه ۴٫۵ درجه می‌چرخد؛ در ۲۰ طبقه‌ی آن مجموعه شاهد چرخشی ۹۰ درجه‌ای خواهیم بود. در این سازه از ۲۳۰۰۰ درخت استفاده می‌شود که هم در روی زمین و هم در بالکن‌های هر واحد کاشته خواهند شد. وجود یک سیستم منحصر به فرد جمع‌آوری و بازیافت آب و همچنین استفاده از یک سیستم پیشرفته‌ی صفحات خورشیدی برای تامین نیروی برق از دیگر ویژگی‌های بی‌نظیر این سازه محسوب می‌شوند.
این پروژه در سپتامبر ۲۰۱۷ به پایان خواهد رسید.

Leeza Soho

سازه‌ی Leeza Soho
شهرهای عظیم چین دارای ساختمان‌های جالب در اشکال و اندازه‌های مختلف هستند اما برج Leeza Soho که قرار است توسط «زها حدید» در بیجینگ ساخته شود یکی از بی‌نظیرترین برج‌های جهان محسوب می‌شود. طراحی این برج قبل از مرگ طراح آن به اتمام رسید.
ارتفاع برج Leeza Soho 207 متر است و طراحی داخلی آن به دو بخش مساوی تقسیم شده و دارای چرخش‌های بسیار زیبایی است. این پروژه دارای دیوارهای پرده‌ای مخصوص با ویژگی تهویه‌ی طبیعی است و ضمنا از سیستم جمع‌آوری آب باران و بازیافت آب‌های آلوده است.
پروژه‌ی ساخت این سازه در اواخر سال ۲۰۱۸ به پایان خواهد رسید.

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

راهنمای تهران گردی در نوروز

قبلاً جاهای دیدنی تهران را معرفی کرده ایم اما برای یک تهرانگردی در تعطیلات نوروز باید کدام جاذبه های دیدنی تهران را مد نظر قرار دهیم؟

بر خلاف تصور ما تهران علاوه بر آلودگی و ترافیک پر است از مکان های دیدنی و گردشگری، آن هم برای کسانی که در طول تعطیلات عید، پایتخت را برای گذران اوقات فراغتشان انتخاب می کنند.

به گزارش آلامتو به نقل از مجله مهر:تهران سوغات ندارد. شهر جوانی است با ساختمان های بی قد و قواره که جای آسمان را در چشمان رهگذرانش تنگ کرده. خیلی ها وقتی اسمش را می برند سریع بوی دود می پیچد توی دماغشان و صدای بوق می دود در گوش هایشان؛ اما با همه این ها آدم های زیادی معتقدند که تهران در روزهای عید خواستنی تر می شود. خیابان هایش خلوت تر می شوند و آسمانش آبی تر. به همین خاطر جان می دهد برای گشت و گذار در خیابان ها و محله هایی که انگار تا پیش از این در بین دود و دم شهر گم شده بودند. باور کردنی نیست اما پایتخت جوان ما پر است از جاهای دیدنی که قدمت آنها شاید به چندین و چند قرن پیش بازمی گردند. مکان هایی که تا پیش از این شاید خیلی هایمان از داشتن و دیدنشان غافل بودیم.

تهران گردی نوروز؛ باغ موزه کجا برویم؟

باغ موزه قصر: این باغ موزه در طول چند سال گذشته انقدر تغییر ماهیت داده و شکل و شمایل آن عوض شده که دیگر برای خیلی هایمان عجیب به نظر می رسد، این مکان تا همین چند سال پیش یکی از زندان های اصلی و شلوغ شهر بوده است.

تهرانگردی در نوروز

باغ موزه مینیاتور: اینجا جان می دهد برای کسانی که به هر دلیلی از سفرهای نوروزی جا مانده اند؛ چون شما در این محل به واسطه ماکت های دیدنی آن می توانید یک ایرانگردی کوچک را در محیط این باغ موزه تجربه کنید. باغ موزه مینیاتوری یکی از مکان های گردشگری نسبتا جدید در تهران است که سال ۹۲ در خیابان جانبازان غربی و نبش بزرگراه امام علی(ع) افتتاح شد.

تهرانگردی در نوروز

باغ نگارستان: یکی از قدیمی ترین بناهای تهران است که تاریخ آن به دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار بر می گردد. اگر سری به این باغ قدیمی در خیابان بهارستان زدید بد نیست سری به موزه مکتب کمال الملک بزنید و با تماشای زیر بنایی که الهام گرفته از حافظیه است کمی حال و هوای شیراز را تجربه کنید.

