چگونه با شماره موبایل کاربران اینستاگرام را پیدا کنیم؟

سرویس اشتراک گذاری اینستاگرام بر پایه نام آی دی شخص تعریف شده بود اما به علت مشکل بودن و سخت بودن کاربران برای سرچ آن هم جست و جوی آی دی های طولانی اینستاگرام با به روز رسانی جدید خود پیدا کردن افراد بر اساس شماره تلفن همراه را نیز افزود است تا کاربران به راحتی و با ذخیره شماره بتوانند دوستان خود را در اینستاگرام پیدا کنند.

برخی اوقات شما در شبکه اینستاگرام به دنبال فردی خاص می گردید و دسترسی و اگاهی نیز به آی دی اینستا شخص ندارید و فقط شماره تلفن همراه فرد را دارید با قابلیت جست و جو بر اساس شماره تلفن شما می توانید آی دی و صفحه شخص مورد نظر را پیدا و در صورت تمایل فرد را همراهی کنید.

پیدا کردن کاربران در اینستاگرام

به بیان ساده تر شما قادر خواهید بود لیست تمامی ذخیره شده در دفترچه تلفن همراه خود را در اینستاگرام پیدا کنید.

به منظور این کار ابتدا باید نرم افزار اینستاگرام را باز نمایید و داخل حساب کاربری خود شوید و پس از آن منوی آپشن را باز کنید.این منو در قسمت بالا سمت راست با نماد سه نقطه قابل مشاهده است.

بعد از باز کردن آپشن پیامی باز می شود که معرف راه استفاده این قابلیت را معرفی می کند.در این بخش شما باید allow  را انتخاب کنید البته شاید سیستم عامل شما هم نیاز به صدور اجازه دسترسی باشد که اگر این پیام را نیز مشاهده نمودید allow  را انتخاب کنید. آنچه در زیر مشاهده می کنید نسخه بروز رسانی شده اینستاگرام تا این تاریخ است که در اندروید نیازی به صدور مجوز allow ندارد. وقتی که این سه نقطه را باز کردید از میان گزینه ها به دنبال مخاطبین یا contact باشید. ما این گزینه را به صورت کادر در زیر نمایش داده ایم:

contact instagram

بعد زدن سرچ اینستاگرام فهرستی مقابل شما قرار خواهد گرفت که در حقیقت همان لیست کانکت های یا مخاطبین موبایل شماست که می توانید پروفایل این مخاطبین را مشاهده و همراهی کنید.در ضمن گزینه ای با نام follow all وجود دارد که به شما این امکان را می دهد که کل مخاطبین خود را همراهی گروهی کنید.

contact instagram

نکات مهم برای استفاده از این قابلیت اینستاگرام :

الف : برای غیر فعال کردن و خاموش کردن همگام سازی لیست مخاطبین می توانید به حساب کاربری خود در اینستاگرام مراجعه و در بخش کانتکت گزینه ی Disconnect Contacts  را کلیک کنید.

اگر مخاطبی که در دفترچه تلفن شما وجود دارد اطلاعات تماس خود را تکمیل نکرده باشد شما قادر به پیدا کردن آن شخص نیستید.

به طور مشابه این امکان در شبکه فیس بوک نیز وجود دارد و شما می توانید دوستان خود از فیس بوک را در اینستاگرام همگام کنید که این کار از منوی آپشن میسر خواهد بود .

نکته دیگر این است که اگر می خواهید بر اساس شماره فردی را پیدا کنید که در مخاطبین شما وجود ندارد، باید ابتدا در مخاطبین موبایل خود شماره را وارد کنید و بعد جستجو را مجدد انجام دهید تا اینستاگرام نسبت به آن واکنش نشان دهد.

دیدگاه های خود را در رابطه با این مطلب با گویا آی تی در میان گذاشته و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

 

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

سردرد تنشی و درمان آن

headache-2

headache

به گزارش آلامتو و به نقل از بدونیم؛ نیمی از روز گذشته و هنوز مشغول تایپ کردن با کامپیوتر هستید. وقتی کار تمام می شود سردرد تنشی غیر قابل تحملی به سراغتان می آید. هر زمان که احساس کردید این سر درد قرار است شروع شود این روش ساده بدونیم که شاید فقط ۲ دقیقه زمان می برد را انجام دهید.

headache-2

وسایل مورد نیاز: یک عدد مداد (یا خودکار)

زمانی که احساس کردید سردرد نزدیک است یک عدد مداد را برداشته و بین دندان ها قرار دهید و تنها به مدت ۲ دقیقه آن را بین دندان ها و لب ها نگه دارید. (مداد را گاز نگیرید)

دلیل کارآمد بودن این روش: زمانی که استرس دارید فک ها و دندان ها را به هم گزه می زنید و این باعث گردن درد و سردرد تنشی می شود. قرار دادن مداد بین دندان ها باعث می شود فک ریلکس شود و سر درد از بین برود.

The post سردرد تنشی و درمان آن appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌ها خاموش

پیگیری مشتری در کسب و کارهای کوچک

Follow-Up-Tips-For-Small-Business

Follow-Up-Tips-For-Small-Business

چگونه پیگیری کردن حتی ۱ مشتری در کسب و کارهای کوچک باعث رونق و پیشرفت آن کسب و کار خواهد شد؟

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ کسب‌وکار کوچکی هستید؟ کارآفرین هستید؟ شرکت خدماتی هستید یا مثلاً محصولی فیزیکی عرضه می‌کنید؟ آیا کسب‌وکار شما وابسته به درآمدزایی شرکت و کسب‌وکار است؟ آیا به‌طور فعالانه با مشتریان و مراجعین در ارتباط قرار دارید؟ به‌هرحال هر کسب‌وکاری را به هر شکلی که اداره کنید . . . نیاز به پیگیری مشتری و فرصت‌های پیش‌آمده دارید. اما چطور این کار را انجام می‌دهید؟ شاید بهتر باشد که بگویم که چرا اصلاً پیگیری مشتری؟ هدف از پیگیری چیست؟

به یاد داشته باشید که در کنار سرمایه گذاری میلیون‌ها یا شاید میلیاردها تومان در عرصه تبلیغات یک کسب‌وکار، راه ساده‌تر برای رونق آن پیگیری مشتریان و مراجعین به خودتان است، خصوصاً اگر چنین مبلغی برای هدر دادن در تبلیغات ندارید، این موضوع پیگیری از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می‌شود. با پیگیری مشتریان مزایای زیر را به دست می‌آورید:

۱- شمارا از ابهام در داخل اجتماع مخاطبین، قیف فروش و بازاریابی و مجموع مشتریان فعلی و پیشین شما خارج می‌کند.

۲- شمارا از دیگر رقبا جدا کرده و نسبت به آن‌ها در نظر مشتری متمایز می‌کند.

۳- بدون نزدیک شدن به مرز ورشکستی امکان توسعه را در اختیار شما قرار می‌دهد.

پیش از هر چیز بهتر است نظر شمارا به آمار و اطلاعات زیر جلب کنم:

۴۸% از فروشنده‌ها هرگز مشتری خود پیگیری نمی‌کنند.

۲۵% از فروشنده‌ها دو بار با مشتری تماس می‌گیرند.

۱۲% از فروشنده‌ها سه بار با مشتری تماس می‌گیرند.

و تنها ۱۰% از فروشنده‌ها چهار بار با مشتری تماس می‌گیرند.

۲% از فروش‌ها با اولین تماس به نتیجه می‌رسد.

۳% از فروش‌ها با دومین تماس به نتیجه می‌رسد.

۵% از فروش‌ها با سومین تماس به نتیجه می‌رسد.

۱۰% از فروش‌ها با چهارمین تماس به نتیجه می‌رسد.

اما ۸۰% از فروش‌ها با پنجمین تماس به نتیجه می‌رسد.

با توجه به موارد مطرح‌شده توجه شمارا به راهکارهای زیر جلب می‌کنم:

۱- واقعاً پیگیری کنید

هرچند وقت یک‌بار با مشتریان خود تماس می‌گیرید؟ اصلاً تاکنون این کار را کرده‌اید؟ همین مشتری که دیروز به شما مراجعه کرد و از خدمات یا محصول شما استفاده کرد؟ تاکنون شده با یکی از مشتریان تماس گرفته و از اینکه به شما اعتماد کرده و به نزد شما آمده تشکر کرده باشید؟ همان‌طور که بالاتر اشاره کردم ۴۸% از مشتریان هیچ‌گونه ارتباطی جهت پیگیری با مشتری برقرار نمی‌کنند. چرا شما باید در بین این ۴۸% باشید؟

در طی همین یک ماه در منطقه‌ای که زندگی می‌کنم از خدماتی از قبیل آرایش مو، بیمه اتومبیل، کرایه خودرو، نظافت منزل و … استفاده کردم که حتی برخی از آن‌ها را برای اشاره کردن هم به یاد نمی‌آورم. چرا؟ چون هیچ‌یک با من تماس نگرفتند و نظر من را در موردتعامل تجاری خودم با آن‌ها نپرسیدند! خوب وقتی آن‌ها من را فراموش کرده‌اند، چرا من فراموش نکنم؟

راستی در مورد مراجعینی که از شما خرید نکردند، چطور؟ با آن‌ها تماس می‌گیرد؟ فکر نمی‌کنم، وقتی مشتری اصلی خود را فراموش می‌کنید، مشتری بالقوه که جای خود دارد.

۲- نقشه راه داشته باشید

ازآنجایی‌که هدف از پیگیری مشتری متمایز ساختن خودتان و نهایی کردن فروش و درنهایت توسعه کسب‌وکار خودتان است، داشتن یک نقشه راه برای برقرار تماس‌ها و اینکه در هر تماس درصورتی‌که به‌طور مستقیم با مشتری و یا مخاطب موردنظر خود ارتباط گرفتید، چه پیام و حرفی را باید انتقال دهید، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

بازهم به آمار ارائه‌شده در چند خط بالاتر برگردید!!! ۴۸% از فروشندگان اصلاً تماسی نمی‌گیرند، ۷۵% از فروشندگان تماس دوم را برقرار نمی‌کنند، ۸۸% از فروشندگان اصلاً بیش از ۲ بار تماس نمی‌گیرند و از طرفی تنها ۲% از فروش‌ها در تماس اول انجام می‌شود و ۸۰% از فروش‌ها در تماس‌های پنجم تا دوازدهم نهایی می‌شوند!!! حال تصور کنید که با توجه به اینکه اغلب فروشندگان توجهی به پیگیری مشتری بالقوه ندارند، در صورت برقراری تماس، از چه مزیت رقابتی بالقوه‌ای به نسبت به دیگر فروشندگان برخوردار می‌شوید و درنهایت ممکن است . . .

۳- برنامه‌ریزی زمان‌بندی داشته باشی

حتماً شنیده‌اید که عدم برنامه‌ریزی برای موفقیت، درواقع برنامه‌ریزی برای شکست است. پس اگر تصور می‌کنید زمان و فرصت کافی برای انجام امور پیگیری مشتری ندارید، حتماً و حتماً باید برنامه‌ریزی دقیقی برای انجام امور پیگیری در ابتدای صبح داشته باشید تا بین امور و کارهای خودتان اقدام به انجام پیگیری‌های مشتریان و مراجعین دیروز خود داشته باشید. اگر بازهم زمان کافی برای این کار را ندارید، حتماً سعی کنید این امور را پس از ارائه آموزش‌های لازم به منشی خود واگذار کنید.

به یاد داشته باشید که مردم عمدتاً از کسانی خرید می‌کنند یا دوستان خود را برای خرید به آن‌ها معرفی می‌کنند که آن‌ها بشناسند و به آن‌ها اعتماد داشته باشند. اگر هنوز به اهمیت تماس و پیگیری مشتری و مراجعین خودتان باور ندارید؛ به ابتدای مطلب بازگشته و بازهم آمارهای ارائه‌شده را مطالعه کنید.