تهرانگردی در نوروز

تهران گردی نوروز؛ کدام بناهای تاریخی را ببینیم؟

برج طغرل: این مکان تاریخی متعلق به دوره سلجوقی است. جایی در شرق آرامگاه ابن بابویه در یکی از محله های شهر ری با محوطه ای کوچک و سرسبز، برای همین اگر در روزهای تعطیل گذرتان به شهر ری افتاد بد نیست بعد از زیارت شاه عبدالعظیم سری هم به این بنای تاریخی بزنید.

تهرانگردی در نوروز

شمس العماره: خیلی ها شمس العماره را اولین بنای آپارتمانی تهران می دانند. ساختمانی متعلق به دوره قاجار که روزی مرتفع ترین بنای تهران بوده است. ساختمانی بلند با کاشی کاری های چشم نواز و ساعتی زیبا. این بنا در زمان قاجار به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد و در زمان های قدیم پیش از ساخته شدن سر در باغ ملی به عنوان نماد شهر تهران شناخته می شد.

تهرانگردی در نوروز

دژ رشکان و تپه چشمه علی: برخلاف تصور بیشتر ما که فکر می کنیم در تهران جز دود و ترافیک و شلوغی از چیز دیگری خبری نیست؛ ولی کافی است سری به دور و اطراف پایتخت بزنید. پایتختی که شاید خودش قدمت چند صد ساله نداشته باشد اما دور و اطراف آن می شود آثاری را پیدا کرد که پیشینه آنها به چندین و چند قرن پیش باز می گردد. دژ رشکان یکی از همین مکان هاست جایی در نزدیکی شهر ری و تپه چشمه علی. قدمت این دژ به سلسله اشکانیان باز می گردد جایی که در زمان خودش یکی از قلعه های اصلی شهرری برای محافظت بوده است.

تهرانگردی در نوروز

تهران گردی نوروز؛ به کدام عمارت ها سر بزنیم؟

عمارت کاظمی: در کنار همه ساختمان ها دیلاق تهران که قاب آسمان را برای دیدن اهالی اش تنگ کرده می شود خانه هایی را پیدا کرد که هنوز هم معماری قدیمی و دوست داشتنی شان قابلیت این را دارند که آدم را پرت کنند به سال های دور، عمارت کاظمی یکی از همین خانه های قدیمی است که می شود در آن قدم زد و از حال و هوای سنتی و گرم عمارت کیف کرد. این خانه متعلق به دوره قاجار و واقع در خیابان ۱۵ خرداد است.

تهرانگردی در نوروز

عمارت مسعودیه: این خانه بزرگ و دوست داشتنی واقع در میدان بهارستان است. جایی در دوره قاجار که به دستور «مسعود میرزا» حاکم اصفهان در تهران ساخته شده. عمارت مسعودیه این روزها علاوه بر اینکه یک مکان تاریخی محسوب می شود دارای تماشاخانه ای است که دوست داران تئاتر در آن به تماشای نمایش می نشینند.

تهرانگردی در نوروز

خانه موزه مقدم: این خانه و موزه محل سکونت خاندان «محمد تقی خان احتساب الملک» از صاحب منصبان دربار قاجار بوده که بعدها در اختیار «محسن مقدم» استاد باستان شناسی دانشگاه تهران قرار می گیرد. این عمارت بعدها به همت این استاد خوش ذوق تبدیل به موزه می شود. این خانه که واقع در ضلع شمالی خیابان امام خمینی(ره) است در حال حاضر محلی است که در آن علاوه بر معماری خود خانه می شود به تماشای کلکسیون پارچه، چپق و قلیان، سفالینه، شیشه، تابلو نقاشی و… نشست.

تهرانگردی در نوروز

تهران گردی نوروز؛ موزه کجا برویم؟

موزه زمان: این موزه تا پیش از این صرفا یک خانه تاریخی متعلق به دوره قاجار در خیابان زعفرانیه بوده است. خانه قدیمی «حسین خداداد» انقدر معماری قدیمی و چشم نوازی دارد که به خودی خود تماشایش می تواند برای گردشگرها چشم نواز باشد؛ اما چیزی که بیش از پیش این خانه را از سایر خانه های دیگر متمایز می کند عنوان«موزه زمان»است؛ چون در این خانه می شود اشیای گرانبهایی را پیدا کرد که به زمان و اندازه گیری آن مربوط می شوند؛ مثل ساعت های آبی و شنی یا ساعت آفتابی ناصرالدین شاه و ساعت مچی پرفسور حسابی.