۴- مشکلات درواقع فرصت هستند

همیشه به یاد داشته باشید که بسیاری از فرصت‌های رشد از دل مشکلات بیرون می‌آیند! پس چرا نباید به مشتریان با مراجعین خود زنگ بزنید و احیاناً با گرفتن بازخورد از آن‌ها نسبت به تعامل خودشان با کسب‌وکار شما، احیاناً از مشکلاتی که آن‌ها داشته یا احساس کرده مطلع شوید و خرید و مراجعه بعدی آن‌ها به خودتان را تضمین کنید؟

حتماً می‌دانید که از هر ۳۷ مشتری ناراضی تنها یک مورد به شما مراجعه کرده و اعتراض خود را مطرح می‌کنند، پس آن ۲۶ نفر دیگر چکار می‌کنند؟ آیا نظرشان نسبت به شما تغییر می‌کند، آیا این تغییر نظر و ذهنیت موجب می‌شود که به دیگران هم در مورد شما چیزی بگویند یا دیگر شمارا به دیگری معرفی نکنند؟ آیا پیگیری فرصتی برای پی بردن به این نارضایتی‌ها نیست؟

The post پیگیری مشتری در کسب و کارهای کوچک appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

«فرانش» بامحتوای بومی، بهترین سایت آموزشی ایران شد

در دومین سال حضور در «جشنواره وب و موبایل ایران» کسب شد

«فرانش» بامحتوای بومی، بهترین سایت آموزشی ایران شد

 

«فرانش» به عنوان یک وب‌سایت آموزش آنلاین ویدیویی در دومین سال حضور خود در جشنواره وب و موبایل ایران، برای دومین بار مقام بهترین سایت آموزشی ایران را کسب کرد.

 

به گزارش روابط عمومی شرکت فرانش، این وب‌سایت به‌عنوان یکی از مراجع مهم آموزش آنلاین تا به امروز توانسته با ارائه هزاران ویدئو آموزشی بومی در امر مهارت آموزی اقدامات مفیدی را به انجام رساند که یکی از نتایج آن، کسب مجدد عنوان بهترین سایت آموزشی ایران در دومین سال حضور در جشنواره وب و موبایل ایران است.

بر اساس این گزارش این سرویس آنلاین، بیش از ۱۶۰۰دوره در قالب گروه‌های طراحی و گرافیک، برنامه‌نویسی، امنیت و شبکه، زندگی دیجیتال، زبان خارجی، مدرسه و دانشگاه و حوزه کسب و کار ارائه کرده که تاکنون ۳۰۰۰ هزار بار در این دوره‌ها ثبت‌نام  به‌عمل آمده است.

همچنین تاکنون ۳۵میلیون دقیقه پخش ویدیویی نیز در وب‌سایت فرانش انجام شده و حتی در بعضی از دوره‌ها بیش از ۴۰۰۰ باز ثبت‌نام به ثبت رسیده است.

این گزارش می‌افزاید که وب‌سایت آموزش آنلاین ویدیویی فرانش به ساختار بومی این ویدیوها تاکید داشته و تنها خود را محدود به افراد صاحب سبک آموزشی نکرده و این فضا را در اختیار افراد فاقد برند آموزشی از اقصی نقاط کشور قرار داده تا ویدیوهای خود را در این سایت قرار دهند و پس از تایید نحوه آموزش آنها، این ویدیوها در سایت فرانش برای مخاطبان قرار بگیرد.

از سوی دیگر می‌توان تمرکز بر یادگیری کاربران و اهمیت این موضوع به‌جای فروش را از مهمترین عوامل تمایز این وب‌سایت با دیگر وب‌سایت‌های آموزشی دانست.

بر پایه این گزارش برگزاری جشنواره‌های رقابتی همچون جشنواره وب و موبایل ایران، معیار عیارسنجی مناسبی را برای کاربران و مخاطبین فراهم می‌کند تا بتوانند انتخاب درستی در این فضا داشته باشند.

با توجه به اینکه اغلب وب‌سایت‌های آموزش آنلاین، زیرمجموعه‌های دانشگاه‌ها و ارگان‌های آموزشی هستند، ورود بخش‌خصوصی جوان و فعال به مانند فرانش به این عرصه می‌تواند باعث رقابتی شدن عرصه آموزش‌های آنلاین شود تا مخاطبین بهترین انتخاب را در این عرصه داشته باشند؛افزایش کیفیت در ارائه خدمات و محصولات  برای حضور و کسب رتبه در این رویدادها است.

از دیگر نقاط تمایز این بستر آموزشی می‌توان به ارتباط مستقیم شاگرد و استاد اشاره کرد که منجر به رضایت روز افزون کاربران گشته و ماحصل آن دریافت ده ها تندیس و تقدیرنامه از مراکز و جشنواره های داخلی و خارجی بوده است.

به مناسبت کسب این تندیس، وب‌سایت فرانش برای همه کاربران خود تا پایان هفته ۳۰درصد تخفیف را درنظر گرفته که به مخاطبین خود هنگام خرید و با استفاده از کد ویژه  «iwmf13955» ارائه می‌کند.

 

مجله اینترنتی گویا آی‌تی

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

روش های مراقبت از موهای نازک

thin hair

thin hair

ریزش مو در کنار نازک شدن تارهای مو از مشکلات عمده در حوزه مو هستند که باید برای مقابله به آنها مراقب سلامت موهای خود باشید.

به گزارش آلامتو و به نقل از دکتر کرمانی؛ با مشکل نازکی موی سر درگیر هستید؟ در این مقاله می خواهیم به شما بیاموزیم که چگونه از موهای نازک خود مراقبت کنید و موجب تقویتشان شوید.

تارهای موی خود را تمیز نگه دارید

ریچارد ماناح آرایشگر بین المللی به کسانی که موهایی نازک دارند توصیه می کند به شامپوی خود اهمیت ویژه ای بدهند چون موها وقتی چرب می شوند نازک تر از همیشه نشان می دهند. او همچنین توصیه می کند از شامپوهای حجم دهنده استفاده کنید تا موها ظاهری ضخیم تر پیدا کنند. استفاده از شامپوی خشک برای جذب چربی ها و حجم دادن به ریشه مو نیز بسیار کمک کننده است.

به صورت استراتژیک از نرم کننده استفاده کنید

اگر موهایتان کم حجم، شلخته و راکد شده، مشخص است که با نرم کننده به آنها وزن نمی دهید و یا نرم کننده را به تمام نقاط سر نمی زنید. ریچارد ماناح توصیه می کند به پایان موها که بیشتر از باقی قسمت های آن در معرض خشکی قرار دارد نرم کننده بزنید.

به اصلاح مو ادامه دهید

هر شش تا هشت هفته به آرایشگاه بروید و موها را مقداری اصلاح کنید تا ظاهری سالم و پرتر داشته باشند. همچنین از آرایشگر خود بخواهید بیش از حد موها را لایه لایه نکند. شکل موها باید طوری باشد که ضخیم نشان دهد مخصوصا در پایان موها. وقتی موها لایه لایه باشد یعنی لایه ها از یکدیگر بلندتر یا کوتاه تر باشند ظاهر موها نازک می شود.

از محصولات آرایشی استفاده کنید

اگر موهایی نازک دارید، محصولات آرایشی می توانند به عنوان صلاح مخفی تان عمل کنند، مخصوصا حجم دهنده هایی مانند فوم های ضخیم کننده مو. توصیه می شود در هر قسمت از مو که این محصولات آرایشی را استفاده کردید، از سشوار با باد سرد استفاده کنید تا ضخامتش بالا برود.

مواظب گرما باشید

مواظب باشید وسایل حرارتی موهایتان را خراب نکند. برای مثال ۴۰۰ درجه فارنهایت مسلما برای موهای نازک بسیار بالا است. پس مواظب درجه حرارتی که موهای نازک خود را در معرضش قرار می دهید باشید.

از ماسک موی ترمیم کننده به صورت هفتگی استفاده کنید

دکتر جالیمن متخصص پوست و مو به مراجعینش که موهایی نازک دارند توصیه می کند هفته ای یکبار از ماسک مو استفاده کنند تا قسمت های آسیب دیده ترمیم شوند و ظاهر آنها ضخیم تر شود. دقت داشته باشید ماسک مویی که استفاده می کنید باید سرشار از آنتی اکسیدان ها از جمله ویتامین A و C و اسید چرب های ضروری باشد.

غذایی بخورید که به سلامت موها کمک کند

پروتئین پایه و اساس موهایی سالم است. بدون پروتئین بدنتان نمی تواند تارهای مویی که به صورت روزانه از دست می دهید را جایگزین کند. دکتر بروک آلپرت متخصص تغذیه توصیه می کند پروتئین مورد نیاز خود را از گوشت مرغ ارگانیک، سالمون وحشی، ماست یونانی ( یا ماست چکیده ) و همچنین منابع گیاهی پروتئین از جمله لوبیاها، دانه ها و آجیل ها دریافت کنید. آجیل ها و سالمون نه تنها سرشار از پروتئین هستند بلکه حاوی اسید چرب های امگا ۳ که به سلامت فولیکول های مو کمک می کنند نیز می باشند. فولیکول های سالم مو منجر به داشتن موهایی سالم می شود. ماست یونانی نیز سرشار است از ویتامین B5 ( اسید pantothenic ) که می تواند به گردش خون و جریان آن به پوست کف سر کمک کند. جریان مناسب خون در کف سر به تولید مو کمک می کند. دکتر آلپرت می گوید: یکی از غذاهای مورد علاقه من برای حمایت از رشد موها دانه کدو است. این دانه های خوشمزه، سرشار از زینک هستند که بسیار مهم هستند چون کمبود آن موجب از دست دادن شدید موها می شود.

کمی قرص بخورید

مکمل ها می توانند تمام کمبودهای ویتامین و مواد معدنی را در برنامه غذایی تان بپوشانند. مواد مغذی همچون بیوتین و کراتین می تواند کمکتان کند، موهایی قوی تر و ضخیم تر بسازید. برای کسانی که موهایشان نازک است دکتر دندی اینگلمن متخصص پوست مو توصیه می کند پودرهایی استفاده کنند که حاوی کراتین، بیوتین، ویتامین های B3، B5، B6، مس و زینک باشند. برخی مکمل ها نیز هستند که مخصوص تقویت رشد مو و ضخامت هستند. می توانید پس از مشورت با پزشک خود یکی از این روش ها را انتخاب کرده و مورد استفاده قرار دهید.

The post روش های مراقبت از موهای نازک appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

استفاده از شهریه برای ایجاد احساس گناه در فرزندان

kids and tuition fees

tuition fees

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ در گذشته مدارس و دانشگاه‌هایی که برای تحصیل در آن باید شهریه پرداخت می‌شد، به‌اندازهٔ امروز فراگیر نبود. بسیاری از والدین امروز، بدون پرداخت مبلغ قابل‌توجهی پول به مدرسه و یا دانشگاه می‌رفتند و فارغ‌التحصیل می‌شدند؛ اما این روزها با گسترش مدارس و دانشگاه‌های غیردولتی، درس‌خواندن بچه‌ها به علت شهریهٔ مدارس و سایر هزینه‌های جانبی و رنگارنگ تحصیل، بار مالی قابل‌توجهی برای والدین دارد. گاهی همین بار مالی والدین را به بدرفتاری‌های اشتباهی با فرزندان می‌کشد. مخصوصاً اگر فرزندان آن‌ها به‌اندازه‌ای که والدین می‌خواهند، به درس خودشان اهمیت ندهند. اگر شما یکی از والدینی هستید که برای تحصیل فرزند خود شهریه می‌پردازید، خواندن این مطلب را به شما توصیه می‌کنم.

یک جعبه مداد رنگی حس نسبت به فرزند

برخلاف تصویر کلیشه‌ای که از والدین داریم و آن‌ها را صرفاً عاشق فرزندان خود می‌دانیم، باید گفت احساسات والدین نسبت به فرزندان پیچیده، چندبعدی و متضاد است. به‌بیان‌دیگر والدین، احساسات مختلفی نسبت به فرزندان خود تجربه می‌کنند که گاهی حتی نسبت به آن آگاه نیستند. موضوعی مثل پرداخت شهریه برای تحصیل فرزند، ممکن است، احساسات مختلفی در والدین ایجاد کند که در ادامه به آن می‌پردازیم.

گاهی والدین بی‌آنکه بدانند، ناخودآگاه از فرزندشان عصبانی هستند! پولی که برای شهریهٔ تحصیل فرزند پرداخته می‌شود، با زحمت و تلاش فراوان و به قیمتِ باهم‌نبودن والدین و گذشتن از یک سری لذت‌ها، به‌دست‌آمده است. این پول می‌توانست صرف برآورده کردن نیازهای خود والدین شود؛ اما صرف شهریهٔ تحصیلی فرزند می‌شود، بی‌آنکه لذتی نصیب والدین شود! بنابراین طبیعی است که والدین ناخودآگاه عصبانی باشند.

حس دیگری که ممکن است والدین به‌صورت ناخودآگاه و یا حتی خودآگاه نسبت به فرزندان خود داشته باشند، حسادت است. گاهی والدین به امکاناتی که برای تحصیل فرزندشان فراهم می‌کنند و فرزند قدر آن‌ها را نمی‌داند، حسادت می‌کنند؛ درحالی‌که چنین شرایطی برای خود آن‌ها فراهم نبوده است. چنین والدینی احساس می‌کنند برای فرزندشان، پدر یا مادر بهتری ازآن‌چه خود داشته‌اند، بوده و هستند. آن‌ها به رفاهی که فرزندشان در آن غوطه‌ور است و خود از آن محروم بوده‌اند و یا به پیشرفت‌ها و تحسین‌هایی که فرزندشان به دست می‌آورد و آن‌ها به دلیل عدم‌برخورداری از امکانات، از آن محروم بوده‌اند، حسادت می‌کنند.

گاهی نیز پای نیازهای برآورده نشدهٔ یکی از والدین وسط است! به‌عنوان‌مثال مادری احساس می‌کند، شوهرش با نادیده‌گرفتن نیازهای وی و فرستادن فرزند به مدرسه‌ای که مستلزم پرداخت شهریه است، در واقع می‌خواهد بگوید به فرزندشان بیشتر از وی اهمیت می‌دهد و فرزند را بیشتر از مادر دوست دارد. رقابت‌هایی که بین والدین و فرزند و یا بین فرزندان باهم وجود دارد، نیز گاهی باعث می‌شود، والدین احساس خوشایندی نسبت به امکاناتی که در اختیار یکی از فرزندان قرار می‌گیرد، نداشته باشند. ضمن این‌که وقتی منابع و امکانات خانواده محدود است و تنها برخی از اعضای خانواده می‌توانند از منابع استفاده کرده و سایر اعضا محروم می‌مانند، والدین به خاطر ادراک احساس تبعیضی که بین بچه‌ها می‌گذارند، احساس گناه می‌کنند. گاهی نیز والدینی که هزینه‌های مالی را پرداخت می‌کنند، فکر می‌کند حالا که آن‌ها پول درمی‌آورند، باید تصمیم‌گیرنده نیز باشد و هر چه می‌گویند باید توسط دیگران، انجام شود!

جمله‌های اشتباه اما رایج

احساسات مختلفی که والدین نسبت به پرداخت شهریهٔ تحصیلی فرزندشان دارند، ممکن است این تصور را در آن‌ها ایجاد کند که فرزندشان باید علاوه بر قدرشناسی، در ازای آن کاری کند. به همین دلیل سعی می‌کنند با ایجاد احساس گناه، فرزند را به انجام آن کار وادار کنند. به عنوان مثال والدین ممکن است یکی از جملات زیر را به فرزندشان بگویند:

ما شهریه میدهیم، تو باید درس بخوانی

جملهٔ «ما شهریه می‌دهیم، آن‌وقت تو درس نمی‌خوانی»، یا «تو که درس نمی‌خوانی حداقل پول حروم نکن»، را بسیاری از والدین به فرزندان خود می‌گویند. توجه داشته باشید وقتی به فرزند خود می‌گویید که چون شما شهریه می‌پردازید، او باید درس بخواند، می‌توان انتظار داشت که فرزند شما برای مقابله با احساس گناه و اضطرابی که به او می‌دهید، یا راه و رسم لج‌بازی در پیش گیرد و درس نخواند‌ یا با چاشنی احساس گناه و اضطراب درس بخواند؛ درس خواندنی که در نهایت به خستگی روانی، احساس افسردگی و بیزاری از مدرسه در وی منجر می‌شود. به‌بیان‌دیگر فرزند شما جایی از این مدل درس خواندن دل‌زده می‌شود.

ما شهریه میدهیم، تو باید در کارهای خانه کمک کنی

گاهی والدین در ازای پرداخت هزینهٔ تحصیلات فرزندانشان از او توقعاتی دارند؛ به‌عنوان‌مثال می‌گویند: «چون ما شهریه تو را می‌دهیم؛ تو هم باید در کارهای خانه کمک کنی و یا کار دیگری برای من انجام دهی». توجه داشته باشید که فرزند شما باید در اوقات فراغت خود به شما در انجام کارهای خانه کمک کند، حتی اگر شما هزینهٔ تحصیل او را ندهید؛ اما وقتی شما چنین توقعاتی را مطرح می‌کنید، در واقع با فرزند خود وارد معامله می‌شوید.

احساس گناهی که این حرف در فرزند شما ایجاد می‌کند، ممکن است وی را متعهد ‌کند، درس را کنار بگذارد و بیشتر وقت خود را صرف انجام کارهای خانه و یا سایر تقاضاهای شما کند. عقب افتادن از درس و پیشرفت کم‌ترین هزینه‌ای است که فرزند شما برای این معامله می‌پردازد؛ هزینه‌ای که در درازمدت ممکن است، منجر به شکل‌گیری احساس خشم و نفرت فرزندتان نسبت به شما شود.

ما شهریه میدهیم تو باید دختر/پسر خوبی برایمان باشی

وقتی از فرزند خود توقع دارید در ازای پرداخت هزینهٔ تحصیلش برای شما فرزند خوبی باشد، در واقع خوب‌بودن فرزند خود را وابسته به اعمال خود می‌کنید و به‌صورت تلویحی این پیام را به او می‌دهید که قرار است تو در ازای لطف من خوب باشی؛ نه همیشه! برخلاف تصور شما، این جمله نیز از فرزند شما، آدم بهتری نمی‌سازد. او نه‌تنها با شنیدن چنین جملاتی، مسئولیت‌پذیرتر نمی‌شود، بلکه به‌مرور از شما خسته و طلبکار هم می‌شود. به خاطر داشته باشید که نفرستادن فرزند به مدرسه، خیلی بهتر از مدرسه‌فرستادن با ایجاد احساس گناه است. برای پیش‌گیری از بروز چنین احساساتی در فرزندانتان باید نکات زیر را موردتوجه قرار دهید:

چه‌کار کنیم؟

حالا که هم شهریه می‌دهیم، هم احساسات منفی داریم، چه‌کار می‌توانیم بکنیم؟

۱. احساسات خود را بشناسید و آن‌ها را بپذیرید

حس‌های شما نسبت به فرزندتان به‌اندازهٔ یک جعبهٔ مدادرنگی متنوع است. در عین حال که فرزند خود را دوست دارید، می‌توانید از او عصبانی باشید. در حالی که می‌خواهید شاهد پیشرفت روزافزون فرزند خود باشید، ممکن است به موفقیت‌هایش حسادت کنید. شناخت این احساسات و پذیرش آن‌ها به شما کمک می‌کند، بر حس‌هایتان کنترل داشته باشید؛ اما وقتی شما این حس‌ها را نشناسید و یا آن‌قدر برایتان ناپذیرفتنی باشد که آن‌ها را به آگاهی خود راه ندهید، می‌توان انتظار داشت این احساسات را به‌گونه‌ای دیگر مثل ایجاد احساس گناه در فرزند، نشان دهید.

۲. یادتان باشد، شما در برابر فرزندانتان مسئولید

نکتهٔ دیگری که نباید از یاد ببرید این است که شما در برابر فرزندانی که علت به دنیاآمدنشان هستید، مسئول هستید و قرار است تا آن‌جا که در توان دارید و نه بیشتر از توانتان، به شکوفایی استعدادها و ظرفیت‌های‌شان، کمک کنید. هرچند قرار است فرزندانتان در برابر شما قدرشناس باشند، قدرشناسی به معنای برآورده‌کردن همهٔ توقعاتی که از آن‌ها دارید، نیست.

۳. فرزندتان فردی مستقل از شماست

فرزند شما فردی مستقل از شماست. ممکن است استعدادها، توانایی‌ها، آرزوها و نیازهای وی با آن‌چه شما برایش می‌خواهید و آرزو دارید یکسان نباشد. توجه داشته باشید که بچه‌ها برای برآورده‌کردن نیازها و آرزوهای والدین به دنیا نمی‌آیند؛ بنابراین آن‌ها را همان‌طور که هستند، بپذیرید و کمک کنید متناسب با توانایی‌ها و استعدادهای‌شان، بهترین انتخاب را داشته باشند.

The post استفاده از شهریه برای ایجاد احساس گناه در فرزندان appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

چگونه از ستون فقرات خود مراقبت کنیم؟

Protecting Your Spine

Protecting Your Spine

درد در ستون فقرات آنقدر آزاردهنده است که مطمئن باشید تمام فعالیت های روزانه شما، حتی خوابیدن تان را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد پس قبل از اینکه این درد به سراغ شما بیاید برای مقابله به آن قدمی بردارید.

به گزارش آلامتو و به نقل از فیتامین؛ نکند هنگام خواندن این مقاله نشسته باشید. شاید بهتر باشد موقع خواندن آن بلند شوید و بایستید؛ زیرا طبق آمارها کمردرد یکی از شایع ترین چیزهایی است که افراد سر کار از آن شکایت دارند و بعد از سرماخوردگی، دومین عاملی است که افراد به خاطر آن به پزشک مراجعه می کنند. کمر درد می تواند دلایل متعددی داشته باشد: مشکلات دیسک کمر، کشش عضلات، فرسایش مهره ها و یا حتی آرتروز. اما دلیل کمر درد در افرادی که فعالیت بدنی زیادی دارند به ویژه در افرادی که وزنه برداری می کنند، برآمده شدن دیسک کمر است.

دکتر استوارت مک گیل می گوید: “علت برآمده شدن و بیرون زدن دیسک کمر خم شدن ستون مهره هاست. وقتی که ستون فقرات خم نشده باشد قوی تر است، چرا که در حالت قوس طبیعی قرار گرفته است؛ زمانی که فرد به طور مکرر و به مدت طولانی رو به جلو خم می شود، بافت همبند ستون مهره ها به مرور زمان تخریب می شود و سبب می شود که دیسک کمر رو به عقب بیرون بزند و به این ترتیب بر اعصاب این ناحیه فشار وارد شده و شخص دچار کمر درد می شود.

اگر این خم شدن همراه با بار اضافه نباشد، فشاری که به دیسک وارد می شود نسبتا کم است. به همین علت انجام حرکت گربه ای یوگا می تواند مفید باشد.

اما اگر خم شدن همراه با بار اضافه باشد (مثلا هنگام وزنه برداری) یا اگر بعد از انجام ورزش سنگین فرد سر کار برود و در حالت خمیده بنشیند، احتمال آسیب دیدگی و بیرون زدن دیسک کمر بیشتر می شود.