تهرانگردی در نوروز

موزه هنرهای معاصر: اگر جزو آن دسته از آدم هایی هستید که طبعتان به دیدن آثار هنری نزدیکتر است در ایام عید بازدید از موزه هنرهای معاصر می تواند یکی از بهترین گزینه ها باشد. این موزه در ضلع غربی پارک لاله و واقع در خیابان امیرآباد شمالی است. این محل یکی از سرشناس ترین موزه های ایران به حساب می آید که در آن می شود از مهمترین گنجینه های هنر مدرن دنیا با چیزی بیش از ۳هزار اثر هنری دیدن کرد.

موزه آبگینه: این موزه که واقع در خیابان سی تیر تهران است. از لحاظ معماری هم یک بنای منحصر به فرد تاریخی به حساب می آید. این خانه قاجاری در حال حاضر موزه ای است که به طور تخصصی به نمایش اشیا و ظروف سفالی و شیشه ای از قرون گذشته تا به الان می پردازد.

تهرانگردی در نوروز

تهران گردی نوروز؛ پارک کجا برویم؟

دریاچه چیتگر: شمال و دریا شاید یکی از اصلی ترین گزینه های مردم تهران برای سپری کردن اوقات فراغتشان در تعطیلات باشد. برای همین ساخت دریاچه مصنوعی خلیج فارس یا همان چیتگر در سال ۹۲ اتفاق هیجان انگیزی برای پایتخت نشینان دریا دوست محسوب می شد. این دریاچه در روزهای تعطیل آغاز سال قطعا یکی از بهترین گزینه ها برای کسانی است که امسال هوس دریاکنار کرده اند؛ اما به هر دلیلی جا مانده اند. اگر به دریاچه خلیج فارس سر زدید بد نیست در کنار قایق سواری پیست دوچرخه سواری آن را هم تجربه کنید.

تهرانگردی در نوروز

باغ پرندگان: یکی دیگر از مکان های دیدنی این روزهای تهران به حساب می آید و حالا دو سه سالی است که محلی برای رفت و آمدهای شهروندانی است که دلشان می خواهد لا به لای پرسه زدن هایشان در پارک جنگلی لویزان از دیدن انواع و اقسام پرنده ها هم لذت ببرند. پرنده های مختلفی که یا در قفس نگهداری می شوند و یا توان پرواز کردن ندارند.

تهرانگردی در نوروز

پارک آب و آتش: برای خود تهرانی ها یکی از نام آشناترین پارک های تهران محسوب می شود. جایی که در روزهای اول خیلی ها آن را با آبنمای متفاوت و مشعل های بزرگ دور و اطرافش می شناختند. اما این روزها اگر گذرتان به شهر تهران و پارک آب و آتش افتاد به غیر از سلفی گرفتن روی پل طبعیت می توانید سری به فانوس دریایی و آسمان نمای آن هم بزنید و یکم اسکیت سواری کنید.

The post راهنمای تهران گردی در نوروز appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

تصاویر بیشتری از مدل‌های متفاوت گوشی پرچم‌دار گلکسی اس ۸ سامسونگ فاش شده است

نباید انتظار داشته باشید که روند انتشار شایعات پیرامون گوشی گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس سامسونگ تا پیش از رونمایی رسمی از آن‌ها توسط شرکت سازنده، متوقف شود. تا به‌حال، تصاویر و ویدیوهای زیادی از این دو گوشی منتشر شده است و تصاویر بیشتر در آینده‌ای نزدیک ارائه می‎شود.

به‌تازگی، تصاویر جدیدی از گوشی گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس سامسونگ منتشر شده است که نسخه پلاس گلکسی اس ۸ را در رنگ طلایی نشان می‌دهد. گوشی پرچم‌دار جدید این سازنده در رنگ‌های مختلفی عرضه خواهد شد و رنگ طلایی، یکی از رنگ‌هایی است که شرکت سامسونگ برای گوشی میان‌رده خود در نظر گرفته. برای جزئیات بیشتر در ادامه مطلب با وب‌سایت گویا آی‌تی همراه باشید.

همان‌طور که اشاره شده است، شرکت سامسونگ تصمیم دارد تا گوشی پرچم‌دار گلکسی اس ۸ را در دو مدل ارائه دهد. با این‌حال، این دو مدل نسبت به نسخه‌های عرضه شده از گوشی‌های پرچم‌دار سامسونگ در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ متفاوت خواهد بود و شرکت سازنده، تصمیمی برای عرضه نسخه مجهز به نمایشگر بدون انحنای گوشی گلکسی اس ۸ ندارد. شرکت سامسونگ بیش از آنکه که به نسخه فلت گوشی پرچم‌دار جدید خود اهمیت دهد، تصمیم دارد تا نظر مساعد کاربرانی را به گوشی‎های گلکسی اس ۸ جلب نماید که به دنبال یک فبلت پرچم‌دار هستند.

گلکسی اس 8

به همین تصمیم دارد تا گلکسی اس ۸ را با یک نمایشگر ۶٫۲ با پسوند “پلاس” ارائه دهد و مدل پایه به یک نمایشگر ۵٫۷ یا ۵٫۸ اینچی لبه منحنی مجهز خواهد بود. البته افزایش صفحه‌نمایش گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ شاید در نگاه اول باعث شود که این دو مدل را بیش از اندازه بزرگ‌ فرض نمایید اما به لطف حذف حاشیه‌های اضافی اطراف نمایشگر و هم‌چنین استفاده از یک نمایشگر با نسبت ابعاد غیر مرسوم ۱۸٫۵ به ۹، ابعاد گوشی‌ گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس همانند گلکسی اس ۷ و گلکسی اس ۷ اج خواهد بود.

شایعات منتشر شده پیرامون گوشی پرچم‌دار جدید سامسونگ نشان می‌دهد که گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس در بیش از هفت رنگ مختلف از جمله مشکی، مشکی مات، آبی، ارغوانی، نقره‌ای، صورتی و طلایی ارائه خواهد شد. هنوز مشخص نیست که شرکت سامسونگ، تمامی این هفت رنگ را به صورت جهانی در دسترس قرار می‌دهد تا برخی رنگ‌ها به اپراتورهای ارتباطی یا کشور محل عرضه محدود خواهد شد.

گلکسی اس 8

در نهایت، باید اشاره کرد که در این تصاویر به حذف دکمه فیزیکی Home از حاشیه پایین نمایشگر و استفاده از دکمه‌های نرم‌افزاری on-Screen اشاره شده است. به دلیل اینکه حاشیه‌های اطراف صفحه‌نمایش به حداقل کاهش پیدا نماید، سنسور اثرانگشت به بدنه پشتی انتقال یافته است. البته این موضوع، باعث می‌شود تا استفاده از سنسور تشخیص اثرانگشت دشوار باشد زیرا سامسونگ تصمیم گرفته است تا این حسگر را در کنار دوربین اصلی جای دهد.

شرکت سامسونگ در ۲۹ مارس از گوشی پرچم‌دار جدید گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس رونمایی خواهد کرد و چند هفته بعد، این دو مدل در ۲۱ آوریل به بازار عرضه می‌شود. قیمت پایه گوشی پرچم‌دار جدید سامسونگ از ۸۵۰ دلار بیشتر خواهد بود و انتظار داریم که مدل دیگر با قیمتی بیشتر از ۹۰۰ دلار در دسترس قرار بگیرد.

منبع: Ubergizmo

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

شرکت نوکیا از گوشی‌های میان‌رده جدید خود با تراشه اسنپدراگون ۶۶۰ رونمایی خواهد کرد

خبر خوب برای طرفداران شرکت نوکیا آن است که شرکت HMD Global، تصمیم دارد تا گوشی‌های بیشتری را با برند نوکیا در نیمه دوم سال جاری میلادی به بازار عرضه نماید. به‌تازگی، از سه گوشی‌هوشمند جدید نوکیا ۳، نوکیا ۵ و نوکیا ۶ با سیستم‌عامل اندروید رونمایی شده است و محصولات بیشتری در ماه‌های آینده به بازار عرضه می‌شود. برای جزئیات بیشتر در ادامه مطلب با وب‌سایت گویا آی‌تی همراه باشید.

شرکت نوکیا تصمیم گرفته است تا رویه‌ای مشابه با هوآوی، شیائومی و بسیاری از سازندگان بزرگ چین بگیرد و به همین جهت در ابتدا، تصمیمی برای رقابت با سازندگان دیگر از جمله سامسونگ، اچ‌تی‌سی، ال‌جی و گوگل در بخش رده‌بالا ندارد. شرکت HMD Global هنوز از گوشی‌ پرچم‌دار نوکیا رونمایی نکرده است و بعید می‌دانیم که در نیمه اول سال جاری میلادی محصول پرچم‌داری با برند “نوکیا” معرفی شود.