بنابراین اگرچه ممکن است ورزش روزانه به شما هیکلی ضد گلوله بدهد، در عین حال ممکن است در صورتی که این ورزش ها را درست انجام ندهید خطر بزرگتری را متوجه سلامت شما سازد و شما را دچار آسیب دیدگی سازد.

در اینجا چند دستورالعمل برای محافظت از ستون فقرات در برابر آسیب ها چه در باشگاه و چه در هنگام فعالیت روزانه آورده شده است.

محافظت ۲۴ ساعته

علت بیرون زدن دیسک، خم شدن و برداشتن بار اضافه است، اما نکته در اینجاست که لازم نیست این دو همزمان رخ دهند. حتی اگر فرم بدن شما بی نقص باشد و هنگام وزنه برداری ستون فقرات شما در حالت طبیعی و استوار باشد، باز هم ممکن است دیسک کمر شما تحت تاثیر سایر فعالیت های روزانه تان قرار گیرد و بیرون بزند. بنابراین، افرادی که کار اداری دارند و یا مجبورند هنگام کار دائما بنشینند، باید بیشتر مراقب باشند، به ویژه اگر از افرادی هستند که عادت به باشگاه رفتن هم دارند.

دکتر مک گیل می گوید: “وقتی در تمام طول روز به حالت خمیده هستید، رشته های کلاژن موجود در دیسک کمر نرم می شود و احتمال بیرن زدن دیسک و کمر درد بیشتر می شود.” بنابراین حتی اگر روزی یک ساعت هم به باشگاه بروید، ۲۳ ساعت باقی مانده از روز خیلی خیلی اهمیت دارند. شما باید با رعایت آداب و اصول خاص بنشینید. وقتی در دستشویی، روی صندلی و یا در ماشین نشسته اید باید وضعیت بدنی درستی داشته باشید.

اقدام کنید: در باشگاه، وضعیت درست بدن و حالت صحیح قرار گرفتن ستون فقرات خود را ترک نکنید: وقتی می نشینید، می ایستید، و یا در طول روز دولا و راست می شوید، به همان اندازه مراقب باشید که زمان برداشتن وزنه و دمبل مراقب هستید. ستون فقرات شما باید قوس طبیعی خودش را داشته باشد، پس هنگام بلند کردن وزنه فشار را روی باسن و پاهای خود بیندازید نه روی کمرتان. از ناحیه لگن خم شوید نه ستون فقرات.

پیش از ورزش عضلات شکم و باسن را گرم کنید

در تحقیقی که اخیرا انجام شده است، حرکات ایزومتریک و غیر چرخشی مثل پلانک و پل زدن از پهلو بهتر از حرکات دینامیک مثل دراز و نشست می توانند به سفت شدن عضلات شکم و باسن کمک کنند. اگر این عضلات سفت شوند می توانند جلوی وارد آمدن فشار اضافه به ستون فقرات را بگیرند. اگر عضلات شکم و باسن شما قوی تر باشد می توانید وزنه های سنگین تری هم بلند کنید زیرا ظرفیت ستون فقرات شما برای تحمل بار اضافه افزایش می یابد.

اقدام کنید: بعد از اینکه خود را گرم کردید و پیش از اینکه شروع به ورزش کنید، حرکاتی انجام دهید که عضلات شکم و باسن شما را تقویت کنند (حرکت پلانک، پال آف پرس)؛ به این ترتیب عضلات شکم و باسن و کمر شما برای انجام حرکات دشوارتر مثل اسکوات، بلند کردن وزنه و پرس بالای سر به خوبی آماده می شوند.

برنامه ورزشی که برای شما مناسب است انتخاب کنید

آیا معنی این حرف این است که کلا نباید حرکت دراز و نشست را انجام دهید؟ نه (مگر اینکه در حال حاضر دچار کمر درد باشید، که در این صورت بهتر است دراز و نشست نزنید و حرکت دیگری به جای آن انجام دهید). ببینید چه حرکاتی با اسکلت بدنی شما سازگار است. شاخه های باریک درخت را می توان به راحتی خم و راست کرد و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید. اما اگر یک شاخه ضخیم را بردارید و آن را به همان اندازه خم کنید، می شکند.

در مودر حرکات ورزشی هم وضعیت همین طور است، یعنی هر حرکت ورزشی مناسب کمر هر فردی نیست. مثلا کسانی که یوگا کار می کنند، ممکن است هزاران بار ستون فقرات خود را خم کنند اما یکبار هم در زندگی دچار کمر درد نشوند. این افراد به دلیل اسکلت بدنی خاصی که دارند می توانند ستون فقرات خود را به دفعات بیشتری خم کنند و توانایی تحمل آن را دارند.

مقاله مرتبط: چگونه عضلات کمر خود را تقویت کنیم؟

اقدام کنید: تشخیص اینکه ستون فقرات شما شبیه یک شاخه باریک است یا یک شاخه ضخیم، کار دشواری است؛ اما در هر صورت بهتر است مراقب ستون فقرات خود باشید. اگر تصمیم دارید حرکت دراز و نشست بزنید یا یک ساعت یوگا کار کنید، در صورت امکان باقی روز به کمر خود استراحت دهید، صاف بایستید، وضعیت بدنی خوبی در طول روز هنگام نشستن و یا برداشتن چیزها داشته باشید.

زمان مناسب برای ورزش کردن

زمانی که برای ورزش کردن در طول روز انتخاب می کنید نیز می تواند بر سلامت ستون فقرات شما تاثیرگذار باشد. دیسک های کمر در طول شب که می خوابید پر از مایع می شوند به همین علت صبح ها سفت تر هستند و دامنه حرکتی کمتری دارند. اگر در عصر ورزش کنید، ممکن است عضلات شکم و باسن شما بر اثر نشستن زیاد در طول روز تنبل شده باشند.

اقدام کنید: اگر می خواهید صبح ورزش کنید زمان بیشتری را صرف گرم کردن و حرکات کششی کنید تا عضلات و تاندون های کمر شما دچار کشیدگی نشوند. اگر شبها تا دیر وقت بیدارید، پیش از انجام حرکات قدرتی، با حرکات ایزومتریک مثل پلانک عضلات شکم و کمر خود را آماده کنید.

عضلات باسن خود را گرم کنید

اگر در حال حاضر کمر درد دارید، چه بسا الگوی حرکتی نادرستی را در پیش گرفته باشید: وقتی کمر شما درد می کند، مغز شما به عضلات باسن پیامی می فرستد تا سایر عضلات مثل همسترینگ فعال شده و بیشتر حرکات را انجام دهند تا مانع از کمر درد بیشتر شوند.

بعد از آن، زمانی که کمر درد شما بهبود یافت، بدن شما هنوز طبق الگوی قبلی عمل می کند. بنابراین بعد از بهبود کمر درد که دکتر به شما اجازه داد به باشگاه برگردید اولین کاری که می کنید باید این باشد که عضلات کمر را به حالت سابق برگردانید.

The post چگونه از ستون فقرات خود مراقبت کنیم؟ appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

نقش پدر در تربیت پسر چقدر مهم است؟

The Role of Fathers in Childhood Development

The Role of Fathers in Childhood Development

برای اینکه پسری بتواند در آینده زندگی موفقی داشته باشد پدر چه جایگاهی در تربیت او دارد؟

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ فرزندان برای الگوپذیری اجتماعی نیاز به دو تصویر دارند: تصویر پدری و مادری. این دو تصویر با هم تفاوت دارند. آنچه فرزند از مادر انتظار دارد، از پدر ندارد. پس نوجوان به الگوی هر دو نیاز دارد؛ اما پدر و مادر هم باید با یکدیگر هماهنگ باشند. همواره درباره نقش‌های پدر و مادر در خانواده نظرهای گوناگونی مطرح بوده است. عموماً پدران و مادران در خانواده‌های ایرانی جایگاه و مسئولیت‌های خود را درباره تربیت فرزندان نمی‌شناسند؛ اینکه هر یک چه جایگاهی و چه نسبتی در بحث تربیت دارند و چه ارتباطی باید بین آنها با فرزندان برقرار باشد. در اینجا تنها به چند نکته مهم تربیتی اشاره کرده‌ایم.

روان‌شناسان در نتیجه تحقیقات خود اظهار می‌کنند که نوزادان هنگام اضطراب و هیجان، مادر را بر پدر ترجیح می‌دهند؛ اما هنگامی که چنین وضعیتی ندارند و پدر و مادر کنار آن‌ها هستند، هیچ گونه ترجیحی قائل نمی‌شوند. نوزادان ۱۸ماهه نسبت به پدر رفتاری اجتماعی و رسمی و نسبت به مادر رفتاری حاکی از وابستگی نشان می‌دهند.

هرتسگ با تأکید بر نقش خاص پدر می‌گوید: کودکان محروم از پدر «گرسنگی پدر» خواهند داشت. به نظر او، وقتی پدری با بچه دوساله خود بازی می‌کند، نقش سنتی مادر را در پیروی از خواسته‌های کودک تکمیل می‌کند و این به سبب نقش کنترل‌کننده‌ای است که پدر ضمن آن، بازی‌های قاعده‌دار را به بچه می‌آموزد و قاعده‌های خود را در بازی‌ها اعمال می‌کند و بدین ترتیب، در پرخاشگری کنترل شده، الگوی کودک قرار می‌گیرد.

ارتباط مادر و فرزند ارتباطی طبیعی است؛ ولی برای پدر باید تلاشی دوجانبه بین او و فرزندش صورت گیرد که البته کار آسانی نیست. نحوه برخورد مادر با تصویر پدر که به نوجوان انتقال می‌یابد، بسیار اثرگذار است. اگر این تصویر مثبت باشد، فرزند رابطه بهتری با پدر خواهدداشت و برعکس؛ پس مادر واسطه بین فرزند با پدرش است.

اولین برخورد پدر با فرزند از طریق مادر است. هنگام تولد، کودک پدر را نمی‌شناسد و از طریق مادر است که پدر معرفی می‌شود، چون مادر تنها واقعیت بیرونی برای نوزاد است؛ پس هر اندازه پدر پس از تولد فرزندش با مهر و محبت بیشتری با مادر رفتار کند و مادر پدر را تأیید کند، حضور پدر زیباتر و ارتباط کودک با پدر بهتر می‌شود. در کشورهای اروپایی پدر در اتاق زایمان حضور دارد و به مادر امنیت روانی می‌دهد.

نوجوان پسر، قدرت حل مسئله را از پدرش می‌آموزد؛ البته این بدان معنا نیست که مادرها این قدرت را نداشته باشند، بلکه از دید پسرها، پدر نماینده اجتماع است و مادر نماینده آسمان. از همین رو، پدر نماینده عقل و خرد و نیم‌کره چپ فرزندان و مادر نماینده احساس و دل و نیم‌کره راست آن‌هاست؛ پس حتماً پدر راه مقابله با مشکلات و تسلط‌یافتن بر امور زندگی را به پسر درس می‌دهد. اگر فرزند پسری از وجود پدر محروم شود، از مادر می‌آموزد، ولی در عین حال نیاز به الگوهای تکمیلی اجتماعی دارد.

پسرها دوست دارند انضباط و قانون‌مندی را از پدر بیاموزند، زیرا مادرها به دلیل عاطفی‌بودن، خواسته‌های بچه‌ها را زودتر برآورده می‌کنند؛ ولی پدرها در برابر خواسته‌های نوجوانان شرایطی به وجود می‌آورند، خواسته‌های آنان را با اهدافی خاص به تأخیر می‌اندازند و با این کار درس تلاش، قانون‌مندی و انضباط به فرزندان می‌دهند. البته این بدان معنا نیست که مادر ویژگی‌های مزبور را ندارد، بلکه پدر با قاطعیت بیشتری برخورد می‌کند. پسربچه‌هایی که در کارها و رفتارشان بی‌تحرک و منفعل‌اند کسانی‌اند که مسائل انضباطی خانه را پدرانشان وضع نمی‌کنند؛ چون این گونه پدرها معمولاً قاطعیت کافی ندارند.

پسرها تعهد، مسئولیت‌پذیری و پشتکار را از پدران مسئول و فعالشان می‌آموزند. البته این بدان معنا نیست که مادر این خصیصه ها را نداشته باشد، بلکه نوجوان پسر می‌خواهد امید به موفقیت و توانمندی را از پدرش بگیرد، چون تصویر پدر است که به پسر جرئت می‌دهد مسئولیت‌پذیر باشد.

اگر پدری برای ایجاد نظم مدام فرزندش را نصیحت کند، باید بداند که در کارش ایرادی وجود داشته و بهتر است شیوه‌های رفتاری‌اش را بازبینی کند؛ زیرا هیچ وقت برای تغییر رفتار دیر نیست. پسرها برای دفاع از حقوق خود احتیاج به قدرت ریسک و رقابت پدرها دارند؛ وگرنه به جای رقابت‌پذیری اصولی و درست، به آغوش پر مهر مادران پناه می‌برند. از همین رو، پسران برای کسب موفقیت و ابراز وجود نیاز به ارتباطات مؤثر و گسترده‌ای با پدر دارند.

مدیریت را پسران از پدران فعال و مؤثر خود می‌آموزند، زیرا نوع مدیریت مادر در خانواده با مدیریت پدر متفاوت است. مادر مدیریت عاطفی را برعهده دارد و پدر مدیریت اجتماعی را. در نتیجه، پسرها پدر را نماینده اجتماع می‌دانند و در این زمینه هم از رفتار او الگوبرداری می‌کنند. حتماً مناسب‌ترین الگو در مورد احترام به جنسِ مخالف برای پسر پدرش است، چون علاقه و محبت به زن را پسر از برخورد پدر با مادر می‌آموزد.

روان‌شناسان معتقدند مهرورزی به زن یکی از جسارت‌های مردانه است. آدم‌های ترسو فن مهرورزی به زنان را نمی‌دانند و چون احترام به زن را بلد نیستند، به ناهنجاری‌های اخلاقی و در برخی نمونه‌ها، تجاوز به حقوق دیگران، دچار می‌شوند.

فرزندان امید به آینده و مثبت اندیشی را از پدر می‌آموزند، چرا که اگر پدری منفی‌اندیش باشد، فرزندان هم همین الگو را می‌گیرند و به همه افراد جامعه بدبین می‌شوند. این در صورتی است که برخی از پدران تصور می‌کنند که روشن‌فکرند و مدام از دیگران، مسائل پیرامون خود و حتی مسائل اجتماعی انتقاد می‌کنند و در نتیجه، چون پسر پدر را الگوی حقیقی و کامل خود می‌داند، امید به زندگی و جامعه را از دست می‌دهد و انگیزه‌ای برای زندگی خوب نخواهدداشت. پس امید به آینده حاصل، تصویری مثبت از پدر است.

به طور کلی، باید پدران در نقش خود قاطع و نظم‌دهنده و در ضمن، همدل و همراه فرزندان باشند و مادر را تأیید کنند. فقط در این صورت است که نوجوان هیچ فاصله‌ای بین خود و او نمی‌بیند و تصور نمی‌کند که بخواهد در قبال پدر نافرمانی کند. در نتیجه، الگوی درستی از پدر خواهد داشت و در آن واحد او را دوست دارد.

بعضی از محققان پس از فروید، بر نقش پدر در کنار مادر یا از طریق مادر در سال‌های اولیه تأکید کرده‌اند. از نظر آنان، علاوه بر این نقش عمومی، یعنی حمایت مادر، نقش خاص پدر این است که پایه‌های اساسی توجه به واقعیت را در شخصیت کودک فراهم آورد؛ زیرا کودک هر وقت از مادر جدا می‌ماند، احساس اضطراب شدید می‌کند و پدر این اضطراب شدید را کاهش می‌دهد. از این لحاظ، آسیب‌های روانی پدر یا فقدان او ممکن است در شکل‌گیری شخصیت فرزندان تأثیری بسیار جدی داشته باشد.

The post نقش پدر در تربیت پسر چقدر مهم است؟ appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

جاهای دیدنی مراکز تفریحی کره جنوبی

آگر قصد سفر به آسیای شرقی را دارید میتوانید از بین کشورهای چون ژاپن ، چین ، کره جنوبی و … انتخاب کنید، اگر به دنبال یک انتخاب متفاوت هستید ما به شما کره جنوبی را پیشنهاد میکنیم.

به گزارش آلامتو و به نقل از الی گشت؛ کره جنوبی این روزها توجه ویژه ای به صنعت گردشگری دارد و دیدنی های این کشور آنقدر زیاد است که شما قادر نخواهید بود طی مدت زمانی کوتاه از همه دیدنی هایش بازدید کنید، اما در این یادداشت به طور اجمالی به برخی از بهترین نقاط کره جنوبی و بهترین کارهایی که می توان در آن انجام داد، اشاره می کنیم. با ما همراه باشید:

در پارک ملی (Seoraksan) گشت بزنید:

از شلوغی های شهر فرار کرده و به پارک ملی (Seoraksan) و تماشای دیدنی های طبیعی و منحصر به فرد آن بروید. قله های نوک تیز، رودهای کریستالی و شفاف در کنار تنوع گونه های گیاهی و جانوری همه و همه در این محل وجود دارند. در این پارک همچنین چشمه های آبگرم، بناهای باستانی و قلل مرتفع در برابر دیدگان شما قرار گرفته و بهترین زمان سال برای بازدید از این محل، فصل پائیز است که به دلیل رنگارنگ شدن محیط و برگ های ریخته شده روی زمین؛ منظره ای شگفت انگیز در این محل ترسیم می شود. پیاده روی و کوهنوردی را می توان اصلی ترین فعالیت های امکان پذیر در این پارک دانست. شما به راحتی می توانید با همراه بردن وسایل مورد نیاز خود برای پیک نیک، یک روز تمام را در این محل سپری گنید، البته در این پارک رستوران های متعددی نیز وجود دارند که برخی از آن ها دقیقا در مسیر اصلی پیاده روی قرار دارند. در این پارک همچنین یک محوطه مخصوص چادر و برپایی کمپ وجود دارد که در فاصله نیم ساعت پیاده روی با دروازه اصلی این محل است. این محل در فصل های شلوغ سال، کاملا پر می شود. توصیه می شود در سفر به این محل، دست کم یک یا دو روز باقی بمانید تا فرصت تماشای همه دیدنی های آن را داشته باشید.

در پارک تفریحات (Lotte World) وقت گذرانی کنید:

این پارک بزرگ تفریحات در کره جنوبی، بزرگ ترین پارک شهر بازی سرپوشیده جهان محسوب شده و یک پارک فضای آزاد ، یک مرکز خرید بزرگ، یک هتل لوکس، میدان یخ و یک سالن سینما و تئاتر نیز در کنار آن قرار دارد. این پارک در تمام طول سال مشغول فعالیت بوده و بهترین گزینه برای سرگرمی داخل سالن محسوب می شود. در این پارک انواع وسایل بازی های مختلف و هیجان انگیز مانند (Gyro Drop) و (Gyro Swing) وجود دارد که شما با سوار شدن به آن ها احساسی بی نظیر خواهید داشت. در این پارک یک ترن بالای جنگل، یک ترن هوایی و بسیاری از دیگر تجهیزات مدرن شهربازی وجود دارد. در پارک مجیک آیلند به معنی جزیره جادو (Magic Island) در مجاورت این محل نیز انواع تفریحات هیجان انگیز و وسایل بازی گروهی وجود دارد که از آن جمله می توان به (dazzling Magic Castle) اشاره کرد.

بازدید از منطقه دانشگاهی هونگ دائی (university district of Hongdae)

برای تجربه ماهیت زندگی شبانه شهر سئول بهترین گزینه، رفتن به محله هونگ دائی است. این محله به دلیل موسیقی شهرت داشته و بسیاری از گروه های موسیقی مشهور کره جنوبی از این محله کار خود را آغاز کرده اند. در آخرین جمعه هر ماه، یازده رستوران این محل با همکاری یکدیگر، برنامه ویژه ای به نام روز کلوپ اجرا می کنند. در این روز شما با یک بلیط می توانید به تمامی این رستوران ها رفته و در تفریحات آن ها شرکت کنید. در این محله برخی کافه ها و رستوران ها دارای تم زامبی ها بوده و کارکنان و خدمه و برخی از مشتریان، خود را به شکل مردگان متحرک گریم می کنند.

از منطقه نظامی (Demilitarized Zone) دیدن کنید

منطقه نظامی که به اختصار (DMZ) نامیده می شود، شامل یک کمربند ۲۵۰ کیلومتری است که در سرتاسر عرض شبه جزیره کرده امتداد یافته و این محل را به دو نیم تقسیم می کند. این منطقه از سال ۱۹۵۳ و بس از اعلام آتش بس در جنگ کره ایجاد شده است. این منطقه در هر دو طرف مرز و در خاک کره شمالی و جنوبی وجود داشته و یکی از ترسناک ترین مناطق جهان محسوب می شود. در این منطقه انواع تله های ویژه تانک، حصارهای الکتریکی، میدان های مین و نیروهای نظامی آماده نبرد وجود دارند. در تورهای منطقه نظامی شما تا نزدیکی مرزهای کره شمالی رفته و سربازان ارتش این کشور را از راه دور خواهید دید. در این محل یک ساختمان امنیتی نیز وجود دارد که نیمی از آن در خاک کره جنوبی بوده و نیم دیگرش در خاک کره شمالی است. این تور در قالب تورهای نیم روزه و یک روزه ارائه شده و در آن شما باید قوانین را به طور جدی رعایت کنید. در این تور همچنین شما می توانید برخی از تونل های زیر زمینی که روزگاری فوق سری بوده و امروزه لو رفته اند را مشاهده کنید. سفر شما به کره جنوبی بدون دیدن منطقه نظامی ، کامل نخواهد بود.

The post جاهای دیدنی مراکز تفریحی کره جنوبی appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

برندگان اسکاری که لایقش بودند!+عکس

اسکار oscar

امکان ندارد مراسم اسکاری به پایان نرسد و سینمادوست‌ها شروع به گله و شکایت نکنند که چرا آکادمی اسکار را به فلان فیلم/کارگردان/بازیگر نداد. سابقه نشان داده آکادمی هیچ‌وقت حد وسط را رعایت نمی‌کند و همیشه فیلم‌هایی را انتخاب می‌کند که اکثر ۹۵ درصدی مردم از انتخاب آنها راضی و خوشحال هستند یا فقط فیلم‌هایی را به عنوان برنده‌ی بهترین فیلم انتخاب می‌کند که مردم حتی سال‌ها بعد هم نمی‌توانند دلیل برنده شدنشان را درک کنند. بنابراین همیشه برندگانی که در دسته‌ی دوم قرار می‌گیرد به‌طور قابل‌درکی کفر سینمادوستان را درمی‌آورند. بالاخره وقتی داورانی که «سخنرانی پادشاه»‌ (The King’s Speech) را به «شبکه‌ی اجتماعی» (The Social Network)، «آرگو» (Argo) ‌را به «سی دقیقه‌ی بامداد» (Zero Dark Thirty)، «شکسپیر عاشق» (Shakespeare In Love) را به «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) و «شیکاگو» (Chicago) را به «پیانیست» (The Pianist) ترجیح بدهند یعنی یک جای کارشان می‌لنگند و لیاقت این گله و شکایت‌های بی‌پایان را دارند. بعضی‌وقت‌ها انتخاب‌های بد فقط با تفاوت دیدگاه‌های مردم و داوران قابل‌توضیح نیست. بعضی‌وقت‌ها انگار کسانی که خودشان را حرفه‌ای می‌نامند، چیزی درباره‌ی سینما نمی‌فهمند.