اطلاعات تازه منتشر شده توسط وب‌سایت NPU نشان می‌دهد که نوکیا ۷ و نوکیا ۸ (نام این دو محصول هنوز تایید نشده است) به عنوان محصولات جدید اندرویدی شرکت نوکیا معرفی می‌شود. با اینکه انتظار داشتیم نوکیا ۸ به عنوان یک گوشی پرچم‌دار و رده‌بالا به بازار عرضه شود، ظاهراً HMD Global تصمیمی برای ارائه این دو مدل به عنوان گوشی پرچمدار ندارد و نوکیا ۸ و نوکیا ۷ بیشتر به عنوان محصولاتی میان‌رده ارائه می‌شود.

مشخصات سخت‌افزاری فاش‌شده از این دو محصول، نشان می‌دهد که نوکیا ۷ و نوکیا ۸ به تراشه اسنپدراگون ۶۶۰ کوالکام مجهز شده است و به ترتیب از دو نمایشگر متفاوت فول اچ‌دی با رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل و Quad HD با رزولوشن ۱۴۴۰ در ۲۵۶۰ پیکسل استفاده می‌کند. اگر نوکیا ۷ و نوکیا ۸ را به عنوان دو مدل مختلف از محصول فاش‌شده در شایعات گذشته در نظر بگیریم، گمان می‌رود که مدل قدرت‌مندتر یعنی نوکیا ۸ به یک نمایشگر ۵٫۷ اینچی سوپرآمولد مجهز شده باشد.

نوکیا ۸

در صورتی‌که گزارش‌های پیش‌تر منتشر شده را دنبال کرده باشید، احتمالاً می‌دانید که شرکت HMD Global ممکن است در نهایت از لنزهای زایس در گوشی‌های هوشمند جدید نوکیا استفاده نماید. به همین جهت، به‌نظر می‌رسد که گوشی نوکیا ۸ با یک دوربین مجهز به لنزهای زایس ارائه می‌شود. با قضاوت براساس شایعات گذشته، حداقل یک مدل از این دو گوشی به دوربین دوگانه ۲۳ مگاپیکسلی مجهز خواهد بود.

این اطلاعات به صورت رسمی تایید نشده است و البته بعید می‌دانیم که شایعات جدید، صحت داشته باشد. شرکت نوکیا در حال توسعه یک گوشی پرچم‌دار اندرویدی بوده است و در شایعات گذشته به نوکیا ۸ به عنوان یک گوشی پرچم‌دار با تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام اشاره شده است. همین موضوع، صحت اطلاعات تازه منتشر شده را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

هم‌چنین باید به سیاست HMD Global برای قیمت‌گذاری محصولات جدید نوکیا اشاره نمود و به همین جهت، لزومی به عرضه نوکیا ۸ با تراشه اسنپدراگون ۶۶۰ کوالکام و نمایشگر Quad HD وجود ندارد؛ این موضوع تنها به طور قابل‌توجهی قیمت این محصول را افزایش می‌دهد. البته در شایعات گذشته به قیمت ۵۷۹ دلار برای مدل پایه نوکیا ۸ و قیمت ۶۵۲ دلار مدل رده‌بالای نوکیا ۸ اشاره شده است.

در صورتی‌که شرکت نوکیا برای رونمایی از دو گوشی میان‌رده در سه ماهه سوم برنامه‌ریزی کرده باشد، احتمالاً باید منتظر عرضه گوشی پرچم‌دار جدید این سازنده فنلاندی در اواخر سال جاری میلادی باشیم. شرکت نوکیا مدتی پیش، تایید کرده بود که در حال توسعه یک گوشی پرچم‌دار با تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام است اما این سازنده فنلاندی به زمان مشخصی برای عرضه گوشی پرچم‎دار جدید خود اشاره نداشته.

 منبع: Softpedia

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

گوشی‌ پرچم‌دار شیائومی می ۶ با تراشه اسنپدراگون ۸۲۱ و بدنه سرامیکی ارائه خواهد شد

شرکت شیائومی در حال توسعه نسخه جدید گوشی شیائومی می ۵ است و این گوشی در چندین مدل مختلف به بازار عرضه خواهد شد. مشخصات‌فنی شیائومی می ۶ در حال‌حاضر فاش شده است و تفاوت بین نسخه‌های مختلف این گوشی را می‌دانیم. کوین وانگ، یک تحلیلگر چینی به‌تازگی جزئیات بیشتری را در رابطه با نسخه مخصوص شیائومی می ۶ با بدنه سرامیکی و یک مدل دیگر از این گوشی، فاش کرده است. برای جزئیات بیشتر در ادامه مطلب با وب‌سایت گویا آی‌تی همراه باشید.