اما همزمان انتخاب‌های آکادمی همیشه بد هم نبوده‌اند و به قول معروف نامردی است اگر فقط از آنها گله کنیم. نمی‌توان چنین بی‌احترامی را به سازمانی کرد که موزیکال لذت‌بخش «داستان وست ساید» (West Side Story) را مورد لطف همه رقمه‌شان قرار دادند، کارگردانی نفسگیر «فارغ‌التحصیل» (The Gratuate) را به رسمیت شناخت و یازده اسکار روانه‌ی «تایتانیک» (Titanic)، شاهکار رومانتیک آخرالزمانی جیمز کامرون کرد. حتما می‌گوید اینها متعلق به زمانی است که اسکار در دوران اوجش به سر می‌برد. بنابراین برای اینکه از نگرانی‌تان درباره‌ی مراسم اسکار ۲۰۱۷ بکاهیم و بهتان ثابت کنیم که اسکار در چندین سال اخیر بدون انتخاب‌های درست هم نبوده است، تصمیم گرفتیم فقط به ۱۰ سال گذشته نگاه کنیم و برخی از بهترین انتخاب‌های آنها را فهرست کنیم. این فهرست شامل اسم‌های نویسندگان، بازیگران، کارگردانان و فیلم‌هایی است که لیاقت مجسمه‌ی طلایی را داشتند. اتفاقی نادر اما قابل‌ستایش.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین فیلمنامه‌ی اورجینال سال ۲۰۰۷

دیابلو کودی برای فیلم «جونو» (Juno)

دیابلو کودی، نویسنده‌ی کمدی/رومانتیک «جونو» که درباره‌ی دختر نوجوانِ حامله‌ای است که به دنبال زوج مناسبی برای به فرزندی قبول کردن بچه‌اش می‌گردد، به عنوان کسی که برنده‌ی اسکار شده، زیادی فروتن است. کودی در مصاحبه‌ای گفته بود که در زمان نوشتن فیلمنامه زیادی بهم خوش می‌گذشت، اما الان که فیلم را نگاه می‌کند، دیالوگ‌ها خیلی افراطی و نامنظم احساس می‌شوند. اما می‌داند که این یکی از چیزهایی بود که مردم درباره‌ی فیلم دوست دارند و در نتیجه شکایتی ندارد. راستش را بخواهید حق با کودی است. دیالوگ‌های این فیلم بعضی‌وقت‌ها به‌طرز دیوانه‌واری عجیب و غریب هستند، اما اتفاقا همین نکته است که آنها را به دیالوگ‌های غیرعادی، زیبا و قبلا شنیده‌نشده‌ای تبدیل می‌کنند.

یکی از عناصری که «جونو» را به چنین جایگاهی رسانده به بازیگوشی جنون‌آمیز و مسخره‌ی کودی با کلمات و اصطلاحات مربوط می‌شود

اگرچه ممکن است عده‌ای آن را جدی نگیرند، اما در اینکه با یکی از بهترین درام‌های دوران بلوغِ هوشمندانه و عمیق سینما سروکار داریم شکی نیست. «جونو» به اندازه‌ی «درخت زندگی» (Tree of Life)، «شبکه‌ی اجتماعی» و خیلی فیلم‌های پرسروصدای دیگر یکی از شاهکارهای مدرن سینمای امریکاست. و یکی از عناصری که «جونو» را به چنین جایگاهی رسانده و تماشای آن را به چنین تجربه‌ی لذت‌بخشی تبدیل کرده، به بازیگوشی جنون‌آمیز و مسخره‌ی کودی با کلمات و اصطلاحات مربوط می‌شود. اینکه کاراکترها از کلماتی استفاده می‌کنند که این روزها منقرض شده‌اند فقط برای تظاهر نیست، بلکه نشانه‌ای از این است که ما به جای زندگی واقعی، در حال تماشای فیلمی هستیم که در دنیای موازی‌ای جریان دارد که آدم‌هایش به‌طور اغراق‌شده‌ای حرف می‌زنند. مهارت‌های نویسندگی کودی اما فقط به دیالوگ‌های مبالغه‌آمیزش خلاصه نشده است. «جونو» شاید یک کمدی باشد، اما در آن واحد داستانی درباره‌ی زن جوانی است که در شرایط ملتهبی از زندگی‌اش قرار دارد و باید با وجود بی‌تجربگی‌اش با آنها کنار بیاید و همزمان با شجاعت و بی‌پروایی‌اش بزرگ‌ترهای ترسوی اطرافش را به خجالت کشیدن وا می‌دارد. مادر ناتنی جونو وقتی که او می‌خواهد با والدین احتمالی بچه‌اش دیدار کند به او می‌گوید که این «کار خیلی خیلی سختیه». جونو فقط جواب می‌دهد: «می‌دونم» و شما هم کاملا او را باور می‌کنید.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل سال ۲۰۰۸

هیث لجر برای فیلم «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight)

وقتی هیث لجر به عنوان کسی که قرار بود نقش جوکر را در حماسه‌ی جنایی کامیک‌بوکی کریستوفر نولان بازی کند انتخاب شد، شاخک‌های طرفداران را تکان داد. آیا همان کابویی که از «کوهستان بروکبک» (Brokeback Mountain) می‌شناختیم، قرار بود جایگزین قرن بیست و یکم سزار رومرو و جک نیکلسون شود؟ بله، چرا که نه. در پایان جوکرِ لجر به فراتر از انتظارهایمان رفت. کاراکتری که توسط او به تصویر کشیده شد جوکر نسل بعد نبود، بلکه جوکری بود که قرار بود یک نسل را تعریف کند. از همان لحظه‌ای که او را ایستاده در گوشه‌ای از یکی از چهارراه‌های گاتهام سیتی شبیه گرگویلی با تیپ اسپورت دیدیم، لجر مغزمان را لای دندان‌هایش قفل کرد و هیچ‌وقت رها کرد. از آنجا به بعد با هر کلمه، با هر اشاره، با هر نیشخند شرورانه که صدایی همچون شکستن شیشه داشتند، ما بیشتر از قبل به درون جنون او سقوط کردیم. ریزه‌کاری‌های هنرنمایی جریان‌ساز لجر به حدی عجیب و غریب بود که هنوز که هنوزه نمی‌توان نقشه‌ی مشخصی از هزارتویی که خلق کرده کشید.

در یکی از مشهورترین لحظات «شوالیه‌ی تاریکی» جوکر به زبان خودش فاش می‌کند که «من مامور هرج‌و‌مرجم!». همین جمله کاری کرد تا بسیاری از تماشاگران به این نتیجه برسند که انگیزه‌ی پشتِ جنون این موجود گسترش آشوب در دنیاست. اما هیچ‌کس در این لحظه نمی‌داند که دارد گول می‌خورد. جوکر می‌خواهد که مردم و تماشاگران فیلم باور کنند که او به نیرویی فرازمینی متصل است و بازی لجر همان چیزی است که باعث می‌شود ما در دام او بیافتیم. اما در جریان سکانس درگیری بتمن و جوکر در آن ساختمان نیمه‌کاره‌ی پایان فیلم است که با چهره‌ی واقعی مامور قلابی هرج و مرج آشنا می‌شنویم. بعد از اینکه همه‌ی مسافران هر دو کشتی که در آنها بمب کار گذاشته شده، از ترکاندن کشتی دیگر سر باز می‌زنند، بتمن می‌گوید: «چی رو می‌خواستی ثابت کنی؟ اینکه همه به اندازه‌ تو روح کثیفی دارن؟» چهره‌ی جوکر از خشم آتش می‌گیرد. هیچ چیزی درباره‌ی دیوانگی جوکر در این فیلم تصادفی نیست. بازی لجر همراه با تک‌تک نکات زیرمتنی و فلسفی فیلم شکل گرفته و در طول فیلم متحول می‌شود. بازی لجر فقط یکی از بهترین بازی‌های سال ۲۰۰۸ نبود، بلکه یکی از بهترین هنرنمایی یک بازیگر در تاریخ سینماست.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

جایزه‌ی بهترین فیلم سال ۲۰۰۹

فیلم «گنجه‌ی درد» (The Hurt Locker)

در سال ۲۰۱۰ آکادمی با انتخاب سختی روبه‌رو شد: آنها می‌توانستند «آواتار» (Avatar)، حماسه‌ی فانتزی جیمز کامرون را به عنوان بهترین فیلم اسکار انتخاب کنند یا «گنجه‌ی درد»، ساخته‌ی کاترین ببگلو، همسر سابق کامرون و فیلم بی‌رحمی از لحاظ فیزیکی و روانی که به جنگ عراق می‌پرداخت. واقعا انتخاب سختی است. از یک طرف در قالب «آواتار» با یکی از آن فیلم‌های رومانتیک و حال‌خوب‌کنی طرفیم که اسکار عاشقشان است و از طرف دیگر «گنجه‌ی درد» یکی از همان فیلم‌های سیاسی و به‌یادماندنی مهمی است که آد‌م‌های بیشتری باید آن را تماشا کنند. هفت سال بعد به نظر می‌رسد پیروزی «گنجه‌ی درد» در دو رشته‌ی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، هنوز برای کامرون غیرقابل‌هضم بوده است. کسی که به تازگی در یکی از مصاحبه‌هاش گفت اینکه آکادمی علیه فیلم‌های پرطرفدار است بر کسی پوشیده نیست. شاید حق با کامرون باشد، اما حقیقت این است که بیگلو (که تبدیل به اولین زنی که اسکار بهترین کارگردانی را برده شد) بهتر از کامرون بود و «گنجه‌ی درد» هم نه فقط به خاطر اینکه کلاس درسی از تعلیق بی‌رحمانه‌ی سینمایی بود، بلکه به خاطر به تصویر کشیدن ماجراجویی‌های نظامی امریکا در خاورمیانه لایق جایزه‌ی بهترین فیلم بود.

برخلاف بسیاری از فیلم‌های جنگی دیگر، «گنجه‌ی درد» نه قصد صحبت کردن درباره‌ی صلح دارد و نه پروپاگاندایی برای ارتش امریکاست. در عوض فیلم کاملا تمرکزش را روی یک معمای خیالی پیچیده قرار داده است؛ گروهبان ویلیام جیمز (جرمی رنر)، متخصص خنثی‌سازی بمب است که حرفه‌ای‌گری‌اش به اندازه‌ی عدم اهمیت دادنش به نبرد و مرگ مجذوب‌کننده است. راستش او در دنیایی پر گرد و غبار و جنگ، در حالی که مشغول خنثی‌سازی یک بمب است، لباس زیتونی‌رنگش که قرار است او را در مقابل مواد منفجره حفاظت کند را در می‌آورد و می‌گوید: «اگه قرار بمیرم، می‌خوام به راحتی بمیرم». جرمی رنر در نقش جیمز نه تنها کاریزمای مورمورکننده‌ای را از خودش ساتع می‌کرد که او را به ستاره‌ای که امروز است تبدیل کرد، بلکه شخصیت او از جاه‌طلبی بیگلو و مارک بول، نویسنده‌ی سناریوی فیلم هم خبر می‌داد. بیگلو و بول فیلمی ساخته‌اند که اگرچه هیچ‌وقت به وحشت خفه‌کننده‌ی جنگ بی‌اعتنایی نمی‌کند، اما همزمان فیلمی درباره‌ی سربازی امریکایی در عراق است که به‌طرز دیوانه‌وار، ترسناک، مسخره و باورپذیری دارد برای خودش زندگی می‌کند و خوش می‌گذراند.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین فیلمبرداری سال ۲۰۱۰

والی فیستر برای فیلم «اینسپشن» (Inception)

شاید عده‌ای از سینمادوستان والی فیستر را به عنوان همان کسی بشناسند که «اونجرز» را «فیلم افتضاحی که متعجبش کرده» خواند. اما اگر یک چیز باشد که فیستر به خاطر آن معروف است، نقش پررنگش در خلق استایل بصری هزارتوگونه‌ی فیلم‌های کریستوفر نولان است. نولان شاید زمانی برای خودش فیلمبردار کاربلدی بوده است (او مدیر فیلمبرداری اولین فیلمش “تعقیب” هم بود)، اما از زمان «ممنتو» تا «شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد»، فیتسر همان کسی بود که حال‌و‌هوای صخره‌ای غار بتمن، نماهای آلاسکایی «بی‌خوابی» و از همه مهم‌تر دنیای رویایی و جنون‌آمیز «اینسپشن» را در آورده است. فیتسر اسکارش را بعد از سلسله ‌شکست‌های متوالی‌اش با «بتمن آغاز می‌کند، «پرستیژ» و «شوالیه‌‌ی تاریکی» در برنده شدن به دست آورد. اما کارش با «اینسپشن» آن‌قدر پیچیده و باظرافت بود که بعضی‌وقت‌ها با خودمان فکر می‌کنیم انگار آکادمی از آینده خبر داشته و به درستی صبر کرده تا اسکارش را برای بهترین کارش به او بدهد.

انگار با فیلم شخصی و جمع‌و‌جوری سروکار داریم که چهره درمانده و بهت‌زده‌ی کاراکترهایش را با لانگ‌شات‌های عظیمش عوض نمی‌کند

از نورپردازی‌های برنزی و زیبای فلش‌بک‌ها تا ازدواج شکست‌خورده‌ی کاب (لئوناردو دی‌کاپریو) و مال (ماریتون کوتیار) تا تعقیب و گریزهای نفسگیر در خیابان‌های مومباسا که به گیر کردن کاب در میان دو دیوار در حالی که دوربین به سمت صورتش خیز برمی‌دارد ختم می‌شود. فیستر نشان داد که می‌دانسته دارد چه کار می‌کند و از هویت و تک‌تک معنا و ویژگی‌های پشت سناریو خبر داشته است. تک‌تک انتخاب‌های فیستر نشان می‌دهد که او می‌دانسته که با فیلمی طرف است که در آن واحد باید یک داستان سرقت‌محورِ پرهیجان باشد و هم داستان شخصی مردی که با مرگ همسرش کنار نیامده است. یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود فیستر لیاقت این اسکار را داشته باشد به خاطر این است که او و نولان فهمیده بودند که باید خلاف جهت بلاک‌باسترهای روز حرکت کنند. اگرچه در فیلم صحنه‌ای وجود دارد که پاریس با تمام آسمان‌خراش‌هایش همچون کاغذ تا می‌شود، اما آنها فیلم را طوری کارگردانی و تصویربرداری کرده‌اند که انگار با فیلم شخصی و جمع‌و‌جوری سروکار داریم که چهره درمانده و بهت‌زده‌ی کاراکترهایش را با لانگ‌شات‌های عظیمش عوض نمی‌کند. احتمالا به خاطر همین است که اگرچه با یک فیلم ۱۶۰ میلیونی سروکار داریم، اما فیستر و نولان موفق به خلق تصاویری شده‌اند که ما را از همان سکانس آغازین در ساحل دریا تا چرخیدن بی‌پایان فرفره در انتها همراه با رویاهای کاب نگه می‌دارند.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین بازیگر مرد مکمل سال ۲۰۱۰

کریستین بیل برای «مبارز» (The Fighter)

در زندان تعدادی زندانی دور یک تلویزیون فکستنی جمع شده‌اند و در حال تماشای مستندی درباره‌ی اعتیاد به کرک هستند که شامل هم‌سلولی‌شان دیکی اکلاند (کریستین بیل) هم می‌شود که کم‌و‌بیش دارد از شهرت تلویزیونی‌اش لذت می‌برد. با این حال در جریان دادگاهش وقتی چشم دیکی به تصویری از پسرش که به‌طور معصومانه‌ای به او نگاه می‌کند می‌افتد، دیکی تصمیم می‌گیرد که دیگر بس است. او بعد از اینکه تلویزیون را خاموش می‌کند و در حالی که به زور می‌تواند جلوی گریه کردنش را بگیرد می‌گوید: «اون پسرمه. داره گریه می‌کنه و به من نیاز داره و منِ لعنتی ایجا گیر افتادم؟» این فقط یکی از به‌یادماندنی‌ترین سکانس‌های فیلم دیوید اُ.راسل است که نگاهی به زندگی دیکی و برادرش میکی وارد (مارک والبرگ)، بوکسورهای بیچاره‌ی اهل لوول ایالت ماساچوست می‌اندازد. در دنیای واقعی وارد و والبرگ با هم رفیق هستند و ظاهرا والبرگ هم سال‌ها برای این نقش تمرین کرده بوده است. اما در نهایت ستاره‌ی اول و آخرِ «مبارز»، کریستین بیل و آن لحظه‌ای است که او متوجه‌ی جدیت و سنگینی شکست‌هایش به عنوان یک پدر می‌شود. مثل همیشه بیل خیلی کار کرد تا از لحاظ فیزیکی به دیکی نزدیک شود. او آن‌قدر وزن کم کرد و به چنان آدم نحیف و شکسته‌ای تغییر شکل داد که در نگاه اول هیچ شباهتی به قهرمان عضلانی خیابان‌های گاتهام ندارد. اما دستاورد ظاهری او در مقایسه با احساسات خشمگینانه و پرالتهابی که به این نقش آورده در جایگاه دوم قرار می‌گیرد. بیل به بهترین شکل ممکن درون جلد پدر، برادر و پسری قرار می‌گیرد که با خودخواهی‌ها و کاستی‌هایش در یک رینگ قرار می‌گیرد و تا نفس آخر برای شکست دادن آنها مشت می‌زند.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی سال ۲۰۱۰

آرون سورکین برای «شبکه‌ی اجتماعی» (The Social Network)

اگر کایکل باکال و ادگار رایت برای «اسکات پیلگریم علیه دنیا» (Scott Pilgrim Vs. The World)، فیلم کامیک‌بوکی دیوانه و رنگارنگشان نامزد می‌شدند، این جایزه لایق آنها یبود، اما از آنجایی که آنها در رقابت حضور نداشتند، تنها برنده‌ی لایقی که می‌ماند سناریوی خنده‌دار و از لحاظ اخلاقی پیچیده و خارق‌العاده‌ی آرون سورکین درباره‌ی خالق فیس‌بوک بود. از قضا «شبکه‌ی اجتماعی» یکی از بهترین فیلم‌های قرن بیست و یکم هم است و بخش زیادی از این موفقیت به خاطر نگاه هنرمندانه‌ی سورکین به زندگی مارک زاکربرگ که به استعاره‌ای درباره‌ی انسان تکنولوژی‌زده مدرن تبدیل می‌شود است. این در حالی است که حجم فوق‌العاده زیاد و پیچیده‌ی دیالوگ‌ها به فیلمی ختم شده که در اوج آینده‌نگرانه بودن، حس‌و‌حالی بدوی هم دارد. دیالوگ‌ها در سناریوهای سورکین مثل همان گلوله‌هایی هستند که کاراکترهای فیلم‌های اکشن به یکدیگر شلیک می‌کنند و «شبکه‌ی اجتماعی» اکشن‌ترین فیلم سورکین است.

او با تک‌تک سخنرانی‌های خودخواهانه‌ی کاراکترها و با هر انفجار خشمشان کاری می‌کند تا فعل و انفعالات شیمیایی داخل مغز و زندگی آنها را حس کنیم. اگرچه «شبکه‌ی اجتماعی» سه تا اسکار برنده شد و ۲۲۴ میلیون دلار در باکس آفیس جهانی فروخت، اما یکی از بزرگ‌ترین انتقاداتی که به آن می‌شود، عدم صحت و پایبند بودن آن به واقعیت است. راستش این دقیقا همان چیزی است که سناریوی سروکین را به سناریوی انقلابی و دقیق‌تری تبدیل می‌کند. سورکین در نوشتن این فیلمنامه به واقعیت پایبند نماند و این نه تنها کاری کرد تا فیلمنامه‌اش به فیلمنامه‌ی منحصربه‌فردی در مقایسه با ۹۹ درصد فیلم‌های زندگینامه‌ای دیگر تبدیل شود، بلکه با این کار فیلمی ساخت که فقط درباره‌ی زندگی زاکربرگ نبود، بلکه درباره‌ی تمام آدم‌هایی بود که اکانت فیس‌بوک دارند. صحنه‌ای در فیلم است که زاکربرگ تنها در اتاق کنفرانس منتظر نشسته و به صفحه‌ی کامپیوترش زل زده تا دوست سابقش اریکا (رونی مارا) درخواست دوستی او را قبول کند. اگرچه این صحنه‌ در واقعیت وجود نداشته، اما دلیل قرار دادن آن توسط سورکین در فیلمنامه مشخص است. فیس‌بوک با تمام قدرتی که در زمینه‌ی افزایش تعاملات انسان‌ها دارد، به همان اندازه ما را از لحاظ ایدئولوژیکی و احساسی دور می‌کند. و می‌توان تصور کرد که خالق واقعی فیس‌بوک هم این موضوع را باور دارد.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین کارگردان سال ۲۰۱۳

آلفونسو کوآرون برای فیلم «جاذبه» (Gravity)

سال‌ها پیش آلفونسو کوآرون به یک مشکل مالی برخورد کرد. اگرچه او شارلوت گینزبورگ و دنیل اوتیل را برای فیلم جاده‌ای‌اش «پسری و کفشش» جذب کرده بود، اما پروژه از لحاظ مالی مورد حمایت قرار نگرفت و به جایی نرسید. این باعث شد تا کوآرون با ماموریت جدیدی به فیلمبردار افسانه‌ای سینما یعنی امانوئل لوبزکی زنگ بزند و بگوید: «بی‌خیال فیلم‌های مستقل! بیا به چیز بزرگ بسازیم! بیار به فیلم استودیویی کار کنیم!».این فیلم استودیویی «جاذبه» از کار درآمد که سه‌تا اسکار برنده شد و رفت تا ۷۲۳ میلیون دلار در دنیا بفروشد. البته اگرچه کوآرون با هدف ساختن یک «فیلم بزرگ» دست به کار شده بود، اما نتیجه‌ی کارش را به راحتی نمی‌توان به چنین واژه‌هایی توصیف کرد.

بله، با فیلمی طرفیم که به‌طور کامل در مدار زمین جریان دارد و درباره‌ی فضانوردهایی به اسم‌های رایان استون (ساندرا بولاک) و مت کوآلسکی (جورج کلونی) است که سعی می‌کنند تا از پیدا شدن ناگهانی سروکله‌ی آت‌و‌آشغا‌ل‌های فضایی جان سالم به در ببرند. و تمام اینها یعنی با یک بلاک‌باستر بزرگ طرفیم. ولی مهارت کوآورن این بود که تلاش برای بقا در فضا را به داستان شخصی مادری غم‌زده که دخترش را از دست داده بود تبدیل کرده بود که به دلیلی برای زندگی کردن نیاز داشت. وقتی «جاذبه» اکران شد، اکثرا آن را به خاطر دستاوردهای خارق‌العاده‌اش در فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه ستایش کردند. اما خود کوآورن فیلم را داستانی درباره‌ی «تولد دوباره» توصیف می‌کند. فیلم در اسکار اگرچه جایزه‌های بخش ویژوآل را درو کرد، اما وقتی حتی کوآورن و پسرش جوناس که فیلم را دو نفری نوشته بودند به فهرست نامزدهای بهترین فیلمنامه‌ی اورجینال هم راه پیدا نکرده‌اند، معلوم شد که اسکار هم به جماعت کسانی که معنای اصلی فیلم را اشتباه فهمیده است پیوسته است. در حالی که «جاذبه» انرژی اصلی‌اش را نه از نماهای CGI فک‌اندازش، بلکه از احساس موجود در سفر رایان برای به کنترل گرفتن دوباره‌ی زندگی‌اش می‌گیرد.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین جلوه‌های ویژه سال ۲۰۱۴

فیلم «بین‌ستاره‌ای» (Interstellar)

جادوی تصاویر «بین‌ستاره‌ای» از جایی شروع می‌شود که فهمیدیم متیو مک‌کانهی و آنا هاتاوی وقتی به کهکشان خیره می‌شدند، در واقع در حال نگاه کردن به پرد‌ه‌ای سبز رنگ نبودند، بلکه نولان در هنگام ضبط فیلم از پخش دیجیتالی ستاره‌ها بر روی در و دیوار استفاده کرده بوده تا واکنش بازیگران و چیزی که تماشاگران می‌بینند تا حد ممکن به واقعیت نزدیک باشد. نکته‌ای که اما درباره‌ی جلوه‌های ویژه‌ی «بین‌ستاره‌ای» فراموش می‌شود این است که اگرچه با فیلمی طرفیم نیستیم که در این زمینه انقلاب کرده باشد، اما همزمان با یکی از اغواکننده‌ترین فیلم‌های هزاره‌ی جدید از لحاظ بصری طرفیم. نولان با عدم استفاده از تکنولوژی سه‌بعدی و تصاویر کامپیوتری کاری کرده تا ماجراجویی آخرالزمانی‌اش در فضا به اندازه‌ی «آواتار» در زمینه‌ی نوآوری‌های تصویری مورد ستایش قرار نگیرد، اما در مقابل دنیای آینده‌نگرانه‌ای را خلق کرده که همزمان زیبا و دست‌یافتنی است. دنیایی که در آن همه‌ی چیزهای عجیب و غریبی که می‌بینیم کاملا خیالی نیست و در کانسپتی واقعی یا تئوری علمی قابل‌باوری ریشه دارند.

نولان باور دارد بهترین نحوه‌ی استفاده از CGI خلق کاراکترها و لوکیشن‌های کاملا جدید از صفر نیست

نولان باور دارد بهترین نحوه‌ی استفاده از CGI، نه خلق کاراکترها و لوکیشن‌های کاملا جدید از صفر، که ایجاد تغییرات کوچک و اصلاح نامحسوس چیزهای واقعی است. چنین روشی در جریان «اینسپشن» و سه‌گانه‌ی «شوالیه‌ی تاریکی» به‌طرز فوق‌العاده‌ای به او کمک کرد و او آن را به همان شکل در «بین‌ستاره‌ای» هم به کار گرفت. در این زمینه می‌توان به سکانسی اشاره کرد که فضانوردان‌مان در پرده‌ی سوم فیلم وارد سیاره‌ی بیگانه‌ای می‌شوند. سیاره‌ای که فیلمساز برای خلق آن از تصاویر واقعی مناطق یخ‌زده‌ی ایسلند و دستکاری‌های دیجیتالی بهره برده است و این توهم را ایجاد کرده که انگار ما در حال نگاه کردن به یک سیاره‌ی دست‌نخورده‌ی دورافتاده هستیم. در طول فیلم با ترکیب رویاهای دیجیتالی و واقعیت‌های زمینی طرف می‌شویم. برای مثال می‌توان به نماهای آن سیاه‌چاله‌ی غول‌پیکر اشاره کرد که کیت تورن، پروفسور فیزیک نظری و تهیه‌کننده‌ی اجرایی فیلم آن را از لحاظ علمی تایید کرده است. بالاخره وقتی با علمی‌-تخیلی‌ای طرفیم که بیشتر از هر چیز دیگری درباره‌ی روابط بین والدین و بچه‌هایشان و دردهای گذشت زمان است، پس باید هم جلوه‌های ویژه‌اش هم تا حد ممکن واقعی باشد.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین کارگردان سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶

آلخاندرو جی. ایناریتو برای فیلم‌های «بردمن» (Birdman) «ازگوربرخاسته» (The Revenant)

با اینکه آلخاندرو گونزالس ایناریتو تاکنون چهار اسکار برنده شده، اما بعضی‌وقت‌ها به نظر می‌رسد این اسکارهای معمولی کافی نیست و آکادمی باید با جایزه‌ی ویژه منحصربه‌فردترین فیلمساز هم از او تقدیر کند. مخصوصا بعد از اینکه او با «بابل» چنان فیلم عجیب و غریبی را درباره‌ی تعاملات جهانی بشریت ساخت. اما او بالاخره با «بردمن»، کمدی/درام نیمه‌ابرقهرمانی‌اش و «ازگوربرخاسته»، داستان انتقام‌جویانه‌ی لئوناردو دی‌کاپریو بود که مورد تحسین گسترده‌ی منتقدان و البته آکادمی قرار گرفت. عده‌ای باور دارند که ایناریتو نباید دو سال پشت سر هم این جایزه را برنده می‌شد. اما حقیقت این است که او موفق شد برای دو سال پیاپی ما را با مهارت‌های غیرمنتظره‌ی فیلمسازی‌اش شوکه کند و شاید یکی از بهترین تصمیم‌های تاریخ آکادمی این بود که هر دو بار متوجه این موضوع شد و از او تقدیر کرد. «بردمن» فیلمی است که راستش تاکنون شبیه‌اش را ندیده بودیم. در حالی که اکثر نامزدهای بهترین فیلم اسکار آثاری هستند که نسخه‌ی بهتری از فیلم‌های دیگری هستند یا از ساختارهای یکسانی بهره می‌برند، «بردمن» اما دو ساعت غافلگیری یکسره و بی‌توقف بود. فکرش را کنید: فیلم یکی از موضوعات تخصصی حوزه‌ی فیلمسازی مثل افزایش بلاک‌باسترهای ابرقهرمانی و توجه‌ی بیش از اندازه‌ی مردم به آنها و روی برگرداندن از روی هنر واقعی را برمی‌دارد و براساس آن داستان شخصی مردی را تعریف می‌کند که برای اثبات هنرش به خودش می‌خواهد به هر ترتیبی شده تئاترش را روی سن برادوی ببرد. نتیجه فیلمی است که یک‌لحظه خودمان را در حال قدم زدن در راهروهای تنگ و تاریک برادوی پیدا می‌کنیم، لحظه‌ای بعد با آشفتگی ذهنی کاراکتر مایکل کیتون در اتاق گریم تنها می‌شویم، یک ثانیه بعد او را در حال پرواز بر فراز نیویورک می‌بینیم و لحظه‌ای دیگر او را در حال دویدن با زیر شلواری در میدان تایمز پیدا می‌کنیم. «بردمن» مثل جریان سیال رویایی می‌ماند که دست از تمام شدن برنمی‌دارد.

از سوی دیگر «ازگوربرخاسته» اگرچه از نظر فرم و اجرا خیلی به «بردمن» شبیه است، اما تجربه‌ی کاملا متفاوتی را ارائه می‌دهد. اینجا با این هجوِ خنده‌دار سروکار نداریم و جای آن را گِل و خون و عرق و برف و انتقام گرفته است. فیلمی که با واقع‌گرایی تمام‌عیارش کاری می‌کند که لحظه به لحظه‌ی نبرد مردی تنها با طبیعتی غول‌آسا را احساس کنیم. لئوناردو دی‌کاپریو در نقش هیو گلس بعد از اینکه حسابی توسط یک خرس لعنتی تکه‌و‌پاره شد باید رفیقی که از او نارو خورده بود با بازی بسیار ترسناک تام هاردی را به سزای اعمالش برساند و در این راه او باید جگر داغ و خام گوزن را دندان بزند، درون بدن اسب بخوابد و در سرمای مرگبار زمستان سگ‌لرزه بزند. «ازگوربرخاسته» شاید توسط عده‌ای به خاطر جدی گرفتن افراطی خودش مورد انتقاد قرار گرفته باشد، اما اتفاقا داستان هیو گلس نه فقط به خاطر پیچیدگی روانشناسی شخصیت اصلی‌اش، بلکه به خاطر رعایت تک‌تک نکات منطقی‌اش شگفت‌انگیز است. ایده‌ی انتقام شاید تکراری باشد، اما تصویر مرد نیمه‌مُرده‌ای که پاهایش برای عبور از رودخانه‌ی منجمدکننده‌ای که جلوی رویش سبز شده جان ندارد، یعنی استفاده از جدیت و واقع‌گرایی برای تزریق تنش به پیش‌پاافتاده‌ترین اتفاقات و موانع سر راه شخصیت اصلی.

فیلم های لایق برنده جایزه اسکار

بهترین تدوین سال ۲۰۱۵

مارگارت سیکسل برای فیلم «مد مکس: جاده‌ی خشم» (Mad Max: Fury Road)

وقتی درباره‌ی تدوین حرف می‌زنیم منظورمان دقیقا چیست؟ معمولا منظورمان کات‌های پرزرق‌و‌برق و قابل‌تشخیص و به‌یادماندنی‌ای مثل تبدیل شدن یک استخوان به فضاپیما در «۲۰۰۱: یک ادیسه‌ی فضایی» است. اما راستش تدوینگرها این قدرت را دارند تا احساس و کیفیت یک فیلم را از این‌رو به آن‌رو کنند. آنها همان کسانی هستند که می‌توانند یک فیلم را شاهکار کنند و در افزایش تاثیر داستان و کارگردانی تاثیرگذار باشند. درست مثل کاری که ورنا فیلدز با مخفی نگه داشتن کوسه‌ی اسپیلبرگ خارج از دید تماشاگران در اکثر زمان «آرواره‌ها» انجام داد. اما حتی این مثال هم نمی‌تواند قدرت بلامنازغی را که تدوینگران روی فیلم دارند منتقل کند. خلق فیلم شاید برعهده‌ی کارگردانان باشد، اما برای اینکه راش‌های بسیار بسیار زیادی که به اتاق تدوین تحویل داده می‌شوند به روایتی منسجم تبدیل شوند، به مهارت یک تدوینگر نیاز داریم. تدوینگر است که توهم تماشای تصاویر و صداها و ایده‌ها و احساساتی سیال را ایجاد می‌کند.

مارگارت سیکسل چنین کاری را به بهترین شکل ممکن برای «مد مکس: جاده‌ی خشم» انجام داد. شاید فیلم در ظاهر یک سری تصاویر «وحشیانه‌ی بی‌توقف» به نظر برسد، اما همین سیکسل بوده که با کارش باعث شده ما الان بتوانیم این فیلم را یک سری تصاویر وحشیانه‌ی بی‌توقف توصیف کنیم. او نه تنها یک روایت مستحکم به وجود آورده، بلکه همه‌چیز را با چنان ظرافت، احساس، دقت و جزییاتی به هم دوخته است که به کیفیت و هیجان محصول نهایی که جورج میلر در ذهن داشته دست پیدا کرده است. سیسکل درست مثل میلر می‌دانسته که فقط جهنم نفسگیری از تعقیب و گریز نمی‌تواند روح‌مان را درگیر این بکش‌بکش کند. بنابراین ما با لحظاتی مثل وقتی که نگاه‌های فیوریوسا و مکس در بحبوحه‌ی نبردشان با فاشیست‌های ایمورتان جو با هم گره می‌خورد روبه‌رو می‌شویم. کاری که سیکسل با «جاده‌ی خشم» کرده آن‌قدر پرجزییات و پر از ریزه‌کاری است که در یکی-دوتا پاراگراف نمی‌توان حق مطلب را به آن ادا کرد.

The post برندگان اسکاری که لایقش بودند!+عکس appeared first on آلامتو.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها خاموش