براساس اطلاعات منتشر شده توسط کوین وانگ، شرکت شیائومی تصمیم دارد تا نسخه مخصوص گوشی شیائومی می ۶ را با بدنه سرامیکی ارائه دهد؛ همانند گوشی بدون حاشیه شیائومی می میکس. تعداد نمونه مجهز به بدنه سرامیکی گوشی شیائومی می ۶ بسیار کم خواهد بود و با توجه به قیمت بالاتر آن و هم‌چنین، زمان‌بر بودن تولید گوشی‌های هوشمند مجهز به بدنه سرامیکی منطقی به‌نظر می‌رسد.

 نسخه‌های دیگر گوشی شیائومی می ۶ همانند نسل قبل یعنی می ۵ از ترکیب شیشه و فلز ساخته شده است. گمان می‌رود که شرکت شیائومی در اواخر ماه مارس یا در اوایل ماه آوریل، گوشی پرچم‌دار جدید خود را به صورت رسمی معرفی خواهد نمود. شایعات مختلفی پیرامون سخت‌افزار شیائومی می ۶ وجود دارد و در برخی از گزارش‌ها، اشاره شده است که تمامی مدل‌های این گوشی با تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام با هشت هسته پردازشی ارائه می‌شود

شیائومی می ۶

. با این‌حال، برخی از گمانه‎زنی‌ها، نشان می‌دهد که یک نسخه با تراشه اسنپدراگون ۸۲۱ به دلیل بازده پایین تولید تراشه‌های مبتنی بر لیتوگرافی ۱۰ نانومتری معرفی خواهد شد. علاوه‌براین، شایعاتی مبنی بر عرضه نسخه ارزان‌قیمت شیائومی می ۶ با تراشه هلیو ایکس ۳۰ با ده هسته پردازشی و لیتوگرافی ۱۰ نانومتری، وجود دارد و این مدل همانند سایر نسخه‌ها به نمایشگر فول اچ‌دی مجهز خواهد بود. البته در هیچ‌یک از شایعات جدید به عرضه این نسخه اشاره‌ای نشده است اما انتظار می‌رود که شرکت شیائومی همانند سازندگان دیگر، روند مشابهی را برای ارائه یک نسخه ارزان‌قیمت‌تر از گوشی پرچم‌دار جدید خود با پسوند “لایت” یا “مینی” در نظر بگیرد.

در کنار این موضوع، هم‌چنین اشاره شده است که مدل پایه شیائومی می ۶ از یک نمایشگر ۵٫۲ اینچی فول اچ‌دی با رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل استفاده می‌کند و مدل رده‌بالای این گوشی با بدنه سرامیکی، ممکن است با نمایشگر Quad HD به بازار عرضه شود. حداقل حافظه رم در گوشی شیائومی می ۶ نزدیک به چهار گیگابایت و حداکثر حافظه رم، شش گیگابایت عنوان شده است. این مدل در چندین مدل با حافظه‌های داخلی متفاوت که حداکثر آن ۱۲۸ گیگابایت خواهد بود، ارائه می‎شود.

لازم به ذکر است که در مدل‌های مجهز به تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام از گوشی شیائومی می ۶، فرکانس هسته‌های کاری کاهش نیافته است. به همین جهت، باید منتظر ارائه حداکثر قدرت پردازشی تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام توسط گوشی شیائومی می ۶ باشیم. هم‌چنین، انتظار داریم که شرکت شیائومی، گوشی پرچم‎دار جدید خود را با سیستم‌عامل اندروید نوقا ۷٫۰ و رابط‌کاربری MIUI 8.0 ارائه دهد.

اطلاعات تازه منتشر شده پیرامون گوشی شیائومی می ۶، نشان می‌دهد که گوشی پرچم‌دار جدید شرکت سازنده به سنسور پیشرفته IMX400 سونی مجهز خواهد بود و نسخه رده‌بالا یعنی شیائومی می ۶ پلاس با دوربین دوگاه ارائه می‌شود. لازم به‌ذکر است که هیچ‌یک از این اطلاعات به صورت رسمی توسط شرکت شیائومی تایید نشده و نمی‌دانیم که این شایعات تا چه اندازه صحت دارد.

منبع: Softpedia

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش